تبليغاتX
.: paymanshaikhi :.
جمعه 28 دی1386

واقعه عاشورا قلب هر انسان آزاده ای را می فشارد. عاشورای حسینی

 

را به تمام عاشقان پرچمدار عشق، حسین ابن علی (ع) و آخرین منجی

 

حضرت مهدی (ع) تسلیت باد .

                                                   یا علی ما همراهتان

Posted by پیمان شیخی @ 22:34 |
هوالباقی
جمعه 28 دی1386

  بدینوسله درگذشت پدر همسر خواننده ارزشی موسیقی پاپ و تلفیقی

  کشورمان فرمان فتحعلیان را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت

 گفته و آرزومند هم نشینی آن مرحوم با رسول الله (ص)" حیدر کرار

 و ائمه و معصومین هستیم. یا علی ما همراهتان.

                                                      پیمان شیخی

                                               

                                                                     

Posted by پیمان شیخی @ 14:59 |
همزمان با چاپ خاطرات هنري اکليلي
حسن اكليلي مجموعه تله‌تئاتر "تماشاخانه" را آماده مي‌كند

پيش از اين، طرحي با عنوان "تئاتر در سيما" را به سيماي جمهوري اسلامي ارائه كرده بودم كه به دنبال آن هم مجموعه تله‌تئاتر"تماشاخانه" را براي پخش از سيماي جمهوري اسلامي در نظر گرفتم.
وي در ادامه افزود: مجموعه تله‌تئاتر تماشاخانه شامل 26 نمايشنامه يك ساعت تا يك ساعت و نيمه است كه حدود 14 نمايشنامه آن‌را شخصاً نوشته‌ام و مابقي آن از آثار نوشتاري ساير هنرمندان اصفهاني است.
  [ ادامه ]
چهارشنبه 19 دی 1386  ساعت 11:52:00 AM    تعداد بازدید: 20
Posted by پیمان شیخی @ 14:9 |
در نشست خبری دومین جایزه ادبیات نمایشی عنوان شد:
بزرگترین حمايت‌كننده جریانات هنری قبل از هر چیز جامعه مطبوعاتی است
سه شنبه 11 دی 1386  ساعت 2:20:00 PM      تعداد بازدید: 69
ايران تئاتر -  سرویس خبر نسخه‌ی چاپ

پيمان شيخي:
نشست خبری دومین جایزه ادبیات نمایشی صبح امروز با حضور محمد یاراحمدی دبیر این جایزه، حمید مظفری عضو هیأت مدیره خانه تئاتر ایران، بهزاد صدیقی عضو شورای سیاست‌گذاری جایزه،‌ محمد بهرامی روابط عمومی خانه تئاتر ایران و تنی چند از خبرنگاران در سالن اجتماعات خانه تئاتر برگزار شد.
به گزارش سایت ایران تئاتر، محمدامیر یاراحمدی دبیر دومین جایزه ادبیات نمایشی در ابتدای نشست ضمن تشکر از حضور خبرنگاران گفت: درگذشت استاد مسلم نمایشنامه نویسی ایران، استاد اکبر رادی را به جامعه تئاتری کشور و به همه دلبستگان فرهنگ ایران زمین و خانواده محترم ایشان که می‌دانیم تحمل جای خالی آن زنده‌یاد برایشان مشکل است، تسلیت می‌گوییم.
این روزها در مورد رادی و خصوصیات اخلاقی ایشان بسیار صحبت شده و به کرات در مورد مهربان بودن آن بزرگوار سخن گفته شده و من نسبت به این واژه دقیق شدم چرا که واژه‌ای پرمعنا و درست است. مهربانی او را نمی‌شود از نوع مهربانی‌هایی دانست که با یک لبخند ملیح با نقابی بی پس و پشت دانست؛ بلکه مهربانی او سرچشمه گرفته از احساس مسئولیت ایشان نسبت به مردم بود.
وی در ادامه افزود: اگر ما از فقدان رادی تأسف می‌خوریم، به دلیل از دست دادن یک گنجینه و سرمایه عظیم است. امیدوارم که نمایشنامه‌نویسان جوان بتوانند وارثان شایسته‌ای باشند و خصوصیات ایشان را به عنوان یک معلم بزرگ به ارث ببرند و همواره چراغ تئاتر ایران در سایه خرد مردم، روشن باشند.
در ادامه این نشست حمید مظفری عضو هیأت مدیره خانه تئاتر ایران با اشاره به این که اکبر رادی چهره و شخصیت ملی و هنرمند بزرگ ادبیات نمایشی ایران بود، گفت: یکی از وظایف خانه تئاتر و انجمن نمایشنامه‌نویسان این است که به روح کلی صنفی و هنری خانه تئاتر در حوزه تخصصی خود توجه ‌کند و برگزاری مسابقه آثار ادبیات نمایشی ایران یکی از آنها است، ولی خانه تئاتر به تنهایی قادر نیست که چنین کاری را انجام دهد و به نتیجه برساند و نیاز به همکاری دستگاه‌ها و نهادهایی که بخشی از اعتبارات مالی کشور را به خود اختصاص داده‌اند دارد.
آن چه مربوط به فراخوان جایزه ادبیات نمایشی سال 1385 می‌شود تقاضای آثار ارسالی سال 85 بودکه البته تعداد آثار ارسالی بسیار زیاد بود که اکثر آنها مربوط به سال 1385 نمی‌شد و با توجه به مرور آثار سال 85 این آثار حذف شدند.
در این دوره در بخش نمایشنامه‌های منتشر شده کودک 72 متن، در بخش نمایشنامه‌های منتشر نشده بلند 19 متن، در بخش نمایشنامه‌های ایرانی منتشر شده به صورت کتاب 34 اثر، در بخش نمایشنامه‌های ترجمه شده و منتشر شده 34 متن و در بخش پژوهش‌های تألیف و ترجمه شده 22 اثر به دبیرخانه ارسال شد که به جز بخش پژوهش و تألیف که یک برگزیده و یک تقدیر خواهد داشت،‌ سایر بخش‌ها سه منتخب خواهند داشت.
بهزاد صدیقی نیز در ادامه این نشست گفت: من به عنوان سخنگوی دومین جایزه ادبیات نمایشی و داور ناظر در این جلسه حضور دارم.
در این دوره آثار رسیده از تهران و شهرستان‌های رشت، ساری، تنکابن، شیراز، اصفهان، قم، کرج، گلستان، زنجان، اراک، تبریز، ازگل، همدان، مشهد، اهواز، گنبد، آستارا، اردبیل، نائین، کرمانشاه، نقده و ارومیه بوده است.
در این دوره ما میزبان ناشرانی چون نمایش، نی، قطره، فرخ‌نگار، سینای دل، چشمه، نیل برگ، اسپیدقلم، دریانورد و امیرکبیر خواهیم بود که آثار چاپ و منتشر شده سال 85 خود را شرکت می‌دهند و از آنها تقدیر هم خواهد شد.
صدیقی خاطرنشان کرد: در این دوره در روز مراسم جایزه ادبیات نمایشی قصد داریم به مناسبت درگذشت زنده یاد اکبر رادی فیلم نمایش "محاق" که عباس جوانمرد پیش از انقلاب آن را کارگردانی کرده پخش کنیم و در حال حاضر نیز درصدد تهیه آن هستیم، ولی تاکنون متأسفانه به هیچ نتیجه‌ای نرسیده‌ایم؛ بنابراین با اعلام مطبوعاتی آن از مسئولان صدا و سیما تقاضا می‌کنیم که این فیلم را در اختیار جشن قرار دهند تا به مناسبت یادبود اکبر رادی آن را پخش کنیم.
البته چنان‌چه این فیلم آماده نشود احتمالاً یکی از نمایش‌های قدیمی رادی را پخش خواهیم کرد ولی امیدواریم امکان پخش فیلم "محاق" فراهم شود.
در ادامه محمدامیر یاراحمدی در خصوص چاپ آثار منتخب جایزه ادبیات نمایشی گفت: جزء بندهای تفاهم‌نامه ما حمایت از نویسنده است و امیدواریم بیش از تعداد آثاری که به مرحله پایانی می‌رسند بتوانیم امکان چاپ داشته باشیم؛ هر چند که ممکن است این آثار موفق به کسب جایزه نشوند.
وی گفت: در شرایطی که ابزار و امکانات تئاتری ما کم است و زمینه برای معرفی نمایشنامه‌نویسان وجود ندارد فکر می‌کنم این کار بسیار مؤثر است به خصوص برای هنرمندان شهرستانی.
در ادامه صحبت‌های یاراحمدی حمید مظفری گفت: امیدوارم نه تنها این متون چاپ شوند بلکه زمینه اجرای آن نیز فراهم شود چرا که اجرا مسئله بسیار مهمی است و ما دلمان می‌خواهد شرایط تولید در کشورمان به گونه‌ای رقم بخورد که این آثار جان بگیرد و زنده شود.
یاراحمدی در ادامه خاطرنشان کرد: طی صحبتی که با حسین پارسایی رئیس مرکز هنرهای نمایشی داشتم پیشنهاد دادم که کارهای واجد شرایط و قابل مطرح شدن، در فضای حرفه‌ای و به دور از دغدغه‌های موجود، امکان اجرا پیدا کنند.
وی در خصوص اسپانسرهای جایزه ادبیات نمایشی گفت: جایزه ادبیات نمایشی دو سال با تأخیر برگزار شد و متأسفانه مرکز هنرهای نمایشی نتوانست این بودجه را تأمین کند و می‌رفت که این جایزه به فراموشی سپرده شود اما سال گذشته شوری به وجود آمد که باعث شد این دست‌آورد را پیگیری کنم و به جد تصمیم گرفتیم آن را برگزار کنیم و اگر حتی بودجه آن نیز تأمین نشد با اهداء یک شاخه گل مراسم را برگزار می‌کردیم.
ولی با برگزاری جلسات مکرر با مرکز هنرهای نمایشی به این نتیجه رسیدیم که باید برگزار شود چرا که ارزیابی مستقل نمایشنامه در کشورمان به آن چه که در صحنه نمایش اتفاق می‌افتد کمک می‌کند.
وی گفت: البته مرکز نتوانست بودجه دوره قبل را در اختیار ما قرار دهد و از ما خواستند که با کم کردن تعداد داوران و تعداد جوایز این کار را انجام دهیم که تقریباً حدود 50 درصد تقلیل پیدا کرد.
به همین دلیل با سازمان فرهنگی و هنری شهرداری نیز وارد مذاکره شدیم که بخشی از هزینه آن تأمین شد. امیدوارم مسئولان ما بیش از این به جایزه ادبیات نمایشی بها دهند.
در ادامه حمید مظفری گفت: بزرگترین اسپانسر جریانات هنری قبل از هر چیز جامعه مطبوعاتی است چرا که آنها زندگی خود را در این راه گذرانده‌اند و بیشترین سهم را در حمایت از هنر دارند.
به خصوص اگر خبرپراکنی‌ها و گزارش‌نویسی‌ها خیلی هنرمندانه‌تر از آن‌چه که تاکنون انجام شده انجام شود.
در این دوره از جایزه ادبیات نمایشی محمود استادمحمد، دکتر قطب‌الدین صادقی،‌فرامرز طالبی، ناصح کامکاری و حسین کیانی هیأت داوران نمایشنامه‌نویسی و بهزاد صدیقی داور ناظر است.
در بخش پژوهش و ترجمه نیز،‌ دکتر محمدرضا خاکی، یدالله آقا عباسی و دکتر فرزان سجودی حضور دارند.
یاراحمدی نیز گفت: اخیراً پیشنهاد شده که روز درگذشت اکبر رادی که مصادف با تولد بهرام بیضایی است را به عنوان روز جایزه ادبیات نمایشی نام‌گذاری کنیم که پس از بررسی چنانچه مناسب به نظر رسید این کار را انجام خواهیم داد.
Posted by پیمان شیخی @ 15:0 |
مراسم سومین روز درگذشت اکبر رادی برگزار شد
گردهم آیی هنرمندان و مسوولان در مراسم یادبود مرحوم اکبر رادی
دوشنبه 10 دی 1386  ساعت 11:16:00 AM      تعداد بازدید: 12
ايران تئاتر -  سرویس خبر نسخه‌ی چاپ

پیمان شیخی:
مراسم یادبود مرحوم اکبر رادی عصر روز گذشته با حضور جمعی از هنرمندان تئاتر، سینما، تلویزیون و موسیقی کشور در مسجد نور میدان فاطمی برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سایت ایران تئاتر، در این مراسم که به مناسبت سومین روز خاکسپاری شادروان استاد اکبر رادی برگزار شد هنرمندانی چون بهرام بیضایی، علی نصیریان، داود رشیدی، عباس جوانمرد، حسن فتحی، خسرو حکیم رابط، دانیال حکیمی و اسماعیل خلج حضور یافتند.
در این مراسم علاوه بر هنرمندان، مسئولان هنری کشور نیز حضور داشتند که از آن میان می‌توان به مسئولانی چون؛ حسین پارسایی رئیس مرکز هنرهای نمایشی، علی اکبر قاضی‌نظام مدير هنرهاي نمايشي سازمان فرهنگی هنری شهرداری، مجید سرسنگی قائم‌مقام سازمان فرهنگی هنری شهرداری و دبیر جشنواره تئاتر فجر اشاره کرد. هم چنین مهرداد رایانی مخصوص رئیس مجموعه تئاتر شهر، محمود فرهنگ رئیس اداره برنامه‌های تئاتر، مریم معترف مدیر خانه نمایش اداره برنامه‌های تئاتر،‌مجید جوزانی مدیر خانه هنرمندان ایران، ‌دکتر محمدحسین ناصربخت مدیر انتشارات نمایش مرکز هنرهای نمایشی، محمدامیر یاراحمدی مسئول انجمن نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر ایران، فریبرز قربانزاده مسئول انجمن طراحان لباس و صحنه خانه تئاتر ایران و حسین شاکری سردبیر سایت ایران تئاتر در این مراسم حضور داشتند.
از دیگر افرادی که در این مراسم حضور داشتند می‌توان به هنرمندانی چون صدرالدین شجره،‌ حسن پورشیرازی، منصور خلج، سعید نیک‌پور، بهروز بقایی،‌ میکائیل شهرستانی، علی رامز،‌ ناصرحسینی‌مهر، کیومرث مرادی،‌ داود فتحعلی بیگی، اردشیر صالح پور، حسین مسافر آستانه، حسین کیانی، شکرخدا گودرزی، عبدالحی شماسی، دکتر فرشید ابراهیمیان، رحیم نوروزی، کورش زارعی، بیوک میرزایی، حسن باستانی، هدایت هاشمی، علی بی غم، محمد ساربان، منوچهر علیپور،‌ محمد دشت گلی، مهرداد ضیایی، اکبر رحمتی، ‌ابراهیم آبادی، مهدی میامی، محمد ابراهیمیان و دکتر عطاءالله کوپال اشاره کرد.
عبدالحسین مختاباد و فخرالدین صدیق تعریف دو تن از هنرمندان عرصه موسیقی سنتی کشورمان نیز در این مراسم شرکت کردند.
گفتنی است، در این مراسم اعلام شد که بنا به وصیت مرحوم استاد اکبر رادی و بنا به خواست خانواده آن مرحوم مراسم شب هفت برای استاد رادی برگزار نمی‌شود و هزینه آن صرف امور خیریه خواهد شد.
Posted by پیمان شیخی @ 12:14 |
اجرای تعزیه "عمو تم" به جای یک نمایش آمریکایی
گفت و گو با بهروز غریب‌پور کارگردان نمایش "کلبه عمو تم"
یکشنبه 2 دی 1386  ساعت 12:57:00 PM      تعداد بازدید: 106
ايران تئاتر -  سرویس گفت و گو 0 نظر نسخه‌ی چاپ

پیمان شیخی:
بهروز غریب پور از جمله کارگردانان تئاتر است که علاوه بر ترجمه متون نمایشی و برگردان متون ادبی به نمایشنامه، سالهای متمادی در امر پژوهش تئاتر فعالیت داشته است.
او از معدود مدیران تئاتری کشور است که در کارنامه کاری خود تبدیل انبار ایرانشهر به خانه هنرمندان، تبدیل کشتارگاه تهران به فرهنگسرای بهمن، تبدیل پاویون فرودگاه مهرآباد به یک محل هنری، راه‌اندازی تالار هنر مختص به تئاتر کودک و نوجوان و ... را دارد.
غریب پور که سالها قبل با اجرای نمایش "بینوایان" در فرهنگسرای بهمن اثر نمایشی جاودانی خلق کرد، امسال نیز نمایش "عمو تم" را برای اجرا در همین فرهنگسرا در نظر گرفته و در حال تمرین آن است.
به بهانه تمرین نمایش با وی به گفت و گو نشستیم که می‌خوانید:
شاید این پرسش تکراری باشد، ولی به عنوان یک خبرنگار می‌خواهم بپرسم که انگیزه شما برای انتخاب نمایش "کلبه عمو تم" چه بود؟
کلبه عمو تم یک اثر ماندگار است. پس از تجربه اجرای نمایش بینوایان در ذهنم بود که بر شمار تماشاگران تئاتر اضافه کنم. به دلیل اینکه متأسفانه تماشاگران تئاتر محفلی شده‌اند و وقتی به جمعیت تماشاگران تئاتری توجه می‌کنید این نتیجه حاصل می‌شود که دو قشر هستند که در اوقات مختلف از این سالن تئاتر به سالن دیگری می‌روند، به همین دلیل نیز شعاع و دامنه نفوذ تئاترها فوق‌العاده پایین آمده و تأثیر اجتماعی آن هم به سطح نازلی رسیده است. بنابراین در دنیا روشی را اتخاذ کرده‌اند که با اقتباس‌هایی از رمان‌های بزرگ و شناخته شده افراد جدیدی را به تئاتر دعوت کنند. طبیعی است که شمار خوانندگان آثار ادبی نیز در ایران کم است اما آثاری همچون بینوایان، کلبه عمو تم، قلعه حیوانات و نظایر آن هستند که بر اساس میزان انتشار و تیراژهای متعددی که داشته‌اند شناخته شده‌اند.
من روی این آثار کار کردم تا بر میزان تماشاگران در جامعه اضافه کنم.
تجربه موفق بینوایان نشان داد که این تز در ایران نیز قابل ارائه است و طی این سالها کارگردانان دیگری نیز کوشش کردند که این اقتباس‌ها را انجام دهند، این موضوع قبلاً نیز در تئاتر ایران رواج داشت اما اینکه تا چه اندازه موفق بوده بحث دیگری است، به هر حال انتخاب باید به گونه‌ای باشد که نتایج موردنظر حاصل شود.
پس از بینوایان من کارم را روی "کلبه عمو تم" آغاز کردم و شاید نزدیک به 10 سال است که روی آن کار می‌کنم و بیش از دو سال است که آماده شده است. از همان زمان تلاش کردم برای آن تهیه کننده در نظر گرفته شود. شانس هم این بود چرا که در ابتدا تهیه کننده و ناشر برای این نمایش پیدا شد. پس از چاپ، مرکز هنرهای نمایشی این متن را برای شرکت در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر پذیرفت. در این رمان تصاویر و صحنه‌هایی وجود دارد که تماشاگر بسیار مایل است که آن را به صورت زنده ببیند بسا که در سینما و تئاتر دنیا از آثار ادبی مختلفی همچون "جنایت و مکافات"،‌ "لیرشاه"، "هملت" و ... اقتباس‌های تصویری و سینمایی شده که موفق هم بوده‌اند.
بحثی وجود دارد که میزان موفقیت این گونه آثار را غالباً اندک و در قیاس با رمان کم می‌دانند اما مواردی نیز اتفاق افتاده که عکس این موضوع رخ داده است. امیدوارم با توجه به اینکه نمایش "کلبه عمو تم" جزو آثار ادبی شناخته شده است و در کتاب مدارس نیز بخشی از این داستان را برای کودکان چاپ کرده‌اند اجرا هم خوب از کار دربیاید.
فکر می‌کنم با به روی صحنه آمدن نمایش "کلبه عمو تم" موج جدیدی به تماشاگران فعلی تئاتر اضافه خواهد شد.
چه تغییراتی در رمان "عمو تم" صورت دادید تا به نمایشنامه تبدیل شود؟
آنچه که خانم "استو" در رمان گفته‌اند، تغییر نداده‌ام. ایشان معتقد است که سرمایه‌داران و مالکان بر اساس منافعشان و کلیسای وابسته آنها بر اساس منافع کلیسا کتاب آسمانی را وسیله‌ای برای توجیه خشونت و توجیه بی‌عدالتی‌شان در نظر گرفته است. من سعی کردم این بخش و بعد از ذهنیت خانم "استو" را غنی‌تر کنم و در رابطه با جهان معاصر خودمان نیز این نکته را گوشزد کنم که از کتاب‌های آسمانی می‌توان به شیوه‌های متفاوت استنباط کرد. همین امروز می‌بینیم که در جهان مسیحی، کلیمی و اسلام برداشت‌های مختلفی از کتاب‌های آسمانی می‌شود. تنگ‌نظری‌های طالبان را می‌بینیم و دیدگاه‌های انقلابی علمای اسلامی را در کشورهای مختلف و از جمله کشور خودمان شاهد هستیم و می‌بینیم که تفاوت از زمین تا آسمان وجود دارد،‌ در حالی که هر دو قرآن را مبنای توجیه اعمال خود می‌دانند. بنابراین من نخواستم با این نمایش در دنیای آمریکایی باقی بمانم و کوششم این است که "تعزیه عمو تم" را روی صحنه ببرم. نمایشی آیینی راجع به تبعیض و تأویل و تفسیر به رأی افراد و طبقات برای پیش بردن مقاصدشان.
شما برخلاف برخی کارگردانان تئاتر که از چهره‌های شناخته شده بازیگری برای تضمین گیشه خود استفاده می‌کنند در این نمایش "عمو تم" این کار را نکردید. درست است؟
بله.
معیار شما برای انتخاب بازیگرانتان چه بوده ؟
چهره‌های نام‌آوری که گذشته تئاتری دارند و یا اساساً در سینما و تلویزیون به چهره تبدیل شده‌اند، غالباً سخت کوشی جامعه تئاتری را ندارند و تن به تمرین‌های وسیع و طولانی مدت نمی‌دهند و متوقع هستند که کارگردان تابع آنها شود، در حالی که شیوه کاری من چنین چیزی نیست. من سعی کرده‌ام از گروهی استفاده کنم که طی سالیان سال نشان داده‌اند که بیشتر در تئاتر ریشه دارند تا در سینما و تلویزیون.
در این نمایش نزدیک به 60 نفر بازیگر حضور دارند که هر روز نیز بر تعدادشان افزوده می‌شود. کوشش من بر این بوده که از بازیگرانی مثل نسیم ادبی، نعمت اسداللهی، صنم نکو‌اقبال، شهین علیزاده، جواد زیتونی،‌ سیاوش چراغی‌پور، سیامک حلمی، منوچهر علیپور، محمد ساربان، مینو زاهدی، نادیا فرجی و... استفاده کنم که زندگیشان در تئاتر خلاصه شده است و مطمئنم بعد از این کار خیلی از کارگردان‌ها و تماشاگران متوجه می‌شوند که نسبت به چه انسان‌های مستعدی بی توجه و یا کم توجه بوده‌اند، همان‌طور که در مورد نمایش "بینوایان" نیز این اتفاق افتاد. در آن زمان وقتی به سراغ مرحوم مهدی فتحی رفتم، نزدیک به 35 سال بود که روی صحنه تئاتر نیامده بود. بعد از اجرای نمایش "بینوایان" چهره شد و در سریال‌ها و فیلم‌های متعدد ایفای نقش کرد.
با این انگیزه قصد داشتم خانواده تئاتر را به یکدیگر نزدیک کنم و از چهره‌هایی که قطعاً در گیشه مؤثر هستند پرهیز کنم اما در روش من ممکن بود تأثیر منفی ایجاد کنند.
ما روزانه چهار ساعت تمرین می‌کنیم که این مسئله برای خیلی از بازیگرانی که دستمزدهای قابل توجه می‌گیرند و وقت کمتری نیز صرف می‌کنند و با انضباط تئاتری میانه‌ای ندارند قطعاً غیرقابل تطبیق با زندگی جاریشان است. هر چند که زندگی آنها را رد نمی‌کنم ولی برای این نوع کاری که مدنظر من است، پاسخگو نیست.
پس از حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر کدام سالن نمایش برای اجرا در نظر گرفته شده است؟
من به شیوه قبلی سعی کرده‌ام این جغرافیای محدود تئاتر را نیز بشکنم و فرهنگسرای بهمن را انتخاب کرده‌ام، هر چند که هنوز به یک جمع بندی دقیق نرسیده‌ایم. در مورد نمایش "بینوایان" نیز چنین کاری کردم. در آن زمان هرگز جامعه تئاتری ما تلقی نمی‌کرد که اگر از مجموعه تئاتر شهر دور شویم باز هم تماشاگر خواهیم داشت.
البته در آن زمان به من اتهاماتی وارد شد که مثلاً اگر شهرداری روی اتوبوس‌های شرکت واحد تبلیغ این نمایش را نصب نمی‌کرد و اگر بودجه تبلیغاتی وسیع در اختیار شما نبود، نمی‌توانستید این کار را انجام دهید. که البته من برای تمام این اتهامات پاسخ داشتم. من برای آن نمایش نه بودجه کلان در اختیار داشتم و نه از امکانات ویژه‌ای استفاده کردم. تصور من این بود که چاپ پوستر و نصب آن بر روی در و دیوار شهر موجب خراب شدن چهره شهر می‌شود، در حالی که اگر روی بدنه اتوبوس این کار را انجام دهیم، به دلیل تخفیف‌هایی که در آن زمان شرکت واحد برای تبلیغات قائل می‌شد کار بهتری است. در واقع من معادل بودجه پوستر را صرف این کار کردم.
اتوبوس‌های ما اگر صرفاً مواد شوینده تبلیغ نکنند و مثل اروپا به بدنه اتوبوس‌ها نگاه فرهنگی داشته باشند، علاقمندم که این بار نیز شهرداری این کار را انجام دهد.
نمایش بینوایان موفق شد، به نظر شما نمایش "عمو تم" در مقایسه با نمایش بینوایان به همان میزان موفقیت دست پیدا خواهد کرد؟
امیدوارم چنین شود، تمام تلاش من همین است. انرژی که من برای این نمایش صرف می‌کنم بسیار جدی است و مطمئنم هر یک از بازیگران این نمایش روزی چهره باارزشی برای سینما و تئاتر کشور خواهند شد.
خوشبختانه شما با مراکز تئاتری کشورهای مختلف آشنایی و ارتباط دارید، ‌آیا پس از اجرای نمایش احتمال اجرای آن در خارج از کشور نیز وجود دارد؟
استراتژی که من داشته و دارم این است که تئاتر ایران بتواند جهانی شود و در مورد تئاتر عروسکی در این زمینه به موفقیت‌هایی دست پیدا کردم. در مورد تئاتر می‌توانم بگویم اگر نمایش "بینوایان" ادامه حیات می‌داد و اگر خود جامعه تئاتری علیه آن قیام نمی‌کرد و اگر تنگ نظری وجود نداشت این نمایش در خیلی از کشورهای خارجی حرفی برای گفتن داشت ولی تهیه‌کننده نمایش چنان ترسانده شد که پس از آن به سراغ نمایش نیامد. در آن زمان شهرداری برای اولین بار به صرافت افتاده بود روی تئاتر کشور سرمایه‌گذاری کند. هر چند امروز این سرمایه‌گذاری انجام می‌شود ولی سرمایه‌گذاری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران محدود به یک سری فعالیت‌های ارزان‌قیمت آماری شده است.
باید در نظر داشت وقتی یک گروه 60 نفره را به خارج از کشور می‌برید، با زبان فارسی مطمئناً اگر حامی و اسپانسر وجود نداشته باشد کار موفق نمی‌شود. من مطمئنم اگر چنین اتفاقی رخ دهد، با نوعی از تئاتر روبرو می‌شوند که با تئاتر خودشان بسیار متفاوت خواهد بود. اما این که بتوانیم در یک سالن حرفه‌ای این نمایش را اجرا کنیم جزو آرزوهای من است،‌ دلم می‌خواهد که برداشت من از رمان "عمو تم" در جهان دیده شود و آن را قیاس کنند.
اولین بار که قصد داشتم این نمایش را اجرا کنم خواستم از شیوه اجرایی "بینوایان" استفاده کنم، یعنی متن را دست گرفتم تا خودم شروع به کار کنم اما با کمی تحقیق متوجه شد که نمایش "عمو تم" در "برادوی" اجرا شده و اتفاقاً در زمان انتشار رمان "عمو تم" یکی از موفقیت‌های تئاتر امریکا اجرای این نمایش بوده که سالیان سال نیز در این کشور اجرا می‌شود.
وقتی ترجمه متن را آغاز کردم، متوجه شدم که اصل رمان را بدون کم و کاست به نمایشنامه تبدیل کرده‌اند؛ بنابراین با وجود اینکه تا نیمه نمایشنامه را ترجمه کرده بودم آن را رها کردم و خودم آغاز به نوشتن نمایشنامه"عمو تم" کردم، بنابراین می‌توانم بگویم تمام نگاه من و طراحی‌ام تازه و نو است و حتی برای موسیقی نیز سعی کردم مطلقاً موسیقی آمریکایی انتخاب نکنم و میزان شمول موضوع را بیشتر کنم.
امیدوارم این اتفاق رخ دهد که بتوانیم "کلبه عمو تم" را در کشورهایی که دارای سابقه تئاتری قابل قبولی هستند و عرض اندام کردن در آنجا باعث افتخار جامعه تئاتری است، اجرا کنیم.
جایگزین موسیقی آمریکای لاتین چه نوع موسیقی شده است؟
از موسیقی کولی‌ها استفاده کرده‌ام،‌ همچنین از موسیقی یونان باستان استفاده کرده‌ام و سعی کرده‌ام تا نوعی عزاداری برای "عمو تم" را در تمام کار تسری دهم.
فکر می‌کنم این کار کمک می‌کند که همه بدانند بروز یک اتفاق در حوزه ادبیات و تئاتر متعلق به یک کشور نیست به شرط این که جهان شمول باشد به جهان متعلق است. امیدوارم که این نمایش به روایت، بازنویسی و بازی ایرانی‌ها برای جامعه تئاتری پیام جدیدی داشته باشد.


Posted by پیمان شیخی @ 13:39 |

Entry for December 22, 2007

به نام عظیم ترین قدرت هستی

خیلی وقت بود که بنا به مصلحت خداوند مهربان برای نوشتن در عرصه هنر والا و مقدس موسیقی قلم یاریم نکرده بود، گواینکه هیچگاه تصور نمی کردم و خواسته قلبم نبود که در سوگ و دلتنگی ناصر عبداللهی ، خواننده معتقد موسیقی پاپ کشورمان بنویسم.

طی 8 سال خبرنگاری در عرصه هنر تئاتر و موسیقی افتخار مصاحبه و دوستی با هنرمندان بسیاری را داشته و دارم که هر یک از آنها سرمایه های مادرمان ایران زمین به حساب می آیند ولی کمتر پیش آمده که تنها دوبار ملاقات و سه بار تماس تلفنی باعث بوجود آمدن مهر قلبی برایم بشود و این جای پرسش دارد، چراکه اهل بت سازی از هنرمندان نبوده ام و نیز به اندازه شعور موسیقی که خداوند به من ارزانی داشته از سبک های مختلف موسیقی لذت می برم.

جای ناصر همیشه خالی است، چراکه از معدود هنرمندانی بود که در زمانه ای که اگر نام یکی از متبرکین را به زبان بیاوری جماعت مطمئن اما بی اطمینان برچسب های چسب دارشان را بر پیشانیت می چسبانند که آی ایهاالناس اینکه نام مولایمان را به زبان آورد مفسد است، حکومتی است، زن باره است و . . . و امت رسولی که دیده را نادیده می گرفت هزار نادیده را دیده می دانند و به زبان می آورند. العجب ملت مومن.

نمی خواهم از صدای ویژه ناصر عبداللهی بگویم، نمی خواهم بگویم که وقتی از بندر عباس آمد نگاهش به دست پر برکت خداوند بود و هرجاکه نشست از جنوب و هنرمندان فراموش شده آن دیار گفت و هیچگاه اصالتش را فراموش نکرد. می خواهم بگویم که جرمش یا فاطمه گفتن بود، خواندن در مدح حیدر کرار و مسافر معراج بود، درحالیکه هیچ اصراری نداشت که بگوید من پاک ترینم و جا نمازهای زربفت را در جوی گذران زندگی نشست. اما وقتی ترکمان کرد دهانهای بیکار و گزافه گو و تهی مغزان از زندگی شخصی اش گفتند و خونش را مصموم دانستند.

یکسال از سفر ناصر می گذرد ، روحش شاد

Posted by پیمان شیخی @ 23:29 |