تبليغاتX
paymanshaikhi
گفت‌وگو با ساشا دونجروويچ کارگردان نمايش"باغ آلبالو"
تئاتر نشان دهنده روح يک فرهنگ
گفت‌وگو با ساشا دونجروويچ کارگردان نمايش"باغ آلبالو"
جمعه 11 بهمن 1387  ساعت 12:24:00 PM      تعداد بازدید: 11
ايران تئاتر -  سرویس گفت و گو 0 نظر نسخه‌ی چاپ

پيمان شيخي:

ساشا دونجروويچ يکي از کارگردانان تئاتر انگلستان است که امسال براي نخستين بار با نمايش"باغ آلبالو" اثر آنتوان چخوف به ايران آمده و در بخش مسابقه بين‌الملل بيست‌وهفتمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر حضور پيدا کرده است.
او که اين نمايش را با شيوه اجرايي Side Pacific و در اداره برنامه‌هاي تئاتر و خانه نمايش اجرا کرد ‌‌با استقبال کم نظير تماشاگران مواجه شد.
‌ گپ‌ کوتاه ما را با او در رابطه با اجراي اين نمايش ‌مي‌خوانيد:


چه چيزي باعث شد که خانه نمايش را براي اجراي نمايش"باغ‌ آلبالو" انتخاب کنيد؟
آن چه مد نظر من بود خانه‌اي با سبک و خصوصيات قرن نوزدهم به همراه باغي بود که بتوان در آن نمايش را اجرا کرد، ولي از آن جا که چنين امکاني براي جشنواره مقدور نبود، خانه نمايش را به من معرفي کردند.
من در ابتدا براي اين مسئله قدري ناراحت بودم و با حسين ‌مسافرآستانه دبير برگزاري جشنواره تئاتر فجر صحبت کردم ولي طبق نظر ايشان امکان در اختيار گذاردن مکان ديگري نبود و من مجبور بودم که اين جا را قبول کنم. بنابراين به همراه آتيلا پسياني حدود دو ساعت در اين ساختمان حضور پيدا کردم و محل مورد توجهم قرار گرفت و احساس کردم که منظره زيبايي را براي من به وجود مي‌آورد به گونه‌اي که گفتم اگر خانه ديگري را نيز در اختيار من بگذارند نمي‌پذيرم.
با توجه به اين که اجراهاي مختلف‌ نمايش"باغ آلبالو" را ديده‌ايم، پرسش من اين است که چرا اين شيوه اجرايي را انتخاب کرديد؟
مکان اجرايي که من در نظر دارم اين است که نمي‌تواند يک جاي سنتي و قديمي باشد و تم اجرايي که من در نظر دارم Side Specifie نام دارد؛ بدين معني که نمي‌تواند يک جاي سنتي و قديمي براي اجراي نمايش باشد و فضاي تئاترهاي قديمي را ندارد. حتي مي‌تواند يک خانه يا يک ساختمان باشد و در حقيقت مکاني باشد که کاملاً با ساختمان متداول تئاتر متفاوت است و شنوندگان و بينندگان ما مي‌توانند از زاويه‌هاي مختلفي اين نمايش را ببينند.
نورپردازي که شما براي نمايش"باغ آلبالو" در نظر گرفته‌ايد داراي شکل و شيوه خاصي است، قدري در اين ارتباط توضيح بفرماييد؟
با توجه به اين که شيوه اين نمايش ‌Side Specific است و نمايش در فضاي واقعي اجرا مي‌شود، بنابراين نورپردازي آن نيز بايد متناسب با فضاي نمايش باشد. ما به لامپ و آباژور در فضاي بيروني‌ ساختمان نياز داشتيم تا بتوان فضا ‌را با نمايش هماهنگ کرد. بنابراين اين نوع نورپردازي را انتخاب کردم.
‌با اجراي اين نمايش خواستم اين نوع تفکر را انتقال دهم که يک نمايش صرفاً نبايد در يک تالار اجرا شود و مي‌توان‌ در هر جايي آن را اجرا کرد.
براي ضبط برخي از تله تئاترها از دو يا سه لوکيشن مختلف استفاده مي‌شود، شما تا چه اندازه از چنين شيوه‌اي تاثيرپذيري داشته‌ايد؟
اين پرسش بسيار خوبي است. اتفاقاً اين انگيزه مهمي بود براي استفاده از اين ‌شيوه در اجراي‌ ‌"باغ آلبالو". همواره به بازيگران نمايش مي‌گويم که به گونه‌اي ايفاي نقش کنند که احساس کنند يک دوربين جلوي آن‌ها قرار دارد.
در اين نمايش تلفيق بازيگران ايراني و انگليس را مي‌بينيم اما نکته سوال برانگيز اين است که ديالوگ‌ها به صورت فارسي و انگليسي رد و بدل مي‌شود که براي بازيگران انگليسي کار سختي است، چرا اين کار سخت را انتخاب کرديد؟ ‌
‌به اعتقاد من تئاتر روح يک فرهنگ را نشان مي‌دهد، در واقع در رابطه با چيزي صحبت مي‌کنيم که تا حد زيادي جنبه انساني دارد. آنتوان چخوف در نمايشنامه"باغ آلبالو" همين ارتباطات انساني را نشان داده است. اين نمايشنامه در رابطه با باورها، روياها و تصورات زيادي است که به وضوح در اين نمايش ديده مي‌شوند. من به همين دليل اين بازيگران که متشکل از بازيگران ايراني و انگليسي هستند را انتخاب کردم و شخصيت‌هاي آنيا، پتشا، گايو در تمام نمايش در حال رويابافي و تخيل هستند. تصميم گرفتم هر جا که آرزو و تخيلي است به عهده هنرپيشه‌هاي ايراني باشد و قسمت‌هايي که وارد دنياي واقعي مي‌شود به عهده بازيگران انگليسي باشد تا اين‌که چنين تلفيقي به وجود آمد. در حقيقت ما در زبان فارسي تخيل داريم و در زبان انگليسي زندگي واقعي.
همه مي‌دانند که مردم ايران به ماورا معتقدند و شايد بتوان گفت انسان‌هاي رمانتيک و آرمانگرايي هستند. آيا چنين انديشه‌اي موجب اين تصميم شما شده يا شيوه‌اي در اجراي شما به حساب مي‌آيد؟
من از قبل با ايران در ارتباط بوده‌ام و اميررضا کوهستاني نيز در دانشگاه منچستر شاگرد من است و سال گذشته نيز نمايش"کشتي شيطان" به کارگرداني آتيلا پسياني را ديدم و اين ارتباط را از قبل با ايراني‌ها داشته‌ام. برداشتي که من از ايران دارم اين است که ايران سرزميني است که با روح ارتباط دارد، اکثر کارهاي من نيز زمينه‌هايي از يونان و رم داشته‌ و احساس مي‌کنم ايران از تاريخ و پيشينه بسيار غني برخوردار است و همين امر نيز در کار من بسيار تاثير داشته بنابراين تصميم گرفتم از هنرپيشه‌هاي ايراني استفاده کنم. اکنون در غرب همه چيز در ارتباط با پول است و اين مسئله در رأس امور قرار دارد. تصميم گرفتم به ايران بيايم شايد به خاطر اين که بتوانم از آن فضا فرار کنم.
با توجه به سيل عظيم تماشاگران‌، آيا پيشنهادي براي اجراي عمومي اين نمايش در ايران ‌داريد‌؟
محمد اطبايي مسئول امور بين‌الملل مرکز هنرهاي نمايشي ايران چنين پيشنهادي را به من داده است چرا که فضاي ساختمان اداره تئاتر کوچک است و نمي‌توانيم ميزبان بيش از 60 نفر تماشگر باشيم، بنابراين تمايل اجراي عمومي از سوي من نيز وجود دارد ولي به طور قطعي چيزي مشخص نشده است.
تماشاگران جشنواره ‌را در چه سطحي ديديد؟ آيا مفاهيم مورد نظرتان به آن‌ها انتقال داده مي‌شود؟
فکر مي‌کنم اين اتفاق ‌‌افتاده و تماشاگران مفهوم نمايش را به خوبي متوجه مي‌شوند. مثلاً روز گذشته تماشاگران ‌دوست داشتند به قسمت‌هاي مختلف سرک بکشند تا ببينند چه اتفاقي رخ مي‌دهد و اين بسيار خوب است چرا که آن‌ها خود را در يک فضاي واقعي احساس کرده بودند. اين مسئله براي هنرپيشه‌هاي کار کابوس بود اما براي من بسيار جذاب بود.
 
تئاتر نشان دهنده روح يک فرهنگ
گفت‌وگو با ساشا دونجروويچ کارگردان نمايش"باغ آلبالو"
جمعه 11 بهمن 1387  ساعت 12:24:00 PM
تصميم گرفتم هر جا که آرزو و تخيلي است به عهده هنرپيشه‌هاي ايراني باشد و قسمت‌هايي که وارد دنياي واقعي مي‌شود به عهده بازيگران انگليسي باشد تا اين‌که چنين تلفيقي به وجود آمد.  [ ادامه ]

|+|نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387 ساعت 14:36 توسط پیمان شیخی |
آخرین نوشته ها
بزرگواران سلام
جلسه نقد و بررسی نمایش رستم و سهراب
نمایش: باغ شکر پاره کارگردان: دکتر قطب الدین صادق عکس از : پیمان شیخی
عکس پرتره هنرمندان عکس از : پیمان شیخی شماره 3
نمایش: مرثیه ای برای یک سبک وزن کارگردان: ایوب آقاخانی عکس : پیمان شیخی
جلسه پرسش و پاسخ نمایش " مرثیه ای برای یک سبک وزن
حضور محمد خزایی در برنامه صدای صحنه رادیو گفت و گو
برنامه رادیویی " پیدا و پنهان"
سلطان عثمانف در برنامه " جام ارگ" رادیو تهران
درباره ی آلبوم با مردم بیگانه
آرشيو وبلاگ
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30