تبليغاتX
.: paymanshaikhi :.
"عزت‌الله انتظامي" در مراسم كلنگ زني نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر:
اميدوارم روزي كلنگ احداث سالن‌هاي تئاتري زده شود
شنبه 26 خرداد 1386  ساعت 1:52:00 PM      تعداد بازدید: 27
ايران تئاتر -  سرویس گفت و گو نسخه‌ی چاپ

پیمان شیخی:
مراسم كلنگ زني نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر با حضور دكتر محمدحسين ايماني خوشخو(معاون امور هنري وزير ارشاد) و حسين پارسايي(رئيس مركز هنرهاي نمايشي)،عزت‌الله انتظامي، جمشيد مشايخي و ... در شهر جديد پرديس برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين مراسم هنرمنداني چون جعفر والي، ايرج راد(مديرعامل خانه تئاتر)، فردوس كاوياني، اسماعيل داورفر، خسرو احمدي، فريبرز قربان‌زاده، جمشيد شاه‌محمدي و جمعي ديگر از هنرمندان با سابقه تئاتر نيز حضور داشتند.
در ابتداي اين مراسم خسرو احمدي ضمن ابراز خوشحالي از برگزاري اين مراسم گفت:«خدا را شكر مي‌كنم كه پس از مدت‌ها اولين ساخت و احداث منازل هنرمندان زده مي‌شود و اميدوارم پس از مدت‌ كوتاهي كليدهاي طلايي اين منازل به هنرمندان اعطاء شود، ولي جاي تأسف است كه با وجود پيش‌بيني و فراهم كردن سه ناوگان اتوبوس براي جابه‌جايي و حضور هنرمندان و اعضاي خانه تئاتر در محل احداث منازل مسكوني هنرمندان در شهر جديد پرديس، تعداد كمي از هنرمندان حضور پيدا كردند.»
خسرو احمدي در ادامه اين مراسم از عزت‌الله انتظامي براي سخنراني‌ دعوت كرد. انتظامي گفت:«بايد خدا را شكر كرد كه براي اولين بار حركتي از سوي هنرمندان و اهالي تئاتر صورت گرفته؛ چرا كه تا پيش از اين شاهد وقوع چنين اتفاقاتي نبوده‌ايم.»
وي در ادامه افزود:«پس از طي مراحل دشوار به منظور فراهم آوردن امكان احداث اين منازل كه پروانه آن به عنوان نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر صادر شد، قرار شد تا مجتمع 68 واحدي مشتمل بر شش بلوك ساخته شود كه هر بلوك آن به نام يكي از بزرگان تاريخ تئاتر ايران نامگذاري شود كه عبارتند از: فتحعلي‌ آخوندزاده، ميرزاآقا تبريزي، ميرسيف‌الدين كرمانشاهي، سيدعلي نصر، عبدالحسين نوشين و رفيع حالتي. اين آغاز كار است و من اميدوارم اين اقدام آغازگر اين باشد كه در مراحل آتي از نام‌هاي ساير هنرمندان بزرگ تاريخ تئاتر كشورمان نيز استفاده شود.»
وي با ابراز اميدواري از اين كه از اين پس هنرمندان و اهالي تئاتر بيش از اين دور يكديگر جمع شوند، افزود:«اميدوارم بتوانيم براي ساخت سالن‌هاي نمايشي نيز اقدام كنيم؛ چون اين امر يكي از ضرورت‌هاي تئاتر كشورمان محسوب مي‌شود.»
در ادامه از عزت‌الله انتظامي به همراه جمشيد مشايخي،‌ فردوس كاوياني، ايرج راد، دكتر محمدحسين ايماني‌ و حسين پارسايي‌ براي اجراي مراسم كلنگ زني دعوت شد كه در ضمن اين مراسم، هر يك براي موفقيت و تداوم اين پروژه آرزوي توفيق كردند.

 

"عزت‌الله انتظامي" در مراسم كلنگ زني نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر:
اميدوارم روزي كلنگ احداث سالن‌هاي تئاتري زده شود
شنبه 26 خرداد 1386  ساعت 1:52:00 PM
عزت الله انتظامي گفت: پس از طي مراحل دشوار به منظور فراهم آوردن امكان احداث اين منازل كه پروانه آن به عنوان نخستين مجتمع مسكوني خانه تئاتر صادر شد، قرار شد تا مجتمع 68 واحدي مشتمل بر شش بلوك ساخته شود كه هر بلوك آن به نام يكي از بزرگان تاريخ تئاتر ايران نامگذاري شود  [ ادامه ]

Posted by پیمان شیخی @ 1:8 |
"خسرو حكيم‌رابط" در مراسم اختتاميه"بهار تئاتر تجربي":گروه های دانشجویی جزاير منفرد هستند
چهارشنبه 23 خرداد 1386  ساعت 1:32:00 PM      تعداد بازدید: 21
ايران تئاتر -  سرویس گزارش 0 نظر نسخه‌ی چاپ

پيمان شيخي:
مراسم اختتاميه بهار تئاتر تجربي با حضور دكتر مجيد سرسنگي، ركن‌الدين خسروي و... در تالار صميمي‌مفخم برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين مراسم كه روز گذشته با حضور دانشجويان و شركت كنندگان در فعاليت‌هاي تئاتر تجربي برگزار شد، دكتر محمدرضا خاكي، محمد يعقوبي، شهرام زرگر، پيام فروتن و فرشاد فرشته حكمت نيز حضور داشتند.
در ابتداي اين مراسم دكتر مجيد سرسنگي با ابراز خوشحالي از حضور در اين مراسم گفت:«باعث مباهات است كه در خدمت استادان گرامي و همكاران خوب هيأت علمي دانشگاه تهران و عزيزاني كه از ساير گروه‌هاي آموزشي حضور پيدا كرده‌اند، هستيم. همچنين از دانشجويان و دوستان رسانه‌هاي گروهي سپاسگزارم. در ابتدا بايد به اين نكته اشاره كنم كه تمام دوره‌هايي كه در تئاتر تجربي برگزار شده‌اند، خوب و مطلوب بوده‌اند و تاكنون همگي دوستان زحمات فرا‌وان در اين راه متحمل شده‌اند.»
وي در ادامه با اشاره به اين كه طي يك سال اخير تئاتر تجربي فعاليت‌هاي خوب و اميدوار كننده‌اي داشته، افزود:«بايد در اين جا از آرش تنهايي و گروهي كه او را همراهي كرده، تشكر كنيم. اين برنامه به لحاظ كيفي و كمي در درجه خوبي قرار داشت و توانستيم برنامه‌هاي مناسبي را در بهار تئاتر تجربي به دانشجويان ارائه كنيم.»
سرسنگي در ادامه و با اشاره به وجود كمبودهايي در فضاي آموزشي كشور گفت:«درست است كه در فضاي آموزشي كشور مشكلات زيادي وجود دارد، اما يك نكته را نبايد از نظر دور داشت و آن اين است كه دانشجو عامل تعيين كننده و مؤثري محسوب مي‌شود و مي‌تواند به گونه‌اي عمل كند كه محيط را مملو از انرژي كند و اين در حالي است كه قبلاً دوستان در تئاتر تجربي گله مي‌كردند كه تعداد شركت كنندگان در كلاس‌هاي برگزار شده به حد مطلوب نبوده است. بايد بگويم من گاهي ‌ به دانشجوين فعلي غبطه مي‌خورم؛ چرا كه در زمان دانشجويي من اين امكانات فراهم نبود. به نظر من بايد به طور جدي فكر كنيم كه چه كاري انجام دهيم تا اين شيوه متحول شود. من اين گله را دارم كه در حد انتظاري كه داشتيم در برنامه‌هاي تدارك ديده شده براي تئاتر تجربي حضور دانشجويان چندان پررنگ نبود، اما اين بدان معنا نيست كه ما دلسرد شويم، بلكه بايد فكر كنيم كه چگونه اين معضل به طور جدي حل شود و ميزان مشاركت دانشجويان در اين جلسات بالا برود. بايد ببينيم چه مشكلاتي موجود است كه به رغم فراهم بودن موقعيت براي دانشجويان،‌ تمايل استفاده از اين موقعيت‌ها كم است. ما تمام سعي خود را به كار گرفته‌ايم تا براي هر كسي و با هر سليقه‌اي فضاي مناسب فعاليت به وجود آوريم، تا جايي كه براي افرادي كه اهل تحقيق و پژوهش بوده‌اند، در داخل و خارج دانشگاه شرايط مناسب فراهم كرديم. همچنين براي گروه‌هاي نمايشي كه قصد اجراي آثار خود را داشته‌اند، فضاي مناسب به وجود آمده و اگر كسي از اين موقعيت‌ها استفاده نكرده، در حق خودش جفا كرده است. من به عنوان يك عضو كوچك از خانواده تئاتر، اعتقاد دارم با وجود تمام كمبودها و مشكلاتي كه در تمام حوزه‌هاي دانشجويان وجود دارد، امروز شرايط براي تئاتر دانشجويي مساعد است و ‌دانشجويان بايد قدر و منزلت آن را درك كنند؛ چرا كه تمام امكاناتي كه فراهم مي‌شود، براي يك ركن اصلي به نام دانشجو است، بنابراين بايد مسئوليت بيشتري بپذيرند. اميدوارم حركاتي كه در دپارتمان‌هاي مختلف تئاتر شروع شده، ادامه پيدا كند.»
سپس آرش تنهايي(مدير تئاتر تجربي) گفت:«وقتي به مركز تئاتر تجربي آمدم، فكر مي‌كردم كار ساده‌اي است در حالي كه اين مركز سابقه زيادي داشت و همين امر نيز موجب بالا بردن انتظارات دانشجويان و مسئولان از آن مي‌شد. من نيز با توجه به چيزي كه از استادانم آموخته بودم، سعي كردم كم حاشيه كار كنم و به نظرم مي‌رسد كه همين كار را نيز انجام دادم. تمام سعي خود را به كار گرفتيم تا ضعف‌هايي كه در گروه‌ وجود داشت را برطرف كنيم. در اين راستا از نصايح و پيشنهادهاي استادان گران قدر نيز استفاده كردم. مثلاً به پيشنهاد فريبا جدي‌كار كلاس فلوت و به پيشنهاد تاجبخش فنائيان كلاس شمشيربازي برگزار كرديم.»
پس از اجراي چند قطعه موسيقي ايراني مراسم اعطاي جوايز آغاز شد. در اين بخش، مينا رحمتي دبير روز پژوهش از فرشاد فرشته حكمت و شهرام زرگر براي اعطاي جوايز دعوت كرد. در اين بخش جايزه دوم به صورت مشترك به محمد طلوعي و زهرا خسروي اعطا شد كه شامل لوح تقدير و 50 هزار تومان وجه نقد و جايزه اول به صورت مشترك به فرشيد دولت‌آبادي و مينا رحمتي اعطا شد كه شامل لوح تقدير و 100 هزار تومان وجه نقد بود.
در ادامه آسيه مبين دبير بخش ‌نمايشنامه‌خواني از خسرو حكيم رابط و محمد يعقوبي دعوت كرد تا جوايز اين بخش را به برندگان اهدا كنند.
قبل از اعطاي جوايز، خسرو حكيم رابط گفت:«با ماجرايي كه من شاهد آن هستم، مي‌توانم بگويم كه گلي روييده و بوستاني به وجود آمده است. در روزگاري در دانشكده‌ها زندگي و حال و هواي ديگري وجود داشت، ولي متأسفانه مدت‌هاست كه دانشكده‌ها و دانشجويان جزاير منفردي از يكديگرند و بدتر از آن، گروه‌هاي دانشجويي نيز جزاير منفردند كه اين بدترين درد محسوب مي‌شود. بنابراين با جريان امروز اميدوارم جرياني براي پا گرفتن گروه‌هاي تئاتري مستمر به وجود آيد. من طي دو سه سال گذشته نزديك به 1000 نمايشنامه خوانده‌ام كه از ميان آن‌ها نمايشنامه‌هاي درخشاني ديده‌ام. در سال‌هاي 47 و 48 نويسندگان به تعداد انگشتان دست بودند، اما الآن چابك سواراني ديده مي‌شوند. زمانه ما بايد زبان تئاتري خود را بيايد و من شاهد حضور درخشان اين فرهنگ و دنياي تازه هستم، ولي متأسفانه اين‌ها هرز مي‌رود؛ چرا كه طي اين سال‌ها دانشجويان زيادي را ديده‌ام كه آثار درخشاني ارائه داده‌اند، اما اين آثار به چاپ نرسيده‌اند؛ به دليل اين كه ما گرفتار انفراد و تنهايي شده‌ايم.»
سپس مراسم اهداي جوايز آغاز شد. در اين بخش جايزه ويژه به ميلاد ملك‌پور، جايزه دوم به زهرا خسروي و جايزه اول به محمد طلوعي اعطاء شد.
بخش بعدي اين مراسم به بخش"يك كتاب در يك مقاله" اختصاص داشت. جوايز اين بخش توسط دكتر محمدرضا خاكي به محسن حسن‌زاده، سوفي‌پور و پيله‌ور اعطاء شد.
جوايز بخش"‌خلاقيت ساخت عروسك" نيز با دعوت طليعه طريقي از پيام فروتن و دكتر محمدرضا خاكي، به نسيم ارجمندي رتبه سوم، ناصر نجفيان رتبه دوم و هاجر مهراني و فاطمه حسيني حائز رتبه اول اعطاء شد.
در ادامه ضمن اهداء لوح تقدير به پيام فروتن و فرشاد فرشته حكمت، از فاطمه سليمان‌پور، هاله قاسمي، نگار عليزاده،‌ مجتبي اسماعيل‌زاده، طليعه طريقي، سعيد خواجه افضلي و زهرا خسروي به عنوان همكاران مركز تئاتر تجربي و حسن فرضي‌پور، پونه مجتبي، آذر نجيبي، شيرين ناز مظاهري، آسيه مبين و پرسيا محمدحسين شيرازي تقدير شد.
در بخش تقدير از رسانه‌ها، از مريم رضازاده(خبرنگار خبرگزاري ايسنا) و زهرا شايان‌فر و پيمان شيخي(خبرنگاران سايت ايران تئاتر) تقدير به عمل آمد.

 

"خسرو حكيم‌رابط" در مراسم اختتاميه"بهار تئاتر تجربي":گروه های دانشجویی جزاير منفرد هستند
چهارشنبه 23 خرداد 1386  ساعت 1:32:00 PM
من طي دو سه سال گذشته نزديك به 1000 نمايشنامه خوانده‌ام كه از ميان آن‌ها نمايشنامه‌هاي درخشاني ديده‌ام. در سال‌هاي 47 و 48 نويسندگان به تعداد انگشتان دست بودند، اما الآن چابك سواراني ديده مي‌شوند. زمانه ما بايد زبان تئاتري خود را بيايد و من شاهد حضور درخشان اين فرهنگ و دنياي تازه هستم، ولي متأسفانه اين‌ها هرز مي‌رود؛  [ ادامه ]

Posted by پیمان شیخی @ 9:5 |

زندگي من، يك من ساده؛ كارگردان: شراره پورخراساني، عكس: پيمان شيخي

تعداد تصاوير: 5  < صفحه‌ی قبل  نمايش تصاوير 1 تا 5  صفحه‌ی بعد >



زندگي من، يك من ساده


زندگي من، يك من ساده


زندگي من، يك من ساده


زندگي من، يك من ساده


زندگي من، يك من ساده
Posted by پیمان شیخی @ 2:13 |
گزارشي از كارگاه گائتانو كاستلي طراح صحنه ايتاليايي در تهران
یکشنبه 6 خرداد 1386  ساعت 12:12:00 PM      تعداد بازدید: 61
ايران تئاتر -  سرویس گزارش نسخه‌ی چاپ

پیمان شیخی:
كارگاه آموزشي كاستلي- طراح صحنه ايتاليايي- روز گذشته با موضوع طراحي صحنه در تلويزيون و سينما در تالار استاد سمندريان دانشگاه تهران برگزار شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، گائتانو كاستلي در ابتداي برگزاري اين كارگاه گفت:«من رئيس آكادمي هنرهاي زيباي رم هستم و حدود دو سال و نيم است كه مشغول برگزاري چنين كارگاهي هستم و در كشورهاي مختلف اين كار را انجام مي‌دهم. البته حدود 40 سال است كه در كشورهاي گوناگون به عنوان طراح صحنه تلويزيون و سينما نيز فعاليت مي‌كنم.»
وي با اشاره به اينكه سال گذشته 16 تن از هنرمندان ايراني را براي طراحي صحنه به رم دعوت كرده، افزود:«سعي دارم در اين راستا، امسال تعداد بيشتري از هنرمندان ايراني را به رم دعوت كنم.
جالب است بدانيد كه 35 سال قبل وقتي كارم را بعنوان مدرس در ايتاليا آغاز كردم،‌تمام دانشجويان من ايراني بودند و امروز پس از سال‌ها در باغ موزه هنر يكي از اين دانشجويان را ديدم كه مسئوليت پروژه آن‌جا را بعهده داشت كه باعث خوشحالي من شد.»
وي با اشاره به اين كه سعي كرده 35 سال تجربه خود را در قالب تصاويري كه به همراه خود به ايران آورده نشان دهد، تصريح كرد:«‌در اين تصاوير اهميت مواد در سينما و تلويزيون را نشان مي‌دهم. بنابراين شما طراحي صحنه‌هاي سال‌هاي متفاوت را در اين‌جا مشاهده مي‌كنيد.»
كاستلو خطاب به حاضران خاطرنشان كرد:«هدف من اين است كه شما در جريان تغييرات معاصر طراحي قرار بگيريد؛ چرا كه اكنون ديگر بوم در اين نوع كارها كاربردي ندارد و با استفاده از مولتي مديا تمام اين‌ كارها انجام مي‌شود.
در اين‌جا بايد بگويم كه بيشتر از اينكه كارهاي من جالب باشد، نقشي كه من مي‌توانم در جهت تبادل فرهنگي بين دو كشور ايران و ايتاليا ايفا كنم، مهم است.
حضور من در ايران به پيشنهاد سفارت ايران بوده و يكي از كارهاي ديگري كه انجام مي‌دهم، ايجاد آشنايي با آموزش عالي ايران و ايتالياست تا ارتباط سهل‌تري بوجود آيد.»
اين طراح صحنه مطرح ايتاليايي با اشاره به اينكه حاضران در كارگاه، در عرصه تئاتر فعاليت دارند گفت:«طراحي صحنه تلويزيون و سينما در مقايسه با تئاتر واقعي‌تر است، در گذشته طراحي صحنه تئاتر روي بوم انجام مي‌شد؛ در حاليكه امروزه طراحي صحنه تئاتر سه بعدي است و از وسايلي مثل شيشه رزيانت استفاده مي‌شود كه اين هزينه زيادي به همراه دارد. البته اين شرايط نبايد مانع فعاليت ما بشود.»
در ادامه اين كارگاه، كاستلو تصاوير مختلفي از طراحي صحنه تلويزيون و فستيوال"سن رمو" SANREMO -كه بزرگترين فستيوال آواز ايتالياست- براي حاضران توسط ويدئو پروژكشن به نمايش گذاشت.
وي در پايان گفت:«فعاليت هنري خودتان را بر مبناي كامپيوتر نگذاريد؛ چرا كه تمام چيزهاي كه مشاهده كرديد، با كامپيوتر امكان پذير نيست. مثلاً وقتي كارگرداني از من نمونه كار مي‌خواهد، بايد نمونه كار در عرض سه يا چهار ساعت آماده شود كه پس از تصويب آن، مي‌توانم از كامپيوتر استفاده كنم.
براي اينكه طراح صحنه خوبي باشيم، بايد معماري، طراحي، مجسمه‌سازي و نقاشي را بلد باشيم.»
Posted by پیمان شیخی @ 2:12 |
"محمود استادمحمد" در جشن انجمن نمايشنامه‌نويسان خانه تئاتر:
‌رادي آمده بود غصه ما را بخورد‌
سه شنبه 11 اردیبهشت 1386  ساعت 11:35:00 AM      تعداد بازدید: 79
ايران تئاتر -  سرویس خبر نسخه‌ی چاپ

پیمان شیخی:
نشان ويژه خانه تئاتر در جشن انجمن نمايشنامه‌نويسان خانه تئاتر به اكبر رادي نمايشنامه‌نويس پيشكسوت كشورمان اهدا شد.
به گزارش سايت ايران تئاتر، اين جشن برخلاف ساير جشن‌هاي انجمن‌هاي خانه تئاتر ‌‌بر بام خانه هنرمندان و با حضور بزرگان نمايشنامه‌نويسي ‌كشور برپا شد.
در اين جشن كه با اجراي‌ فرهاد آئيش و آشا محرابي آغاز شد، پس از قرائت بيانيه روز جهاني تئاتر توسط دكتر صدرالدين شجره، كه از سوي شيخ محمد بن القاسمي ارسال شده بود، دكتر قطب‌الدين صادقي پشت تريبون قرار گرفت و ضمن ابراز خوشحالي از برپايي اين جشن در مورد تقدير از اكبر رادي گفت:«براي من مايه فخر و مباهات است كه در مورد اكبر رادي صحبت كنم.
بعد از دوره‌هاي اقتباس و حضور نويسندگاني همچون چوبك، صادق هدايت و... ـ كه درام‌نويس نبودند ولي در مورد تئاتر مي‌نوشتند ـ در دهه 40 نسل ديگري از نمايشنامه‌نويسان به وجود آمدند.
بعد از بيضايي كه در عرصه اسطوره و تاريخ‌ مي‌نوشت، بهمن فرسي، علي نصيريان و... نويسنده‌اي به نام اكبر رادي پيدا شد كه فقط در مورد مسائل شهري مي‌نوشت.
درام‌نويسيِ اكبر رادي با قلمي شسته و رفته و پر از طنز، حاوي روانشناسي دقيق است و در تمام آثارش در مورد بحران روشنفكران مي‌نويسد.
به اعتقاد من هيچ كس مثل اكبر رادي مسائل دوره خود را به طور دقيق تصوير نكرده. او به خصوص در مورد روشنفكران زمان خود صحبت مي‌كند و بخش بزرگي از اين بدبيني از واقع بيني است.
بيضايي نيز اين بدبيني را دارد؛ بيژن مفيد نيز به گونه‌اي ديگر و يا نصرت‌الله نويدي در عرصه روستايي به گونه‌اي ديگر. ولي كاري كه رادي مي‌كند اين است كه به سادگي هر چه تمام‌تر توضيح‌ مي‌دهد كه چرا روشنفكران شكست خورده‌اند.»
صادقي تصريح كرد:«رادي نويسنده توانايي است و يكي از دستاوردهايش خلق زبان پالوده‌اي ‌سرشار از طنز است كه نوعي بلوغ فكري و فرهنگي محسوب مي‌شود. ويژگي ديگر رادي اين است كه گيلان را به عنوان عرصه اغلب آثارش انتخاب كرده ‌‌كه عرصه‌اي روشنفكر خيز بوده‌ و مسئله دروني گيلان و روشنفكران آن خطه را مطرح مي‌كند.
او از طريق آثارش، دوره‌هاي بحران و تحركات تاريخي جامعه ايران را مي‌بيند. آثار او تصور يك تئاتر محكم و استخوان‌دار و جان‌دار،‌ همچون آثار ايبسن است. ‌به جاست از اكبر رادي به عنوان يكي از بهترين نمايشنامه‌نويسان ياد كنم.»
در ادامه هادي مرزبان كه غالب آثار رادي را روي صحنه برده،‌ در خصوص رادي گفت:«من به قول برخي از دوستان رادي زده هستم و به آن افتخار مي‌كنم. ‌تاكنون 8 نمايش از آثار او را روي صحنه اجرا كرده‌ام و به زودي ‌روي متن ديگري از آقاي رادي تحت عنوان"لبخند باشكوه آقاي گيل" ‌‌كار خواهم كرد‌.
آثار رادي مرا طوري بار آورده كه هيچ نمايشنامه‌نويسي را با او مقايسه نكنم. آثار او براي من مثل شعر است و رادي براي من همچون حافظ و سعدي كه در خانه‌ها وجود دارد، طراوت بخش ذهنم است و هرازگاهي مثل شعر آن‌ها را روخواني مي‌كنم.»
مرزبان با اشاره به اين كه آدم‌هاي نمايشنامه‌هاي رادي برايش هميشه زنده‌اند، گفت:«من با آن‌ها زندگي مي‌كنم. روي آثار او تا اندازه‌اي حساسيت دارم كه گاهي خود ايشان به من مأموريت مي‌دهند تا نمايش‌هايي را كه از ايشان اجرا مي‌شود، ببينم.»
مرزبان در ادامه با اشاره به نحوه آشنايي خود با رادي در دوران دانشجويي‌اش گفت:«در زمستان سال 1362 توسط يكي از دوستان با رادي آشنا شدم و در طي مسير با خودم فكر مي‌كردم كه رادي آدمي بد اخم است، ولي اين برخلاف تصور من بود؛ تا جايي كه من و رادي حالت مريد و مراد‌ پيدا كرده‌ايم و در خيلي از لحظات زندگي‌ام از او راهنمايي مي‌خواهم.»
پس از صحبت‌هاي هادي مرزبان، پيام عباس جوانمرد كه از كانادا براي اكبر رادي ارسال كرده بود و پيام نصرت پرتويي قرائت شد. در ادامه مراسم، محمود استادمحمد پشت تريبون قرار گرفت و يادداشت خود را براي اكبر رادي قرائت كرد:
«دنبال كلمه نمي‌گردم. دل به فوت و فن كلام نمي‌سپارم؛ كه نهايت حديثِ ران ملخ است و بارگاه سليمان. حروف كم مي‌آورند، اگر به لطفِ گوشِ عيب‌پوش استاد نمي‌تازيد. اتاقِ"از رادي نوشتن" دو پنجره دارد. اولي را دست باز كردن ندارم، پنجره دوم، اما، به مشرقِ مثلِ"كوزه‌گر و كوزه شكسته" باز مي‌شود. بگذار در مجلسِ اوستادِ‌ كوزه‌‌كشِ كوزه‌ شكنِ دهرِ پر قهرِ هنر ايران، با شكسته سفالينه‌ام بنوشم ميِ خوش گوار سرخوشي‌هاي اوستادي را كه گفت: در كوزه‌گري تئاتر، هزار فن داريم و يك فوت. غمِ آن هزار را نخور، كه بحرِ فنون، در چشم‌هايت موج مي‌زند؛ اگر دل به جلاي آن فوت آخر خنك كرده باشي. و خودش، با صفاي دل زيبايش يك هفت الهه و اكبر گفت و فوت كرد به چهره هر كه از تبار پاكان و نيكان بود و بر پرشالي، قلمداني ميراث مردمان داشت.
اهل فن گفته‌اند تئاتر را مي‌توان از دو اوين يونان باستان تا نويسندگان داستان راستان آموخت، تئاتر را مي‌توان از مجموعه متون كلاسيست‌ها و مدرنيست‌ها، در مكاتب و مدارس، پاي تخته‌اي سبز و سياه آموخت، ولي ما ترجيح داديم ـ بحث روش را جدا مي‌كنم ـ دست كم، منش نمايشنامه‌نويسي را از اكبر رادي ـ اين جا شيفته و هميشه جوان تئاتر ايران بياموزيم كه يك دهه قبل از ما، با پاي خودش، گيله‌وار، از راه ناهموار، وارد تئاتر ايران شده بود. هيچ كس اكبر رادي را به تئاتر نخوانده بود، به زور و ضرب و فرمان و سفارش و سهم موروثي هم نيامده‌ بود. هيچ صاحب جاهي برايش هودج و تخت روان نفرستاده بود، چهار دسته زمخت و سخت تخت روان نمايشنامه‌هايش رو چهارشانه خودش بود كه ستبر و سنگين و چهارشانه آمده بود، آمده بود تا از هيچ استعدادي وام نگيرد، هيچ استعدادي را به نفع خود مصادره نكند، آمده بود با استعداد خودش بنويسد، و تئاتر خودش را بنويسد كه نوشت، كه مي‌نويسد...
آمده بود تا از صحنه يك خلوت بسازد... دنجي دور از چشم نامردمان... براي شكستن بغضش... قله‌اي سرفراز، براي فريادش كه سركش بود و دريايي بود و شلاق بود.
اكبر رادي آمده بود تا غصه ما را بخورد، غصه نسل بعد از خودش را، غصه مرا. كه وقتي در برابر سمومِ آن بادهاي مسموم زانو زدم موج غصه را در نگاه معلمم ديدم و زان پس، ديدارش را بر خود حرام كردم، تا امروز. محروميت از ديدار اكبر رادي براي من يك محكوميت بود، يك تاوان سي و شش ساله و امروز چشم اميد دارم كه دل دريايي گيله مرد، ضامن بخشايش من شود.»
پس از قرائت يادداشت محمود استادمحمد، مراسم تقدير آغاز شد و از ناتالي چوبينه، رضا اسدي، رضا ارحام صدر،‌ عزت‌الله مهرآوران، پرويز فرشيدمهر، مهدي حاجي‌صفار، سيروس مهدي‌پور، سيامك وكيل طباطبايي و مسعود سميعي تقدير به عمل آمد.
Posted by پیمان شیخی @ 2:9 |