به انگيزه فرا رسيدن ايام نوروز
|
به انگيزه فرا رسيدن ايام نوروز
طنزپردازان تئاتر خاطرات شيرين خود را براي سايت ايران تئاتر بازگو کردند شنبه 24 اسفند 1387 ساعت 12:57:00 PM تعداد بازدید: 9
| ||||
پيمان شيخي: فصل بهار و آغاز نوروز هميشه براي ما ايرانيان بهانههاي مختلفي را با خود به همراه ميآورد. از جمله اينکه کمي بخنديم و شاد باشيم. به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين ميان امسال به سراغ تعدادي از اهالي تئاتر رفتيم که از قضا هميشه در کار خنداندن مردم هستند. اما پرسش ما از آنها اين بود: خندهدارترين خاطره دوران کاريتان تا به امروز چه بوده است؟ مرتضي احمدي: خندهاي که نمايش را تعطيل کرد مرتضي احمدي بازيگر پيشکسوت تئاتر ميگويد:«سال 1328 يا 1329 در نمايشي که در تئاتر فرهنگ آن زمان و تئاتر پارس فعلي روي صحنه بود، من به عنوان بازيگر مقابل مرحوم تفکري که در آن زمان معروف به قهرمان کمدي کشور بود، ايفاي نقش ميکردم. در اين نمايش نقش من فرزندي لوس و بيکاره بود که از پدرم که مرحوم تفکري نقش آن را بازي ميکرد، کلاشي ميکردم و مثلاً مقداري سم خريده بودم و هر گاه که پدر حاضر نميشد به من پول بدهد او را تهديد ميکردم که اگر پول ندهد سم را ميخورم و خودکشي ميکنم. من هر شب مرحوم تفکري را روي صحنه ميخنداندم و او ميگفت که اين کار را نکنم، تا عاقبت در يکي از اجراها وقتي من اين ديالوگ را گفتم تفکري برخلاف متن چيز ديگري گفت و من که انتظار شنيدن ديالوگي غير از متن را نداشتم آن قدر خنديدم که مجبور شديم پرده را بکشيم.» عليرضا خمسه: بازيگر فراموش کار عليرضا خمسه بازيگر پرتوان ژانر کمدي هنرهاي نمايشي کشورمان ميگويد:«بارها پيش آمده که در حال ايفاي نقش تا آستانه خنده رفتهام، اما تربيت بازيگريام اجازه خنديدن را به من نداده است. اما در همين ارتباط خاطرهاي دارم که مربوط به سالها قبل و اجراي نمايش"دايره گچي قفقازي" ميشود. در آن زمان مهدي هاشمي در نقش قاضي ايفاي نقش ميکرد و بايد افراد مختلفي به او مراجعه ميکردند، در يکي از شبهاي اجرا، يکي از بازيگران که در فاصله دو صحنه ورود خود به يکي ديگر از سالنهاي نمايش رفته بود و ظاهراً اصلاً فراموش کرده بود که در اين نمايش بازي ميکند، وقتي نوبت به نقشش رسيد، مهدي هاشمي چند بار گفت:«نفر بعدي، نفر بعدي، ولي کسي وارد صحنه نشد. بنابراين من که ديالوگهاي او را حفظ بودم با لباس معمولي وارد صحنه شدم و شروع به بازي کردم. در اين زمان بود که مهدي هاشمي بسيار تلاش کرد تا بتواند جلوي خندهاش را بگيرد.» حسن اکليلي: ماجراي موش روي صحنه حسن اکليلي که سالها در عرصه تئاتر اصفهان فعاليت دارد ميگويد:«چند سال قبل در نمايش در نقش يک پيرمرد منزوي که در زيرزمين زندگي ميکند ايفاي نقش ميکردم. در يکي از صحنهها عروس خانواده از من ميپرسيد که روي چراغ خوراکپزي چه چيزي ميپزم و من جواب ميدادم که اين جا چيزي جز موش پيدا نميشود که بپزم. او ميترسيد و در حين فرار، من خطاب به جمعيت ميگفتم زنها از يک گردان شوهر نميترسند ولي از يک موش ميترسند. در يکي از شبها وقتي اين ديالوگ را گفتم با خنده بيش از حد مردم و شلوغي در ميان تماشاگران مواجه شدم؛ چرا که ظاهراً در همين زمان يک موش روي صحنه آمده و بعد هم زير پاي چند تن از تماشاگران خانم ميدود که کاملاً اتفاقي بود ولي مرا به شدت به خنده انداخت.» اصغر سمسارزاده: پاشنه کفش بازيگر اصغر سمسارزاده بازيگر پيشکسوت تئاتر کمدي کشور نيز ميگويد:«چند سال قبل در تئاتر گلريز مشغول اجراي يک نمايش کمدي بودم که در يکي از صحنههاي نمايش پاشنه کفش بازيگر خانمي که نقش مقابل مرا بازي ميکرد در سوراخي که نميدانم چرا روي صحنه تعبيه شده بود، فرو رفت و به شدت به زمين خورد. من هم که کاري از دستم برميآمد، بياختيار شروع به خنديدن کردم، در حالي که بالاي سر او ايستاده بودم. اين کار علاوه بر اين که موجب خنديدن مردم شد، خودم را هم به شدت خنداند که در دوران کاريام اتفاق نيفتاده بود. به انگيزه فرا رسيدن ايام نوروزطنزپردازان تئاتر خاطرات شيرين خود را براي سايت ايران تئاتر بازگو کردند مرتضي احمدي بازيگر پيشکسوت تئاتر ميگويد:«سال 1328 يا 1329 در نمايشي که در تئاتر فرهنگ آن زمان و تئاتر پارس فعلي روي صحنه بود، من به عنوان بازيگر مقابل مرحوم تفکري که در آن زمان معروف به قهرمان کمدي کشور بود، ايفاي نقش ميکردم. در اين نمايش نقش من فرزندي لوس و بيکاره بود که از پدرم که مرحوم تفکري نقش آن را بازي ميکرد، کلاشي ميکردم و مثلاً مقداري سم خريده بودم و هر گاه که پدر حاضر نميشد به من پول بدهد او را تهديد ميکردم که اگر پول ندهد سم را ميخورم و خودکشي ميکنم. من هر شب مرحوم تفکري را روي صحنه ميخنداندم و او ميگفت که اين کار را نکنم، تا عاقبت در يکي از اجراها وقتي من اين ديالوگ را گفتم تفکري برخلاف متن چيز ديگري گفت و من که انتظار شنيدن ديالوگي غير از متن را نداشتم آن قدر خنديدم که مجبور شديم پرده را بکشيم. [ ادامه ] شنبه 24 اسفند 1387 ساعت 12:57:00 PM تعداد بازدید: 9 | ||||
|+|نوشته شده در شنبه 24 اسفند1387 ساعت 14:9 توسط پیمان شیخی
|
آخرین نوشته ها
بزرگواران سلام
جلسه نقد و بررسی نمایش رستم و سهراب
نمایش: باغ شکر پاره کارگردان: دکتر قطب الدین صادق عکس از : پیمان شیخی
عکس پرتره هنرمندان عکس از : پیمان شیخی شماره 3
نمایش: مرثیه ای برای یک سبک وزن کارگردان: ایوب آقاخانی عکس : پیمان شیخی
جلسه پرسش و پاسخ نمایش " مرثیه ای برای یک سبک وزن
حضور محمد خزایی در برنامه صدای صحنه رادیو گفت و گو
برنامه رادیویی " پیدا و پنهان"
سلطان عثمانف در برنامه " جام ارگ" رادیو تهران
درباره ی آلبوم با مردم بیگانه
جلسه نقد و بررسی نمایش رستم و سهراب
نمایش: باغ شکر پاره کارگردان: دکتر قطب الدین صادق عکس از : پیمان شیخی
عکس پرتره هنرمندان عکس از : پیمان شیخی شماره 3
نمایش: مرثیه ای برای یک سبک وزن کارگردان: ایوب آقاخانی عکس : پیمان شیخی
جلسه پرسش و پاسخ نمایش " مرثیه ای برای یک سبک وزن
حضور محمد خزایی در برنامه صدای صحنه رادیو گفت و گو
برنامه رادیویی " پیدا و پنهان"
سلطان عثمانف در برنامه " جام ارگ" رادیو تهران
درباره ی آلبوم با مردم بیگانه
آرشيو وبلاگ
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30




