|
تلخ و شيرينهاي سه بازيگر جوان تئاتر
چهارشنبه 28 اسفند 1387 ساعت 1:22:00 PM تعداد بازدید: 547
| ||||
پيمان شيخي: خاطرات تلخ و شيرين هنرمندان تئاتر از حضورشان روي صحنه در صورت نقل، معمولا محملهاي جذاب و خواندني را براي مخاطبان ايجاد ميکند.در واقع اين خاطرات حواشي هستند که گاهي به مقدار قابل توجهي بر جذابيت متن ميافزايند.امير دلاوري، ليلي رشيدي و احمد مهرانفر که عموما نقشهاي متفاوتي را در هر نمايش تجربه ميکنند، هر يک به گوشهاي از خاطرات شيرين خود بر روي صحنه اشاره کردهاند که ميخوانيد: اميررضا دلاوري: خندهاي که کار را به تعطيلي نمايش کشاند طي سالهايي که مشغول کار تئاتر هستم، بارها پيش آمده که من نيز به عنوان بازيگر يک نقش، مثل بازيگران ديگر خنديدهام. مثلاً خنده غير متعارف يک تماشاگر و يا حرکات بازيگر مقابل موجب شده که ناخودآگاه بخندم. «در نمايش"دن کاميلو" به کارگرداني کوروش نريماني من با سيامک صفري همبازي بودم سيامک در يکي از اجراها حرکتي کرد که هم خودش خنديد و هم مرا به خنده انداخت. خندهدارترين اتفاقي که در تئاتر برايم رخ داد هم مربوط به زماني است که در نمايش"شوايک" ايفاي نقش داشتم. در صحنهاي از اين نمايش من ميميرم و در حالي که يک مگسکش در دست داشتم مرا روي يک ميز ميخواباندند. هميشه در اين صحنه پشت به تماشاگر ميخوابيدم چون مطمئن بودم احتمال خنديدنم وجود دارد و اين اتفاق نيز رخ داد. در يکي از شبهاي اجرا در همين صحنه امير جعفري به طور اتفاقي روي صورت من نشست و من مجبور شدم از پشت با مگس کش به او بزنم تا بلند شود. امير جعفري خندهاش گرفت، در همين لحظه محسن طنابنده وارد صحنه شد و به خنده امير خنديد و من هم که مثلاً مرده بودم خنديدم و تماشاگران هم به شدت ميخنديدند. کار قطع شد و پس از معذرتخواهي از تماشاگران کار را ادامه داديم.» ليلي رشيدي: ثانيههايي به اندازه يک عمر بارها پيش آمده که حين بازي روي صحنه نمايش به خنده افتادهايم اما به طور کلي من خيلي زياد ميخندم. وي در ادامه افزود: در لحظهاي که روي صحنه خندهام ميگيرد، ظاهرا شادي به من دست داده در حاليکه اين لحظهاي بسيار سخت براي من است و درست مثل لحظهاي است که آدم در مقابل معلم به خنده ميافتد. در حقيقت ميتوان گفت به ظاهر چند ثانيه بيشتر نيست که روي صحنه خندهمان ميگيرد ولي در اصل، ساعتها به انسان ميگذرد. آخرين بارکه روي صحنه نمايش به خنده افتادم مربوط به نمايش "خانواده تت" ميشود که در يکي از صحنههايي بود که با احمد مهرانفر بازي داشتم. احمد مهرانفر: اشکال روي صحنه ماندن! وقتي نمايش "خانواده تت" را در فرهنگسراي نياوران اجرا ميکرديم، در لحظات پاياني نمايش من از بازيگران مقابلم ميپرسيدم که ميخواهم اينجا بمانم، اشکالي دارد؟ و آنها که مخالف ماندن من بودند جوابي نميدادند. در يکي از اجراها کودکي که قبلا نمايش را ديده بود، با صداي بلند جواب داد چرا، اشکال دارد. همين شد که به جز من، بازيگران و تمام تماشاگران نمايش هم به شدت خنديدند. | ||||
تلخ و شيرينهاي سه بازيگر جوان تئاتر
چهارشنبه 28 اسفند 1387 ساعت 1:22:00 PM
خاطرات تلخ و شيرين هنرمندان تئاتر از حضورشان روي صحنه در صورت نقل، معمولا محملهاي جذاب و خواندني را براي مخاطبان ايجاد ميکند.در واقع اين خاطرات حواشي هستند که گاهي به مقدار قابل توجهي بر جذابيت متن ميافزايند.امير دلاوري، ليلي رشيدي و احمد مهرانفر که عموما نقشهاي متفاوتي را در هر نمايش تجربه ميکنند، هر يک به گوشهاي از خاطرات شيرين خود بر روي صحنه اشاره کردهاند که ميخوانيد:
اميررضا دلاوري: خندهاي که کار را به تعطيلي نمايش کشاند
طي سالهايي که مشغول کار تئاتر هستم، بارها پيش آمده که من نيز به عنوان بازيگر يک نقش، مثل بازيگران ديگر خنديدهام. مثلاً خنده غير متعارف يک تماشاگر و يا حرکات بازيگر مقابل موجب شده که ناخودآگاه بخندم. [ ادامه ]
درود خداوند بر شما پاک نهاد
ضمن عرض تبریک عید نوروز، سالی مملو از شادی ، سلامتی روح و تن ، برکت حلال و بی پایان، عشق به پروردگار و احترام به مخلوقات خداوند و موفقیت در راه تعالی را برای شما عزیزان آرزومندم.
در پناه مهر خداوند باشید
|
به انگيزه فرا رسيدن ايام نوروز
طنزپردازان تئاتر خاطرات شيرين خود را براي سايت ايران تئاتر بازگو کردند شنبه 24 اسفند 1387 ساعت 12:57:00 PM تعداد بازدید: 9
| ||||
پيمان شيخي: فصل بهار و آغاز نوروز هميشه براي ما ايرانيان بهانههاي مختلفي را با خود به همراه ميآورد. از جمله اينکه کمي بخنديم و شاد باشيم. به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين ميان امسال به سراغ تعدادي از اهالي تئاتر رفتيم که از قضا هميشه در کار خنداندن مردم هستند. اما پرسش ما از آنها اين بود: خندهدارترين خاطره دوران کاريتان تا به امروز چه بوده است؟ مرتضي احمدي: خندهاي که نمايش را تعطيل کرد مرتضي احمدي بازيگر پيشکسوت تئاتر ميگويد:«سال 1328 يا 1329 در نمايشي که در تئاتر فرهنگ آن زمان و تئاتر پارس فعلي روي صحنه بود، من به عنوان بازيگر مقابل مرحوم تفکري که در آن زمان معروف به قهرمان کمدي کشور بود، ايفاي نقش ميکردم. در اين نمايش نقش من فرزندي لوس و بيکاره بود که از پدرم که مرحوم تفکري نقش آن را بازي ميکرد، کلاشي ميکردم و مثلاً مقداري سم خريده بودم و هر گاه که پدر حاضر نميشد به من پول بدهد او را تهديد ميکردم که اگر پول ندهد سم را ميخورم و خودکشي ميکنم. من هر شب مرحوم تفکري را روي صحنه ميخنداندم و او ميگفت که اين کار را نکنم، تا عاقبت در يکي از اجراها وقتي من اين ديالوگ را گفتم تفکري برخلاف متن چيز ديگري گفت و من که انتظار شنيدن ديالوگي غير از متن را نداشتم آن قدر خنديدم که مجبور شديم پرده را بکشيم.» عليرضا خمسه: بازيگر فراموش کار عليرضا خمسه بازيگر پرتوان ژانر کمدي هنرهاي نمايشي کشورمان ميگويد:«بارها پيش آمده که در حال ايفاي نقش تا آستانه خنده رفتهام، اما تربيت بازيگريام اجازه خنديدن را به من نداده است. اما در همين ارتباط خاطرهاي دارم که مربوط به سالها قبل و اجراي نمايش"دايره گچي قفقازي" ميشود. در آن زمان مهدي هاشمي در نقش قاضي ايفاي نقش ميکرد و بايد افراد مختلفي به او مراجعه ميکردند، در يکي از شبهاي اجرا، يکي از بازيگران که در فاصله دو صحنه ورود خود به يکي ديگر از سالنهاي نمايش رفته بود و ظاهراً اصلاً فراموش کرده بود که در اين نمايش بازي ميکند، وقتي نوبت به نقشش رسيد، مهدي هاشمي چند بار گفت:«نفر بعدي، نفر بعدي، ولي کسي وارد صحنه نشد. بنابراين من که ديالوگهاي او را حفظ بودم با لباس معمولي وارد صحنه شدم و شروع به بازي کردم. در اين زمان بود که مهدي هاشمي بسيار تلاش کرد تا بتواند جلوي خندهاش را بگيرد.» حسن اکليلي: ماجراي موش روي صحنه حسن اکليلي که سالها در عرصه تئاتر اصفهان فعاليت دارد ميگويد:«چند سال قبل در نمايش در نقش يک پيرمرد منزوي که در زيرزمين زندگي ميکند ايفاي نقش ميکردم. در يکي از صحنهها عروس خانواده از من ميپرسيد که روي چراغ خوراکپزي چه چيزي ميپزم و من جواب ميدادم که اين جا چيزي جز موش پيدا نميشود که بپزم. او ميترسيد و در حين فرار، من خطاب به جمعيت ميگفتم زنها از يک گردان شوهر نميترسند ولي از يک موش ميترسند. در يکي از شبها وقتي اين ديالوگ را گفتم با خنده بيش از حد مردم و شلوغي در ميان تماشاگران مواجه شدم؛ چرا که ظاهراً در همين زمان يک موش روي صحنه آمده و بعد هم زير پاي چند تن از تماشاگران خانم ميدود که کاملاً اتفاقي بود ولي مرا به شدت به خنده انداخت.» اصغر سمسارزاده: پاشنه کفش بازيگر اصغر سمسارزاده بازيگر پيشکسوت تئاتر کمدي کشور نيز ميگويد:«چند سال قبل در تئاتر گلريز مشغول اجراي يک نمايش کمدي بودم که در يکي از صحنههاي نمايش پاشنه کفش بازيگر خانمي که نقش مقابل مرا بازي ميکرد در سوراخي که نميدانم چرا روي صحنه تعبيه شده بود، فرو رفت و به شدت به زمين خورد. من هم که کاري از دستم برميآمد، بياختيار شروع به خنديدن کردم، در حالي که بالاي سر او ايستاده بودم. اين کار علاوه بر اين که موجب خنديدن مردم شد، خودم را هم به شدت خنداند که در دوران کاريام اتفاق نيفتاده بود. به انگيزه فرا رسيدن ايام نوروزطنزپردازان تئاتر خاطرات شيرين خود را براي سايت ايران تئاتر بازگو کردند مرتضي احمدي بازيگر پيشکسوت تئاتر ميگويد:«سال 1328 يا 1329 در نمايشي که در تئاتر فرهنگ آن زمان و تئاتر پارس فعلي روي صحنه بود، من به عنوان بازيگر مقابل مرحوم تفکري که در آن زمان معروف به قهرمان کمدي کشور بود، ايفاي نقش ميکردم. در اين نمايش نقش من فرزندي لوس و بيکاره بود که از پدرم که مرحوم تفکري نقش آن را بازي ميکرد، کلاشي ميکردم و مثلاً مقداري سم خريده بودم و هر گاه که پدر حاضر نميشد به من پول بدهد او را تهديد ميکردم که اگر پول ندهد سم را ميخورم و خودکشي ميکنم. من هر شب مرحوم تفکري را روي صحنه ميخنداندم و او ميگفت که اين کار را نکنم، تا عاقبت در يکي از اجراها وقتي من اين ديالوگ را گفتم تفکري برخلاف متن چيز ديگري گفت و من که انتظار شنيدن ديالوگي غير از متن را نداشتم آن قدر خنديدم که مجبور شديم پرده را بکشيم. [ ادامه ] شنبه 24 اسفند 1387 ساعت 12:57:00 PM تعداد بازدید: 9 | ||||
|
طي مراسمي با حضور رييسجمهور
برگزيدگان جشنواره عدالت و اميد معرفي شدند شنبه 17 اسفند 1387 ساعت 10:37:00 AM تعداد بازدید: 45
| ||||
پيمان شيخي: مراسم اختتاميه نخستين جشنواره هنري"عدالت و اميد" با حضور دکتر محمود احمدينژاد رييس جمهور، مسئولان هنري و شرکت کنندگان در تالار وحدت برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، غروب روز گذشته مراسم نخستين جشنواره هنري"عدالت و اميد" که ميزبان هنرمندان رشتههاي هنري موسيقي، تجسمي و هنرهاي نمايشي بود با حضور دکتر محمود احمدينژاد رئيس جمهور، دکتر محمدحسين صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، دکتر محمدحسين ايمانيخوشخو معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، حسين پارسايي رئيس مرکز هنرهاي نمايشي و جمعي ديگر از مسئولان هنري کشور برگزار شد. در ابتداي اين مراسم پس از پخش سرود جمهوري اسلامي و قرائت آياتي چند از کلامالله مجيد، نماآهنگ جشنواره و سرودي در مدح حضرت عليبنابيطالب(ع) پخش شد. سپس حسن سلطاني که از مجريان خبر سيماي جمهوري اسلامي است به عنوان مجري مراسم از دکتر محمدحسين ايمانيخوشخو، معاون هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که دبيري نخستين جشنواره هنري"عدالت و اميد" را نيز به عهده داشت، براي ارائه گزارش عملکرد دعوت به عمل آورد. دکتر ايماني خوشخو با اشاره به تعداد گروهها و آثار شرکت کننده در نخستين جشنواره هنري"عدالت و اميد" و بخشهاي مختلف اين جشنواره، حضور هنرمندان پيشکسوت به عنوان داور، مشاور و صاحبنظر در اين جشنواره را خاطر نشان و از دستاندرکاران جشنواره قدرداني کرد. وي در ادامه با ارائه گزارش عملکرد سه ساله اخير معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، جشنواره عدالت و اميد را يکي از رويکردهاي معاونت هنري دانست و اين نکته را متذکر شد که اين ارگان طي سه سال گذشته بنيانهاي نويني در عرصه هنري پايهريزي کرده است. ايمانيخوشخو از هدايتهاي دکتر محمدحسين صفارهرندي وزير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قدرداني کرد که با نکتهسنجي، تحقق اين موفقيت را امکانپذير کرده است. ايماني در پايان از مقدمات تشکيل دبيرخانه دائمي جشنواره عدالت و اميد خبر داد. در ادامه يک قطعه سرود و سپس کليپ معرفي مديران جشنواره پخش شد. سپس دکتر محمدحسين صفارهرندي وزير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي روي صحنه حاضر شد و گفت:«خداوند را شکر ميکنيم که نخستين جشنواره عدالت و اميد با دلبستگيهايي که با آن پيوند خورده آغاز شد و در اولين طلوع خود درخشش چشمگيري داشت. ضمن عرض خيرمقدم به دکتر محمود احمدينژاد رياست محترم جمهوري و حضار عزيز عرض ميکنم اين جشنواره فرصت و بهانه مناسبي براي پيوند خوردن هر چه بيشتر هنر و جامعه هنري کشور با نسل جوان ما بوده و خواهد بود زيرا گفتمان انتظار و مهدويت است.» وي در ادامه افزود:«اگر بررسي کنيم، آن چه به عنوان گفتوگو در جامعه بشري مطرح است درمان همه گفتمانهاي موجود امروزي است، شايد هيچ گفتماني را روشنتر از گفتمان انتظار نداريم و طبيعي است دامنه رجوع به اين گفتمان بيشتر شود. انتظار از نظام مقدس جمهوري اسلامي و نهادهاي آن و مردم اين است که پيوند خود را با اين موضوع تحکيم کند و اين جشنواره چنين فرصتي را به وجود آورده است. اين جشنواره تناسب زيادي با شعار رئيس جمهور و دولت خدمتگذار دارد و مقدمه خوبي است براي اين که دلهاي ساکنان اين سرزمين، توجه بيشتري را به صاحب حقيقي عالم و منجي موعود داشته باشد.» در ادامه دکتر محمود احمدينژاد رئيس جمهور پشت تريبون حاضر شد و گفت:«خدا را سپاسگذارم و بسيار خوشحالم که اين فرصت را عنايت فرمود تا لحظاتي در فضايي صميمي و پر نشاط در خدمت جامعه هنري کشور باشيم.» به گزارش سايت ايران تئاتر وي در ادامه افزود:«هنرمندي در واقع تجلي اسم خلاقيت خداوند است؛ گرچه همه هنر سرشار از زيبايي است اما هنرمندي زيباترين زيباييهاست. اصلاً انسان بدون هنر محال است که بتواند طعم شيرين انسانيت را بچشد. هنر هم ابزار است، هم بستر و هم يار انسان براي حرکت رو به کمال. با هنر، روح انسان از زمين جدا ميشود و پرواز ميکند. مهم نيست که در کدام رشته هنري مشغول فعاليت هستيد بلکه مهم اين است که دل را به هنري بسپاري. به فضل الهي امروز در کشور ما هنر متعالي، هنر خلاق، هنر رهايي بخش انسانها، هنر نماينده راه زندگي حقيقي رو به شکوفايي است و هنرمندان عزيز ما آثار بسيار ارزشمند و فاخر و قابل عرضهاي به جهان بشري ارائه کردهاند. اثر هنري از عوامل اصلي ماندگاري و جاودانه ماندن هنرمند است. اگر شما در ذهن خود شخصيتهاي بزرگ تاريخي را مرور کنيد، ميبينيد برجستهترين شخصيتها هنرمندان بزرگي هستند و صنعتگران و حتي رياضيداناني که در ذهن ما برجسته ميشوند، کساني بودهاند که کار خود را با هنر عجين کردهاند. بزرگترين هنر انسان هنر عشق ورزيدن به ديگران است و خدا را شاکريم که جامعه امروز ما پرچمدار اين هنر است.» رئيس جمهور خاطر نشان کرد:«عنوان عدالت و اميد، بسيار زيباست. انسان بدون اميد يعني انسان رکود و رو به مرگ، انگيزه اصلي حرکت و بالندگي و زندگي اميد است و عدالت نقطه آغاز اميد. عدالت پايه اصلي و مايه اميد است. بسياري از ما بر اين باوريم که نقطه اوج آمال انسان برپايه عدالت است که از يک منظر حرف درستي است. در طول تاريخ همه صالحان و دلسوزان و کساني که بر انسانيت اصيل خود پايبند ماندهاند به عدالت باور داشتهاند. سنگينترين مجاهدتها براي برپايي عدالت بوده است و من امشب يک جمله اضافه ميکنم. برپايي عدالت در جهان براي نوع بشر، تازه نقطه آغاز است و با برپايي عدالت تازه زندگي آغاز ميشود و عدالت پله اول است. نگاه کنيد به چند هزار سال زندگي انسان، چه چيزي تا امروز از انسان متجلي شده است. انساني که بايد خليفه خدا و زمين باشد و بايد مجسمه علم، حلم و رافت و بزرگواري و عظمت باشد. قطعاً منظور از خلقت انسان زندگي نبوده که تا امروز در جريان بوده است، چرا که هنوز قلههاي اصلي پيش روي بشر فتح نشده است. گو اين که تک ستارههايي درخشيدهاند اما هنوز آن پرواز در آسمانها پي در پي اتفاق نيفتاده است. وقتي که اسارتها برطرف شد و انسان از قيدهاي تحميلي آزاد شد تازه روز لذت واقعي است.» رئيس جمهور در پايان گفت:«آمدن موعود و برپايي عدالت آغاز زندگي است نه پايان زندگي.» در ادامه آراي هيأت داوران بخش هنرهاي نمايشي متشکل از ايرج راد، محمود عزيزي و سعيد کشنفلاح قرائت شد که به شرح زير است: اهداي لوح تقدير و 1 سکه بهار آزادي به کيميا مکاري بازيگر خردسال نمايش"روزي که هوا برفي است" اهداي لوح تقدير و 5 سکه بهار آزادي به گروه بازيگران نمايش"آخرين عکس را با هم ميگيريم" طراحي صحنه اهداي لوح تقدير و 5/1 سکه بهار آزادي به شهرام کرمي براي طراحي صحنه نمايش"شمردن ستارههاي شب" و کوروش خزايياصل براي نمايش"بيدادگاه" اهداي تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 3 سکه بهار آزادي به مريم نيکروش طراح صحنه نمايش"ته خط" موسيقي اهداي تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و تعداد 4 سکه بهار آزادي به عبدالرضا بهرامي و نيما شعباني براي موسيقي نمايش"نامهاي ديگر" بازيگري مرد اهداي لوح تقدير به همراه 2 سکه بهار آزادي به افشين زارعي بازيگر نمايش"عدالت خانه" و مهران نائل بازيگر نمايش"داستان عامهپسند" اهداي تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 4 سکه بهار آزادي به طور مشترک به امين آبان بازيگر نمايش"مسخ" و محمد عسگري بازيگر نمايش"داستان عامهپسند" بازيگري زن اهداي لوح تقدير و 2 سکه بهار آزادي به هيلدا فاضل بازيگر نمايش"کلاغها به مترسک ميخندند" اهداي تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 4 سکه بهار آزادي به طور مشترک به بهناز سليماني بازيگر نمايش"شمردن ستارههاي شب" و آذر خوارزمي بازيگر نمايش"عدالت خانه" نمايشنامهنويسي اهداي لوح تقدير و 2 سکه بهار آزادي به عارفه عنايتي نويسنده نمايشنامه"عدالت خانه" و علي شعالي، علي زيواريان و محسن پناهي نويسندگان نمايشنامه"ميعاد" تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 5 سکه بهار آزادي به آرش عباسي نويسنده نمايشنامه"داستان عامهپسند" کارگرداني اهداي لوح تقدير و 2 سکه بهار آزادي به حسن عابدي کارگردان نمايش"ترانه سرزمين من" و يعقوب صديق جمالي کارگردان نمايش"آخرين مرد ايستاده" تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 5 سکه بهار آزادي به حميدرضا آذرنگ کارگردان نمايش"عدالتخانه" | ||||
طي مراسمي با حضور رييسجمهور
برگزيدگان جشنواره عدالت و اميد معرفي شدند
اهداي لوح تقدير و 1 سکه بهار آزادي به کيميا مکاري بازيگر خردسال نمايش"روزي که هوا برفي است"
اهداي لوح تقدير و 5 سکه بهار آزادي به گروه بازيگران نمايش"آخرين عکس را با هم ميگيريم"
طراحي صحنه
اهداي لوح تقدير و 5/1 سکه بهار آزادي به شهرام کرمي براي طراحي صحنه نمايش"شمردن ستارههاي شب" و کوروش خزايياصل براي نمايش"بيدادگاه"
اهداي تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و 3 سکه بهار آزادي به مريم نيکروش طراح صحنه نمايش"ته خط"
موسيقي
اهداي تنديس جشنواره، ديپلم افتخار و تعداد 4 سکه بهار آزادي به عبدالرضا بهرامي و نيما شعباني براي موسيقي نمايش"نامهاي ديگر" [ ادامه ]
|
دکتر محمدحسين ايمانيخوشخو در نشست خبري نخستين جشنواره عدالت و اميد:
دبيرخانه دائمي براي جشنواره طراحي شده است یکشنبه 4 اسفند 1387 ساعت 12:38:00 PM تعداد بازدید: 70
| ||||
پيمان شيخي:
نشست خبري نخستين جشنواره عدالت و اميد با حضور دکتر محمدحسين ايمانيخوشخو دبير جشنواره و اميرنيا مديرعامل بنياد رودکي و دبير اجرايي اين جشنواره و جمعي از خبرنگاران در تالار وحدت برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداي اين نشست دکتر ايمانيخوشخو گفت:«شايد مواجهه با نام چنين جشنوارهاي اين پرسش را به وجود آورد که ويژگي خاص اين جشنواره چيست و چه اهدافي موجب طراحي و شکل گيري اين جشنواره شده است. واقعيت اين است که ايده برگزاري اين جشنواره مربوط به دو سال قبل است. پس از بررسي متوجه شديم که جمع زيادي از هنرمندان در سراسر کشور وجود دارند که تمايل به حضور در اين حيطه مهم معنوي را دارند.» وي در ادامه افزود:«پس از شناسايي اين طيف هنرمندان که اکثريت آنها نيز مربوط به قشر جوان بودند، در جلسات مختلف موضوع را مورد بحث و تبادل نظر قرار داديم. سعي کرديماگر قرار است کاري در اين حيطه انجام شود، تکراري نباشد.» دکتر ايماني گفت:«اين حرکت در سه فاز طراحي شد و شکل گرفت که فاز نخست آن ارتباط با مخاطبان در سراسر کشور و تماس با نيروهايي که اين تمايل را براي حضور داشتند، بود. پس از شناسايي اين نيروها به نظر رسيد که با برگزاري دورههاي آموزشي در شهرستانها و با انجام کار گروهي آثار براي حضور در مرحله انتخاب، گزينش شوند. در مرحله بعدي آثار انتخاب شدند و اکنون کارها براي رقابت در مرحله نهايي جشنواره خود را آماده ميکنند. در بخش تئاتر اين جشنواره 15 گروه شهرستاني و تهراني شرکت دارند و آثار از 12 تا 16 اسفندماه در موزه هنرهاي معاصر، موزه آزادي، تالار وحدت، تئاترشهر، تالار رودکي، خانه نمايش و تالار سنگلج اجرا خواهند شد.» وي افزود:«به نظر ميرسد اين جشنواره ميتواند جمعي که به دلايل مختلف کمتر فضا را براي حضور خود مهيا ميديدهاند به جمع فعالان تئاتر بپيوندند.» در ادامه نشست اميرنيا به ارائه گزارش پرداخت و سپس دکتر ايماني افزود:«طبق برنامهريزي که صورت گرفته آثار نمايشي پر مخاطب اين جشنواره در تهران اجرا ميشود، اما حوزه اصلي اجراها در شهرستانها خواهد بود. از سوي ديگر با داشتن دبيرخانه دائمي، اين جشنواره ادامه پيدا ميکند و برخلاف برخي جشنوارهها که پس از برگزاري يک دوره يا چند دوره متوقف شدهاند، اين اتفاق رخ نخواهد داد.» وي خاطر نشان کرد:«موضوعات مورد نظر اين جشنواره شامل موضوعاتي چون عدالت، توحيد، وحدت و عدالت در جامعه اسلامي نمونه، عدالت دروني و تزکيه، عدالت و عدالتخواهي در تاريخ و متون کهن ايراني، عدالت و ولايت در مکتب تشيع، عدالت و مفاهيم والاي انساني در زندگي اجتماعي، عدالت و نفي اشرافيگري و دنياپرستي، عدالت و تاريخ سيره انبياء و اولياء، عدالت و فلسفه وجودي انقلاب اسلامي، عدالت و نظام خاص خانوادگي، عدالت مهدويت و اميد بشريت براي ظهور موعود اديان و... ميشود.» وي در پايان گفت:«شوراي سياستگذاري اين جشنواره متشکل از دکتر حسن بلخاري، دکتر علي منتظري، نيرومند، حجتالاسلام ارباب سليماني، نيلي و اينجانب است.»
یکشنبه 4 اسفند 1387 ساعت 12:38:00 PM تعداد بازدید: 70
| ||||
|
سعي کرديم از هزينههاي اضافي جلوگيري کنيم
دکتر علي رفيعي در نشست مطبوعاتي نمايش"شکار روباه" جزئيات اجراي آخرين اثرش را تشريح کرد چهارشنبه 23 بهمن 1387 ساعت 1:32:00 PM تعداد بازدید: 180
| ||||
پيمان شيخي: نشست مطبوعاتي نمايش"شکار روباه" با حضور دکتر علي رفيعي کارگردان نمايش، حجت عليخاني مجري طرح و جمعي از خبرنگاران در سالن تشريفات تالار وحدت برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، دکتر علي رفيعي در ابتداي اين نشست ضمن ابراز خوشحالي از اجراي نمايش"شکار روباه" پس از 5 سال وقفه کاري گفت:«اين بار با حمايت و استقبال خوبي که مرکز هنرهاي نمايشي از اجراي"شکار روباه" به عمل آورد و از سوي ديگر حضور حجت عليخاني به عنوان مجري طرح، موجب فراغ بال بيشتر من شد.» وي در ادامه افزود:«البته هيچ گاه فراغ بال نداشتهام و کارهايمان به دقيقه 90 ميرسد. شايد فقدان باورهاي مربوط به تئاتر باعث شده چنين شود و جالب است که متوليان فرهنگ ما به خصوص بنياد رودکي اين باور مرا قبول ندارند. در اين نمايش 24 ساعت قبل از آغاز کارمان اکبر افشيننيا نورپرداز حضور پيدا کرد البته ايشان بازنشست شدهاند. اين امر در مورد کارگاه دکور و لباس نيز اتفاق افتاده و پس از تعطيلي اين کارگاهها آدمهاي معتبر اين حوزه هم بازنشست شدهاند که البته امري طبيعي است ولي طبيعي است که پيش از بازنشستگي اين افراد بايد شرايطي فراهم شود که تجربياتشان به نسل بعدي نيز منتقل شود. در نتيجه ما لباسهايمان را در گوشه و کنار شهر دوخته و آماده کرديم. به اعتقاد من فقدان آدمهاي خبره و تخصصي تئاتر موجب شده که کار ما به دقيقه 90 برسد. تئاتر يک بدنه مهم دارد که تکنسينها و تيم اجرايي جزء اين بدنه محسوب ميشوند.» رفيعي در ادامه گفت:«در کشوري که تئاتر خصوصي و غير خصوصي آن ميبايست از فيلترهاي ديوان سالاري بگذرد و تصويب شود و از سوي ديگر سالن تئاتر وجود ندارد و سالنهاي تئاتر ما فقط محدود به تئاترشهر و تالار وحدت ميشود، بنابراين تئاتر خصوصي معنا ندارد مگر اين که زماني فرا برسد که در کنار تئاتر خصوصي تئاتر حرفهاي دولتي نيز وجود داشته باشد. بايد بدانيم الگوهاي تئاتري ما از تئاتر غرب آمده است. در آن جا در وهله نخست دولت و شهرداريها حاميان اصلي تئاتر هستند. همان گونه که آموزش عمومي، بهداشت و بسياري ديگر اما تئاتر به مثابه يک امر فرهنگي، دولتي است. در آن جا تئاتر خصوصي وجود دارد چرا که تئاترهاي فرهنگي با مضامين فني از سوي تئاتر دولتي توليد ميشوند و تئاترهاي بخش خصوص تئاترهايي است که به لحاظ محتوايي اندک يا مقدار قابل توجهي نازلتر از تئاتر دولتي است؛ چرا که به تئاتر کمدي رو ميآورند و هيچ وقت در تئاتر بخش خصوصي آثار چخوف، شکسپير و ايبسن را نميبينيد. به صورت کلي تئاتري که ناقل فرهنگ زنده جهان است، توسط دولت حمايت ميشود. اکنون که تئاتر توسط دولت حمايت ميشود با هزار و يک مشکل مواجه هستيم چرا که بازيگر براي امرار معاش جدا از فعاليت تئاتري به سينما و تلويزيون روي ميآورد و گاهي نيز مجبور ميشود در يک زمان در دو تئاتر حضور داشته باشد. ما در کشوري از تئاتر خصوصي صحبت ميکنيم که آموزش واقعي براي کارگردان و بازيگر وجود ندارد. شايد در سال چند صد دانشجوي بازيگري از دانشگاههاي آزاد که در سراسر کشور مثل دکان تاسيس شدهاند، فارغالتحصيل شوند. تئاتر خصوصي يک جور شانه خالي کردن از بار مسئوليت است که دولت در قبال تئاتر بايد داشته باشد. ما بايد اول آن را باور داشته باشيم، بعداً خود به خود خلق ميشود. البته اگر تئاتر خصوصي به معني مجموعه چمران و گلريز است اين به معناي رفتن به سمت ابتذال است.» وي در مورد نمايش"شکار روباه" گفت:«ما مجبوريم ساعت 18 در تالار وحدت اجرا داشته باشيم و من نگرانم،چرا که اين زمان به من تحميل شده. در ضمن به عيد نوروز نيز نزديک هستيم و ترافيک را بايد در نظر داشت. از سوي ديگر من جرأت نميکنم به بازيگرانم بگويم که آماده اجراي اين نمايش در ابتداي سال آتي نيز باشند. من در اين نمايش تغييراتي به وجود نياوردهام و فقط ناگزير بودم يک ديوار را حذف کنم و يک پرده مشکل را جايگزين آن کنم ولي بعد از حذف و بررسي صحنه متوجه شدم که چندان هم بد نشده است.» کارگردان نمايش"شکار روباه" اظهار کرد:«براي اولين بار است که در مورد بودجه با مرکز هنرهاي نمايشي به بحث ننشستيم. بارهاي گذشته نيز يک قرارداد را امضاء ميکردم و حميدپورآذري به عنوان دستيار من چک را وصول ميکرد و دستمزدها را ميپرداخت. در اين نمايش از حسين پارسايي رئيس مرکز هنرهاي نمايشي درخواست کردم که اين کار يک مجري طرح و مدير توليد داشته باشد تا بودجه در اختيار وي قرار گيرد و من فقط نظارت کنم که خرج بيهوده صورت نگيرد. من اصولاً تهيه کننده دوست هستم، البته کساني که بايد دستمزد خود را دريافت کنند ميبايست تمام و کمال دريافت کند و ميدانم که حجت عليخاني نيز اين توجه را دارد ولي سعي کرديم از هزينههاي اضافي جلوگيري کنيم.» در ادامه نشست حجت عليخاني گفت:«قرارداد اين نمايش نيز همچون ساير نمايشهاست در حالي که من شايعهاي در اين ارتباط شنيدم مبني بر اين که بودجه هنگفتي دارد که من آن را تکذيب ميکنم. بايد بگويم که قرارداد اين نمايش نيز همچون ساير نمايشها بوده علي رغم اين که معقتدم يک اثر نمايشي بزرگ مثل"شکار روباه" بايد مورد توجه بيشتري قرار گيرد.» وي افزود:«اولين مشکل بزرگي که بر سر راه من بود باورهاي فرهنگي مسئولان فرهنگي ما بود که تئاتر نيز ميتواند مجري طرح داشته باشد. در اين نمايش تنها کاري که تلاش دارم انجام دهم اين است که اين موضوع را به دوستان بباورانم. من در روزهاي اول براي جذب اسپانسر خوشبين بودم و فکر ميکردم در تهران 20 بيلبورد خواهيم داشت، اما به واسطه دوستي که با يکي از مسئولان شهرداري داشتم موفق به نصب چهار بيلبورد در سطح شهر شديم.» در ادامه دکتر رفيعي نيز با اشاره به قرارداد گيشه مشارکتي اين نمايش با مرکز هنرهاي نمايشي اظهار کرد:«اين ارتباطي به بازيگران ندارد و آنها قرارداد مشخصي در رابطه با دستمزدهايشان دارند. من از مديريت مرکز هنرهاي نمايشي يک درخواست داشتم و آن پرداخت به موقع دستمزد بازيگران نمايش بوده چرا که قريب به سه ماه به صورت مدام در خدمت اين نمايش بودهاند. جاي خوشحالي دارد که اين درخواست پذيرفته شد.» وي در مورد معاصرسازي داستان"آغامحمدخان قاجار" در نمايش"شکار روباه" اظهار کرد:«وقتي به راحتي ميتوانيم يک کتاب در مورد اين شخصيت تاريخي را در منزل مطالعه کنيم، چرا بايد آن را اجرا کنيم. سال 1356 زماني که من تصدي تئاترشهر را به عهده داشتم کاري با نام"خاطرات و کابوسهاي يک جامهدار از زندگي و قتل ميرزا تقيخان فراهاني" را اجرا کردم و اکنون دقيقاً همان نگاهي که نسبت به اين نمايش داشتهام را نسبت به"شکار روباه" اعمال کردهام. نگاه من يک نگاه تراژدي نبود بلکه با نگاهي تاريخي به اثر پرداختم. بزرگترين تراژدي آدمهاي خودکامه اين است که ميخواهند هم بر سر قدرت باشند و هم مورد قبول و تحسين مردم. تراژدي آدمهاي مستبد، تنهايي آنهاست و وقتي لايه خودکامگي را از روي آنها برميداريم، ميبينيم که چه قدر بيچاره و قابل ترحم هستند. وقتي رئيس جمهوري مثل بوش را ميبينيم که پايان کار او دو لنگه کفش است و يا ميبينيم در گفتوگوي محمدرضا شاه با اوريانا فالاچي هست که او در مقابل آکواريوم ايستاده و ميگويد ملت من مثل اين ماهيها هستند چرا که هر چه به آنها ميدهم باز هم ميخواهند. وقتي ما همه چيز را در يک فضاي تاريخي قرار ميدهيم مثل يک شيء آنتيک که در ويترين قرار ميدهيم با آن برخورد کردهايم اما قصد داشتم شخصيتها را از ويترين خارج کنم.» | ||||
سعي کرديم از هزينههاي اضافي جلوگيري کنيمدکتر علي رفيعي در نشست مطبوعاتي نمايش"شکار روباه" جزئيات اجراي آخرين اثرش را تشريح کرد
ما مجبوريم ساعت 18 در تالار وحدت اجرا داشته باشيم و من نگرانم،چرا که اين زمان به من تحميل شده. در ضمن به عيد نوروز نيز نزديک هستيم و ترافيک را بايد در نظر داشت. از سوي ديگر من جرأت نميکنم به بازيگرانم بگويم که آماده اجراي اين نمايش در ابتداي سال آتي نيز باشند. [ ادامه ]
|
حسن معجوني در پنجمين نشست انجمن کارگردانان خانه تئاتر:
جريان صنفي در تئاتر تبديل به يک خواب ميشود یکشنبه 20 بهمن 1387 ساعت 11:34:00 AM تعداد بازدید: 78
| ||||
پيمان شيخي:
پنجمين نشست از سلسله نشستهاي تخصصي انجمن کارگردانان خانه تئاتر، تحت عنوان"شبهاي کارگردان" در خانه هنرمندان ايران برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، پنجمين نشست شبهاي کارگردان، در ادامه نشست قبلي با محوريت کارگرداني ايراني و معضلات مربوط به کارگرداني تئاتر ايران و با حضور جمعي از کارگردانان تئاتر در سالن کنفرانس خانه هنرمندان ايران برگزار شد. در ابتداي اين نشست ايوب آقاخاني به عنوان رئيس جلسه گفت:«در جلسه گذشته پيرامون آسيبهاي مديريتي که به بدنه تئاتر وارد بود، بحث شد و در اين جلسه به نمايندگي از هيأت مديره کانون کارگردانان تئاتر، خواهشمندم براي ديدن زاويه ديگري از اين ماجرا از منظري ديگر به اين مسئله بپردازيم و نقش مسئولان و مديران تئاتري را در خصوص ورود معايبي به کارگرداني تئاتر در نظر بگيريم و حالا قدري به اين موضوع بپردازيم که کارگردانان در ضعف کارگرداني تئاتر چه سهمي دارند.» وي در ادامه افزود:«بيگمان روشن است که ما نيز ميتوانيم از زواياي مختلفي به عملکرد خود بنگريم. براي اين جلسه مديران هيأت مديره خانه تئاتر را دعوت کرديم اما جاي افسوس دارد که تمام رئيسان هيأت مديرههاي خانه تئاتر در اين جا حضور ندارند.» در ادامه نشست حسين پرستار از کارگردانان با سابقه تئاتر گفت:«ما بايد از بدو تئاترکشور و با توجه به ابعاد مادي و معنوي به موضوع بپردازيم.» مهدي شمسايي يکي ديگر از کارگردانان با سابقه تئاتر نيز گفت:«بايد بررسي شود که چه اتفاقي رخ داده و چگونه بايد با معضلات مقابله کنيم. زماني فکر ميکرديم وقتي کارگرداني ميکنيم به يک دنياي رويايي ميرسيم، در حالي که امروز فاصله بسيار زيادي با اين تصور داريم و در حقيقت کلمه تئاتر مفهوم خود را از دست داده است. من فکر ميکنم کارگردانان تئاتر به روزمرگي رسيدهاند و به اعتقاد من اين معضل يکي از آسيبهاي وارده به تئاتر است.» مسعود موسوي که اخيراً با نمايش"مجسمههاي يخي" در کارگاه نمايش مجموعه تئاترشهر حضور پيدا کرد، گفت:«عدم توجه و حمايت از فعاليتهاي صنفي باعث عافيت طلبي شخصي، عدم توجه به همکاري با ساير کانونهاي نمايش و پاک کردن صورت مسئله و رفتن کارگردانان به سوي تله تئاتر شده است.» حسن معجوني که در اين جلسه حضور داشت، گفت:«اساساً از يک دورهاي مکان تئاتري در اين کشور ساخته نشده است. مثلاً ما ميدانيم که دو دانشکده خيلي عمده داشتهايم و مکانهايي مثل تالار وحدت، مجموعه تئاترشهر و تالار مولوي از اين طريق نمايشهاي خود را تامين ميکردند. طي اين سالها دانشکدههاي زيادي به وجود آمده که طبيعتاً تراکم عجيبي براي هنرمندان به وجود آمده است. در دوره مديريت حسين پاکدل در مجموعه تئاترشهر يکسري سالن تئاتر در اين مجموعه به وجود آمد اما همچنان با فضاي اندکي مواجهايم و اگر عادلانه قضاوت کنيم ميبينيم که هر کارگردان بايد با وقفه طولاني کار خود را اجرا کند که نوبت اجرا به ساير کارگردانان نيز برسد و اين فشردگي باعث ميشود برخي اوقات دو اجرا براي يک سالن در نظر گرفته شود. از سوي ديگر ميبينيم که اگر به يک کارگران اجازه ندهند کار کند ساير کارگردانان پشتيبان او نيستند و چنين جريان صنفي تبديل به يک خواب ميشود.» وي افزود:«ما شاهد افزايش تعداد جشنوارهها هستيم چرا که هر يک از آنها يک فرصت محسوب ميشود تا کارگرداني کار کند. جشنوارههايي که ميبينيم فقط به وجود آورنده يک شو کار کردن است و عجيب است که تمام ما به آن دل خوش هستيم و در جشنوارهها شرکت ميکنيم. به اعتقاد من تا زماني که مشکل مکان اجرا حل نشود تراکم کاري تئاتر از بين نميرود.» در ادامه مسعود موسوي خاطر نشان کرد:«يکي از کارگردانان تئاتر در بروشور اثرش چنين ذکر کرده که طي شش سال، 25 اثر نمايشي اجرا کرده، در حالي که کارگرداناني وجود دارند که هر چهار سال، يک بار کار ميکنند.» محسن حسيني نيز گفت:«اکثر کارهايي که ميبينيم خندهدار و يا لودگي هستند. از سوي ديگر ما در سال، دست کم 100 کارگردان و نويسنده وارد بازار کار ميکنيم که بايد اين مسائل آسيبشناسي شود. امسال وقتي به جشنواره مينگريم اجراي پاياننامههاي دانشجويي را ميبينيم و طبيعي است که از کارگردانان حرفهاي استفاده نميکنند و اينها جزء معايب است.» حسين کياني نيز گفت:«اگر بخواهيم به آسيبشناسي تئاتر بپردازيم ميبينيم که نخستين کارگردان تحصيل کرده ما شخصي به نام ميرسيفالدين کرمانشاهي است که در دهه 10 فعاليت ميکند و ايدههاي نو ميآورد. در آن زمان دستگاه حکومت به او ميگويد که ايران را ترک کند و يا اين که ديگر تئاتريها که همکار او هستند چوب لاي چرخ او ميگذارند و باعث خودکشي او ميشوند. ما نميتوانيم يک دشمن فرضي تصور کنيم بلکه بايد ببينيم براي يک تئاتر بومي ملي چه کردهايم و چرا تئاتر ما از تئاتر ساير کشورها قابل تشخيص نيست، البته منظور من تئاتر مضحکه، تقليد و... نيست. قبل از اين که پيکان تقصير را به طرف مرکز هنرهاي نمايشي بگيريم بايد ديد که کارگردانان تئاتر چه کردهاند.» ايوب آقاخاني نيز گفت:«بايد ديد چرا اثر بيستم يک کارگردان با نخستين اثر او هيچ تفاوتي ندارد و با همان ضعفها و قوتها ارائه ميشود.» ناصح کامکاري در ادامه گفت:«معضل اصلي تئاتر ما دولتي بودن آن است و اگر کارگرداني دچار افول در کار خود ميشود بايد از سوي مخاطب خود رانده شود. بايد ديد چرا يک کارگردان با چهار سال وقفه کار ميکند در حالي که کارگردان ديگري هر ساله کار ميکند. شرايط تئاتر دولتي، ما را در خود فرو برده و به روشني حرف نميزنيم و همگي ماسک به صورت داريم.» در پايان اين جلسه ايوب آقاخاني از برگزاري جلسه بعدي در تاريخ 10 اسفند ماه در خانه تئاتر خبر داد که با محوريت"آسيب شناسي کارگردان تئاتر ايران" با محوريت"طراحي صحنه و لباس" برگزار ميشود. حسن معجوني در پنجمين نشست انجمن کارگردانان خانه تئاتر:جريان صنفي در تئاتر تبديل به يک خواب ميشود حسن معجوني که در پنجمين نشست از سلسله نشستهاي تخصصي انجمن کارگردانان خانه تئاتر حضور داشت، گفت:«اساساً از يک دورهاي مکان تئاتري در اين کشور ساخته نشده است. مثلاً ما ميدانيم که دو دانشکده خيلي عمده داشتهايم و مکانهايي مثل تالار وحدت، مجموعه تئاترشهر و تالار مولوي از اين طريق نمايشهاي خود را تامين ميکردند. طي اين سالها دانشکدههاي زيادي به وجود آمده که طبيعتاً تراکم عجيبي براي هنرمندان به وجود آمده است. در دوره مديريت حسين پاکدل در مجموعه تئاترشهر يکسري سالن تئاتر در اين مجموعه به وجود آمد اما همچنان با فضاي اندکي مواجهايم و اگر عادلانه قضاوت کنيم ميبينيم که هر کارگردان بايد با وقفه طولاني کار خود را اجرا کند که نوبت اجرا به ساير کارگردانان نيز برسد و اين فشردگي باعث ميشود برخي اوقات دو اجرا براي يک سالن در نظر گرفته شود. از سوي ديگر ميبينيم که اگر به يک کارگران اجازه ندهند کار کند ساير کارگردانان پشتيبان او نيستند و چنين جريان صنفي تبديل به يک خواب ميشود.» [ ادامه ] یکشنبه 20 بهمن 1387 ساعت 11:34:00 AM تعداد بازدید: 78 | ||||
|
محمدحسين ناصربخت خبر داد:
اعلام اسامي شرکت کنندگان بخش سمينار چهاردهمين جشنواره بينالمللي نمايشهاي آئيني ـ سنتي سه شنبه 15 بهمن 1387 ساعت 11:58:00 AM تعداد بازدید: 103
| ||||
پيمان شيخي:
اسامي شرکت کنندگان بخش سمينار چهاردهمين جشنواره بينالمللي نمايشهاي آئيني ـ سنتي به زودي اعلام ميشود. دکترمحمدحسين ناصربخت، دبير چهاردهمين جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي با اعلام اين خبر به سايت ايران تئاتر گفت:«تاکنون آثار بخش صحنهاي، تعزيه و نمايشهاي آئيني را اعلام کردهايم و به زودي اسامي شرکت کنندگان بخش سمينار چهاردهمين جشنواره بينالمللي تئاتر آئيني ـ سنتي نيز از طريق دبيرخانه جشنوارهها اعلام خواهد شد.» وي در ادامه افزود:«اين اسامي به صورت کامل نيست و در حقيقت بخشي از اسامي اعلام ميشود که از طريق فراخوان حضور پيدا ميکنند. بخشي از مقالاتي که در سمينار ارائه ميشود از طريق همايش منطقهاي نمايشهاي آئيني ـ سنتي برگزيده خواهد شد که قرار است ارديبهشت ماه برگزار شود و بخشي نيز به دعوت ما حضور پيدا خواهند کرد که شامل محققان خارج و داخل کشور ميشود.» ناصربخت گفت:«علاوه بر اين برنامهريزي، از سوي برخي از فعالان دورههاي گذشته جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي که نامشان در بخش صحنهاي نيست، درخواستهايي مبني بر برگزاري کارگاه داشتهاند تا نتيجه اين کارگاهها در بخش صحنهاي جشنواره آئيني ـ سنتي حضور پيدا کند، که اين موضوع بايد در شوراي سياستگذاري مورد بررسي قرار گيرد.» وي با اعلام موافقتش نسبت به برگزاري اين کارگاهها تصريح کرد:«افرادي که به برگزاري کارگاه تمايل دارند از جمله پرورشيافتگان نمايشهاي آئيني ـ سنتي در 13 دوره برگزاري اين جشنواره هستند و ما بايد اين فرصت را در اختيار آنان بگذاريم تا از طريق کار کارگاهي فعاليت کنند. از تعدادي از اساتيد نيز درخواستهايي براي بخش نمونهسازي داشتهايم که در حال بررسي است که پس از اخذ نتيجه نهايي آن را نيز اعلام خواهيم کرد تا بتوانيم بخش صحنهاي را در جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي چهاردهم ارتقا بخشيم.» دبير چهاردهمين جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي در خصوص تغييرات اين دوره از جشنواره نسبت به دورههاي گذشته آن اظهار کرد:«در ارزيابي که در جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي پيشين داشتهام به اين نتيجه رسيدم که ما در زمينه پژوهش نمايشهاي آئيني ـ سنتي با تحولي مواجه شديم و خوشبختانه اين بخش در ابعاد مختلفي که اتفاق افتاد با پيشرفت خوبي مواجه شد. اما در بخش صحنهاي اين جشنواره به اين نتيجه رسيديم که در حال نوعي در جا زدن هستيم و سعي کرديم در اين دوره از جشنواره با دعوت از اساتيد و با نظارت بيشتر بر آثار و ارائه کمکهاي کارشناسي براي آثار انتخاب شده در بخش صحنهاي، کيفيت اين آثار را بالا ببريم تا بخش صحنهاي ارتقا پيدا کند.» ناصربخت در پاسخ به اين که جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي سال آينده براي به وجود آوردن فضاي مطلوب در جهت ماندگاري نمايشهاي سنتي چه برنامهريزي در نظر دارد، اظهار کرد:«به اعتقاد من جشنواره چنين معضلي را نميتواند حل کند، چرا که جشنواره نمايشگر و برآيند اتفاقات اساسي ماست و تلاشها بايد در جاي ديگري رخ دهد. اتفاقي که در حال رخ دادن است برگزاري کارگاه تخت حوضي از سوي فرهنگستان هنر است که با حضور علي نصيريان، داود فتحعليبيگي و داريوش مودبيان در حال انجام است. اين کارگاهها از ابتداي سال جديد کار خود را آغاز ميکند و من اميدوارم از کار اين اساتيد نيز در چهاردهمين جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي بتوانيم نمونهاي داشته باشيم.» وي با اشاره به نمونهسازي نمايشهاي تخت حوضي گفت:«دفتر نمايشهاي آئيني ـ سنتي تصميم دارد در ميان نمونهسازيهايي که براي جشنواره ارائه شده دو نمونه مربوط به تجربه روي تخت حوض و بازسازي نمايشهاي تخت حوضي را انجام دهد و من اميدورام بتوانيم از اين نمونهها نيز استفاده کنيم؛ چرا که ميتواند نسل جديدي را پرورش دهد. ضمن اين که ما بايد سعي کنيم اصول و قواعد نمايش تخت حوضي را استخراج کنيم و در اختيار نسل جديد تئاتر بگذاريم تا مورد استفاده آنها قرار گيرد.» محمدحسين ناصربخت خبر داد:اعلام اسامي شرکت کنندگان بخش سمينار چهاردهمين جشنواره بينالمللي نمايشهاي آئيني ـ سنتي اسامي شرکت کنندگان بخش سمينار چهاردهمين جشنواره بينالمللي نمايشهاي آئيني ـ سنتي به زودي اعلام ميشود. دکترمحمدحسين ناصربخت، دبير چهاردهمين جشنواره تئاتر آئيني ـ سنتي با اعلام اين خبر به سايت ايران تئاتر گفت:«تاکنون آثار بخش صحنهاي، تعزيه و نمايشهاي آئيني را اعلام کردهايم و به زودي اسامي شرکت کنندگان بخش سمينار چهاردهمين جشنواره بينالمللي تئاتر آئيني ـ سنتي نيز از طريق دبيرخانه جشنوارهها اعلام خواهد شد.» وي در ادامه افزود:«اين اسامي به صورت کامل نيست و در حقيقت بخشي از اسامي اعلام ميشود که از طريق فراخوان حضور پيدا ميکنند. بخشي از مقالاتي که در سمينار ارائه ميشود از طريق همايش منطقهاي نمايشهاي آئيني ـ سنتي برگزيده خواهد شد که قرار است ارديبهشت ماه برگزار شود و بخشي نيز به دعوت ما حضور پيدا خواهند کرد که شامل محققان خارج و داخل کشور ميشود.» [ ادامه ] سه شنبه 15 بهمن 1387 ساعت 11:58:00 AM تعداد بازدید: 103 | ||||
|
تئاتر نشان دهنده روح يک فرهنگ
گفتوگو با ساشا دونجروويچ کارگردان نمايش"باغ آلبالو" جمعه 11 بهمن 1387 ساعت 12:24:00 PM تعداد بازدید: 11
| ||||
پيمان شيخي:
ساشا دونجروويچ يکي از کارگردانان تئاتر انگلستان است که امسال براي نخستين بار با نمايش"باغ آلبالو" اثر آنتوان چخوف به ايران آمده و در بخش مسابقه بينالملل بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر حضور پيدا کرده است. او که اين نمايش را با شيوه اجرايي Side Pacific و در اداره برنامههاي تئاتر و خانه نمايش اجرا کرد با استقبال کم نظير تماشاگران مواجه شد. گپ کوتاه ما را با او در رابطه با اجراي اين نمايش ميخوانيد: چه چيزي باعث شد که خانه نمايش را براي اجراي نمايش"باغ آلبالو" انتخاب کنيد؟ آن چه مد نظر من بود خانهاي با سبک و خصوصيات قرن نوزدهم به همراه باغي بود که بتوان در آن نمايش را اجرا کرد، ولي از آن جا که چنين امکاني براي جشنواره مقدور نبود، خانه نمايش را به من معرفي کردند. من در ابتدا براي اين مسئله قدري ناراحت بودم و با حسين مسافرآستانه دبير برگزاري جشنواره تئاتر فجر صحبت کردم ولي طبق نظر ايشان امکان در اختيار گذاردن مکان ديگري نبود و من مجبور بودم که اين جا را قبول کنم. بنابراين به همراه آتيلا پسياني حدود دو ساعت در اين ساختمان حضور پيدا کردم و محل مورد توجهم قرار گرفت و احساس کردم که منظره زيبايي را براي من به وجود ميآورد به گونهاي که گفتم اگر خانه ديگري را نيز در اختيار من بگذارند نميپذيرم. با توجه به اين که اجراهاي مختلف نمايش"باغ آلبالو" را ديدهايم، پرسش من اين است که چرا اين شيوه اجرايي را انتخاب کرديد؟ مکان اجرايي که من در نظر دارم اين است که نميتواند يک جاي سنتي و قديمي باشد و تم اجرايي که من در نظر دارم Side Specifie نام دارد؛ بدين معني که نميتواند يک جاي سنتي و قديمي براي اجراي نمايش باشد و فضاي تئاترهاي قديمي را ندارد. حتي ميتواند يک خانه يا يک ساختمان باشد و در حقيقت مکاني باشد که کاملاً با ساختمان متداول تئاتر متفاوت است و شنوندگان و بينندگان ما ميتوانند از زاويههاي مختلفي اين نمايش را ببينند. نورپردازي که شما براي نمايش"باغ آلبالو" در نظر گرفتهايد داراي شکل و شيوه خاصي است، قدري در اين ارتباط توضيح بفرماييد؟ با توجه به اين که شيوه اين نمايش Side Specific است و نمايش در فضاي واقعي اجرا ميشود، بنابراين نورپردازي آن نيز بايد متناسب با فضاي نمايش باشد. ما به لامپ و آباژور در فضاي بيروني ساختمان نياز داشتيم تا بتوان فضا را با نمايش هماهنگ کرد. بنابراين اين نوع نورپردازي را انتخاب کردم. با اجراي اين نمايش خواستم اين نوع تفکر را انتقال دهم که يک نمايش صرفاً نبايد در يک تالار اجرا شود و ميتوان در هر جايي آن را اجرا کرد. براي ضبط برخي از تله تئاترها از دو يا سه لوکيشن مختلف استفاده ميشود، شما تا چه اندازه از چنين شيوهاي تاثيرپذيري داشتهايد؟ اين پرسش بسيار خوبي است. اتفاقاً اين انگيزه مهمي بود براي استفاده از اين شيوه در اجراي "باغ آلبالو". همواره به بازيگران نمايش ميگويم که به گونهاي ايفاي نقش کنند که احساس کنند يک دوربين جلوي آنها قرار دارد. در اين نمايش تلفيق بازيگران ايراني و انگليس را ميبينيم اما نکته سوال برانگيز اين است که ديالوگها به صورت فارسي و انگليسي رد و بدل ميشود که براي بازيگران انگليسي کار سختي است، چرا اين کار سخت را انتخاب کرديد؟ به اعتقاد من تئاتر روح يک فرهنگ را نشان ميدهد، در واقع در رابطه با چيزي صحبت ميکنيم که تا حد زيادي جنبه انساني دارد. آنتوان چخوف در نمايشنامه"باغ آلبالو" همين ارتباطات انساني را نشان داده است. اين نمايشنامه در رابطه با باورها، روياها و تصورات زيادي است که به وضوح در اين نمايش ديده ميشوند. من به همين دليل اين بازيگران که متشکل از بازيگران ايراني و انگليسي هستند را انتخاب کردم و شخصيتهاي آنيا، پتشا، گايو در تمام نمايش در حال رويابافي و تخيل هستند. تصميم گرفتم هر جا که آرزو و تخيلي است به عهده هنرپيشههاي ايراني باشد و قسمتهايي که وارد دنياي واقعي ميشود به عهده بازيگران انگليسي باشد تا اينکه چنين تلفيقي به وجود آمد. در حقيقت ما در زبان فارسي تخيل داريم و در زبان انگليسي زندگي واقعي. همه ميدانند که مردم ايران به ماورا معتقدند و شايد بتوان گفت انسانهاي رمانتيک و آرمانگرايي هستند. آيا چنين انديشهاي موجب اين تصميم شما شده يا شيوهاي در اجراي شما به حساب ميآيد؟ من از قبل با ايران در ارتباط بودهام و اميررضا کوهستاني نيز در دانشگاه منچستر شاگرد من است و سال گذشته نيز نمايش"کشتي شيطان" به کارگرداني آتيلا پسياني را ديدم و اين ارتباط را از قبل با ايرانيها داشتهام. برداشتي که من از ايران دارم اين است که ايران سرزميني است که با روح ارتباط دارد، اکثر کارهاي من نيز زمينههايي از يونان و رم داشته و احساس ميکنم ايران از تاريخ و پيشينه بسيار غني برخوردار است و همين امر نيز در کار من بسيار تاثير داشته بنابراين تصميم گرفتم از هنرپيشههاي ايراني استفاده کنم. اکنون در غرب همه چيز در ارتباط با پول است و اين مسئله در رأس امور قرار دارد. تصميم گرفتم به ايران بيايم شايد به خاطر اين که بتوانم از آن فضا فرار کنم. با توجه به سيل عظيم تماشاگران، آيا پيشنهادي براي اجراي عمومي اين نمايش در ايران داريد؟ محمد اطبايي مسئول امور بينالملل مرکز هنرهاي نمايشي ايران چنين پيشنهادي را به من داده است چرا که فضاي ساختمان اداره تئاتر کوچک است و نميتوانيم ميزبان بيش از 60 نفر تماشگر باشيم، بنابراين تمايل اجراي عمومي از سوي من نيز وجود دارد ولي به طور قطعي چيزي مشخص نشده است. تماشاگران جشنواره را در چه سطحي ديديد؟ آيا مفاهيم مورد نظرتان به آنها انتقال داده ميشود؟ فکر ميکنم اين اتفاق افتاده و تماشاگران مفهوم نمايش را به خوبي متوجه ميشوند. مثلاً روز گذشته تماشاگران دوست داشتند به قسمتهاي مختلف سرک بکشند تا ببينند چه اتفاقي رخ ميدهد و اين بسيار خوب است چرا که آنها خود را در يک فضاي واقعي احساس کرده بودند. اين مسئله براي هنرپيشههاي کار کابوس بود اما براي من بسيار جذاب بود. تئاتر نشان دهنده روح يک فرهنگگفتوگو با ساشا دونجروويچ کارگردان نمايش"باغ آلبالو" جمعه 11 بهمن 1387 ساعت 12:24:00 PM تصميم گرفتم هر جا که آرزو و تخيلي است به عهده هنرپيشههاي ايراني باشد و قسمتهايي که وارد دنياي واقعي ميشود به عهده بازيگران انگليسي باشد تا اينکه چنين تلفيقي به وجود آمد. [ ادامه ] | ||||
|
مراسم معرفي بهترينهاي تئاتر ايران برگزار شد
محمدحسين ايماني خوشخو: امکانات ما با پتانسيل تئاتريمان همخواني ندارد جمعه 11 بهمن 1387 ساعت 10:22:00 AM تعداد بازدید: 86
| ||||
پيمان شيخي:
مراسم معرفي بهترينهاي تئاتر ايران با حضور مديران فرهنگي و جمعي از شرکت کنندگان در اين بخش از بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداي اين مراسم پس از قرائت آياتي چند از کلامالله مجيد، قطعه کوتاه نمايشي اجرا شد و سيامک زمرديمطلق و فرهاد آئيش به عنوان اعضاي هيأت داوران بخش مسابقه عکس بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر روي صحنه حاضر شدند تا آراي اين بخش را قرائت کنند. در اين بخش ضمن تقدير از ناصر عرفانيان عکاس پيشکسوت تئاتر از مجيد خمسه، محمد مهدي زابلي، رئوفه رستمي و آزاده ميرزايي تقدير به عمل آمد. همچنين رتبه سوم اين مسابقه به طور مشترک به ميلاد پيامي و مهدي حسني، رتبه دوم به عباس کوثري و رتبه اول به حسن طاهري تعلق پيدا کرد. پس از اعلام آراء بخش مسابقه عکس، حسين مسافرآستانه دبير بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر روي صحنه حاضر شد و ضمن خوشامدگويي به حاضران در سالن گفت:«آغازين روزهاي جشن سيامين سالگرد انقلاب اسلامي را تبريک ميگويم و ياد و خاطره شهدا را گرامي ميداريم. آن چه که ما به آن افتخار ميکنيم آثار ارزشمندي است که شما هنرمندان در اين جشنواره اجرا کرديد، به خصوص اجراهاي گروههاي شهرستاني که حضور پررنگتري نسبت به دورههاي گذشته داشتيم. من از تمام کساني که در اين جشنواره حضور پيدا کردند و زحمات زيادي کشيدند تقدير ميکنم.» مسافرآستانه در پايان از همکاري سازمانها و ارگانهايي که در برگزاري بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر همکاري داشتند تشکر و قدرداني کرد. در ادامه اين مراسم آراي هيأت داوران بخش خياباني بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر اعلام شد. در اين بخش هيأت داوران نمايشهاي خياباني به دليل تلاش و فعاليت موثر در عرصه شکلدهي گروه نمايش، دو جايزه ويژه خود را به گروههاي نمايش اهدا کرد و به خاطر استفاده از عناصر تاثيرگذار تئاتر و مشارکت در خور توجه جانبازان ارزشمند و هنرمند انقلاب اسلامي در شکلدهي نمايش جايزه خود را به حامد زارعان کارگردان گروه نمايش"گل يا پوچ يا فرشته" اهدا کرد. همچنين به جهت مشارکت موثر و ارزنده هنرمندان کانون"سندروم داون" جايزه خود را به رسول حقشناس، کارگردان نمايش"آهي سفيد" اهدا کرد. در بخش موسيقي نيز هيأت داوران جايزه خود را به دليل استفاده مناسب از موسيقي بومي به محمدعلي نقدي در نمايش ميرزا از لاهيجان اهدا کرد. براساس اين گزارش هيأت داوران بخش طراحي صحنه و لباس نيز جايزه اين بخش را به مهدي حبيبي طراح صحنه و لباس نمايش"مصائب شيرين" از ملاير و مسعود محرابي طراح صحنه و لباس نمايش"مسير سبز" از تهران اهدا کرد. در بخش بازيگري زن نيز هيأت داوران ضمن تاکيد بر اين نکته که ورود بانوان بازيگر به عرصه نمايش خياباني که در چند سال اخير محقق شده بسيار موثر است، جايزه اين بخش را شامل لوح تقدير و جايزه نقدي به جهت حضور موثر به نرگس خاک کار بازيگر نمايش"اسپري رنگ" از ملاير و حديث نيکرو بازيگر نمايش"ميرزا" از لاهيجان اهدا کرد. در بخش بازيگري مرد نمايش خياباني نيز جايزه سوم اين بخش به طور مشترک به سلمان خليليان بازيگر نمايش"جوينده يابنده" از اهواز و عبدالله بهادري بازيگر نمايش"گل و گلوله" از سياهکل، جايزه دوم را به سيدعلي موسويان بازيگر نمايش"چشمهاي کاملاً بسته" از تهران و جايزه نخست اين بخش به آرش غلامي بازيگر نمايش"مسير سبز" از تهران اهدا شد. همچنين در بخش طرح و ايده جايزه سوم اين بخش به محمدهادي عطايي براي نمايش"آبي" از تهران، جايزه دوم به طور مشترک به فردين نظري و اميرحسين شفيعي براي نمايش"خاطرات برفي" از ورامين و جايزه نخست به مسعود محرابي براي نمايش"مسير سبز" از تهران اهدا شد. در بخش کارگرداني نيز جايزه سوم به طور مشترک به نگار نادري کارگردان نمايش"ميرزا" از لاهيجان، اميرحسين شفيعي و فردين نظري کارگرداني نمايش"خاطرات برفي" از ورامين، جايزه دوم به محمد بيريا کارگردان نمايش"چشمهاي کاملاً بسته" از تهران و جايزه نخست به مسعود محرابي کارگرداني نمايش"مسير سبز" از تهران اهدا شد. در ادامه اين برنامه تيزر کوتاهي از شهرام گيلآبادي مدير مرکز هنرهاي نمايشي راديو پخش شد و سپس با حضور دکتر محمدحسين ايمانيخوشخو معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دکتر شهرام گيلآبادي، جايزه ويژه بنياد شهيد و امور ايثارگران به نمايش"مادر مانده، ما درمانده" به کارگرداني مشترک حميدرضا آذرنگ و نيما دهقان اهدا شد. سپس دکتر محمدحسين ايمانيخوشخو پشت تريبون قرا گرفت و گفت:«خدا را شکر ميکنم که با همت جمعي و اراده قوي، تئاتر ما امروز به جايي رسيده که شايد هميشه آرزوي آن را داشتيم. تئاتري که از همه ظرفيتهاي آن بتوان استفاده کرد و تئاتري که به تمام جنبههاي اجتماعي توجه دارد. امروز دايره مخاطبان و تماشاگران تئاتر ما به پنهاي مردم کشور ماست و تئاتر امروز ما تيزهوشي هنرمندان ما را نشان ميدهد که مضامين ديني فرهنگي مردم را نشان ميدهد و مورد علاقه مردم است. خوشحاليم که تئاتر فجر به عنوان قله تئاتر کشور در دوره بيستوهفتم به جايگاه رفيع خود نزديک است. شايد در مقايسه با سينما هميشه آرزوي اهالي تئاتر بود که جوش و خروش را بين تماشاگران ميبينيم و امسال آن را ديديم که سالنها مملو از تماشاگر و مشتاقان در پشت وروديهاي تئاتر است. جشنواره بيستوهفتم تئاتر فجر با حضور هنرمندان شهرستان پررونق شد و از حاضران ميخواهم که هنرمندان شهرستاني را تشويق ويژه کنند.» وي اين گونه ادامه داد:«ما در اين جشنواره شاهد حضور 51 گروه نمايش از شهرستانها بوديم و مديران و هنرمندان خارجي که آثار اين گروهها را تماشا کردند از اين آثار انتخاب کرده و براي اجرا در خارج از کشور از آنها دعوت به عمل خواهند آورد. جشنواره تئاتر امسال به ما ثابت کرد که امکانات ما با پتانسيل تئاتري ما همخواني ندارد و از اين که تماشاگران پشت وروديهاي سالنهاي نمايش باقي ماندند شرمنده شديم. بنابراين با توجه به اين اشتياق مخاطبان تئاتر تالارهاي موجود کفاف نميدهد. ما در سال 1386 چهار ميليون تماشاگر براي تئاترمان داشتيم و امسال اين آمار به شش ميليون نفر افزايش پيدا کرده است و اين بدان معني است که بيش از گذشته بايد به تئاتر توجه کنيم.» پس از صحبتهاي معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تيزر کوتاهي پخش شد و امير صادقي نوازنده پيانو و آنکيدو دارش نوازنده ويولون سل قطعه موسيقي تحت عنوان"جنگ، صلح، آزادي" را اجرا کردند که با استقبال حاضران مواجه شد. سپس حسين مسافرآستانه دبير بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر، شهرام گيلآبادي مدير مرکز هنرهاي نمايشي راديو و صوفي معاونت صداي جمهوري اسلامي ايران براي اهداي جوايز بخش راديويي اين جشنواره روي صحنه حاضر شدند. در اين بخش فرشاد آذرنيا به عنوان افکتور برگزيده براي نمايش"شب تنها"، علي حاجينوروزي صدابردار نمايش"تابونه" مورد تقدير قرار گرفتند. همچنين علياصغر دريايي به عنوان بازيگر مکمل مرد براي ايفاي نقش در نمايش"آش قجري" و بهاره غنيزاده به عنوان بازيگر مکمل زن براي ايفاي نقش در نمايش"زائر" معرفي شدند. در اين بخش علي ميلاني بازيگر نمايشهاي"فصل خون" و"شب تنها" جايزه بازيگري نخست مرد و مهين نثري بازيگر نمايش"سليمه" جايزه بازيگري نخست زن جشنواره را به خود اختصاص داد. در بخش نويسندگي نمايشهاي راديويي، ضمن تقدير از مجيد حيدري براي نگارش نمايش"آن سوي خط"، جهانشاه آل محمود براي نگارش نمايش"بهشت من" به عنوان نويسنده برگزيده انتخاب و معرفي شد. در بخش کارگرداني نمايشهاي راديويي مجيد خمره براي کارگرداني نمايشهاي"دکه خاطرات" و"شاخه گلي از آسمان" و در بخش تهيه کنندگي، محمد مهاجر براي تهيه کنندگي نمايش راديويي"بهشت من" تقدير شدند. در بخش سردبيري نمايشهاي رادويي نيز مهدي شرفي براي سردبيري نمايش"سليمه" معرفي شد و با تقدير از گروه مرکز اصفهان، مرکز هنرهاي نمايشي صداي جمهوري اسلامي ايران از سوي ستاد برگزاري جشنواره به عنوان گروه برگزيده اين بخش از جشنواره انتخاب و معرفي شد. در بخش تلويزيوني بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر، ايرج عاشوري براي نورپردازي نمايش"شب مهتابي نادر"، کريم کاشاني براي صدابرداري نمايش"عزير مايي" مهدي نادري براي تدوين نمايش"چهار حکايت از چندين حکايت رحمان" و منوچهر شجاع براي طراحي صحنه نمايشهاي"تيغ کهنه" و"زمستان 66" انتخاب و معرفي شد. همچنين سيامک صفري براي ايفاي نقش در نمايش"تيغ کهنه" به عنوان بهترين بازيگر مرد و آشا محرابي براي بازي در نمايش"زمستان 66 " به عنوان بهترين بازيگر زن اين بخشي از جشنواره معرفي شد. در اين بخش علياصغر شادوران کارگرداني نمايش"شير و باد" به عنوان بهترين کارگردان هنري و مسعود فروتن براي کارگرداني نمايش"ملودي شهر باراني" به عنوان بهترين کارگرداني تلويزيوني معرفي شد. در ادامه معرفي منتخبان اين بخش محمدامير ياراحمدي براي نويسندگي نمايش"تيغ کهنه" به عنوان بهترين نويسنده و محمدمهدي افغانيان براي تهيه کنندگي نمايش"شب مهتابي نادر" به عنوان بهترين تهيه کننده معرفي شد و به انتخاب ستاد برگزاري جشنواره، گروه فيلم و نمايش شبکه چهار سيماي جمهوري اسلامي ايران به عنوان گروه برتر انتخاب و معرفي شد. مراسم معرفي بهترينهاي تئاتر ايران برگزار شدمحمدحسين ايماني خوشخو: امکانات ما با پتانسيل تئاتريمان همخواني ندارد جمعه 11 بهمن 1387 ساعت 10:22:00 AM مراسم معرفي بهترينهاي تئاتر ايران با حضور مديران فرهنگي و جمعي از شرکت کنندگان در اين بخش از بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداي اين مراسم پس از قرائت آياتي چند از کلامالله مجيد، قطعه کوتاه نمايشي اجرا شد و سيامک زمرديمطلق و فرهاد آئيش به عنوان اعضاي هيأت داوران بخش مسابقه عکس بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر روي صحنه حاضر شدند تا آراي اين بخش را قرائت کنند. در اين بخش ضمن تقدير از ناصر عرفانيان عکاس پيشکسوت تئاتر از مجيد خمسه، محمد مهدي زابلي، رئوفه رستمي و آزاده ميرزايي تقدير به عمل آمد. [ ادامه ] | ||||
|
دومين روز سمينار تئاتر کشورهاي اسلامي برگزار شد
چهارشنبه 9 بهمن 1387 ساعت 1:08:00 PM تعداد بازدید: 35
| ||||
پيمان شيخي:
دومين روز سمينار تئاتر کشورهاي اسلامي با حضور هنرمنداني از کشورهاي ترکيه، آذربايجان، پاکستان و آمريکا در سالن کنفرانس مجموعه تئاترشهر برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداي اين سمينار مليحه گوهر، مدير هنري کمپاني هنري آجوکا با ابراز خوشحالي از حضور در ايران گفت:«وقتي به کشورهايي مثل ايران نگاه ميکنيم ميبينيم که يک سنت قديمي براي تئاتر وجود داشته است. با تحقيقاتي که انجام دادهام قصد دارم درک خود را از هويت پاکستاني در تئاتر نشان دهم. وقتي 30 سال قبل کارمان را آغاز کرديم گذشتهاي نداشتيم که به آن تکيه کنيم و کار سنتي و پاکستاني نداشتيم. البته ما يک سنت تئاتري مردمي داشتيم که متاسفانه به دليل عدم حمايت دولتي عملاً در حال از بين رفتن بود. در مورد محتواي کار، ما مشکلي نداشتيم چرا که تئاتر ما سياسي بود ولي آن چيزي که براي ما جاي سوال بود فرم کار بود که ما چه نوع تئاتري را بايد اجرا کنيم.» وي در ادامه افزود:«شکلي که در تئاتر انتخاب کرديم در سنت ريشه داشت و با توجه به اين که ارتباط ما را با سنت قطع کرده بودند سعي ما در دوباره سازي اين شکل سنتي بود و در واقع هنرهاي معاصر را با سنت گره زديم. بايد بگويم با اين که کشور ايران نيز اسلامي است، اما به تئاتر احترام گذاشته ميشود ولي در پاکستان مشکل ما عقيدتي و حضور زنان در تئاتر است و در حقيقت ما در محيطي خصومتآميز فعاليت داريم. پس از پايان ديکتاتوري نظامي در اوايل دهه 80 و با حضور بينظير بوتو فضاي بهتري در پاکستان به وجود آمد. پس از 11 سپتامبر، اوضاع ما کمي بهتر شد چرا که پرويز مشرف تصميم داشت تصوير زيباتري از خود نشان دهد و ما با وجود سانسور کم از تجهيزات دولتي استفاده کرديم. ما به روستاها ميرويم و نمايشهايي اجرا ميکنيم که مسائل آنها را به نمايش ميگذارد. ما کارهاي مختلفي انجام ميدهيم اعم از ترجمه، اقتباس و...» وي گفت:«در پاکستان چهار گروه تئاتري وجود دارد که کارهاي با کيفيت بالا ارائه ميدهند اما در دانشگاههايمان آموزش تئاتر نداريم و کارهايي که انجام ميدهيم بر مبناي تجربيات شخصيمان است. ما با هنديها ارتباط خوبي داريم و به ما آموزش ميدهند، چرا که کار با هنديها بسيار آسان است و ما سنتها و زبان مشترکي داريم. به هر حال ما از تخصص ساير کشورها نيز استفاده کردهايم مثل انگليس و آلمان. ولي با توجه به وضع اقتصادي پاکستان فعلاً اين ارتباط قطع شده است. ما راههايي پيدا کرديم تا تماشاگران بتوانند با ما ارتباط برقرار کنند. فرمي که ما از آن استفاده کردهايم، بهرهگيري از تفکر صوفي است چرا که با اشعار و پيامهاي خود همواره توانستهاند با مردم ارتباط برقرار کنند. به همين دليل نيز ما از اين تفکر استفاده کرديم. تئاتر ما با يک خطر جدي ديگر مواجه است ولي ما اميدمان را از دست نميدهيم و کارمان را ادامه خواهيم داد.» در ادامه اين سمينار، "جلال موردنيز" از ترکيه به ارائه مقالهاي پرداخت و گفت:«قدر مسلم ارائه تابلويي بزرگ از يک کشور ممکن نيست. مناقشات ما براساس چند مسئله است که البته محدود به کشور ترکيه نميشود. اين مباحثات شامل مباحث عمومي و غرب، آموزش و تفريح و مدرنيته است. تصور همگان از شنيدن اسم تئاتر همان تئاتر دولتي است، در برخي از کشورهاي اسلامي مناقشات در ارتباط با تئاتر رسمي دولتي وجود دارد. ابتدا با يک سوال عمومي شروع ميکنم که ارتباط تئاتر با بافت مردمي ترکيه چيست؟ با يک ارزيابي عمومي به مدلهاي نمايشي چون قرهگوز، معرکهگيري، گردش با پاييز و بهار و نمايشهاي کوچک ديگر مواجه ميشويم. اما نمايش رسمي و جدي وجود نداشت. تئاتر مدرن ترکيه از اواسط قرن 19 توسط هنرمندان ارمني شکل گرفت که فقط هنرمندان ارامنه در آن فعاليت داشتند. اين تئاتر مدرن بعد از اعلام جمهوري در ترکيه يعني از سال 1930 به بعد شکل گرفت. پس از ظهور جمهوري اين تئاتر با هدف تک زبان بودن دولت ملي به وجود آمد و در جهت گسترش تئاتر تا روستاهاي مختلف فعاليت کرد. جمهوريخواهان جمهوري را سمبلي براي تئاتر مدرن ميدانستند. سازمان دولتي تئاتر ترکيه از سال 1949 به وجود آمد و امروز به صورت يک اداره مرکزي درآمده و طي مدت 12 سال صاحب 43 سالن تئاتر و 800 بازيگر شده است.» در ادامه اتابک نادري به عنوان مترجم و قرائت کننده متن ترجمه شده جنت سليمآوا گفت:«بيش از 32 گروه دولتي در آذربايجان فعاليت ميکنند. 11 گروه دولتي در باکو و مابقي در شهرهاي ديگر آذربايجان مثل گنجه، لنکران، داخ، نخجوان و... فعاليت دارند. بيش از 50 گروه غير دولتي نيز در آذربايجان فعاليت دارند. تئاتر آذربايجان يک تئاتر رئاليستي و روانشناختي است که خانم سليمآوا يک مطلب علمي در رابطه با آن ارائه ميدهند.» پس از صحبتهاي نادري سليمآوا گفت:«پيتر بروک کارگردان بزرگ انگليسي، تئاتر را به دو قسمت زنده و مرده تقسيم کرده است. تئاتر زنده از آن جهت مورد توجه است که ميتوان واکنش تماشاگر را ديد و ارتباط بين بازيگر و تماشاگر وجود دارد. اما اين بدان معنا نيست که بايد صحنهاي زيبا و مجلل با لباسهاي فاخر مهيا شود. در تمام اينها اگر بازيگر از خود انرژي بروز ندهد تاثيري در تماشاگر نخواهد داشت. تئاتر ميتواند بسيار فقير باشد و با لباسهاي ساده اما در آن بين تجربه بازيگر و تماشاگر انتقال پيدا کند و اگر تماشاگر با آن تئاتر احساس زندگي کند به آن، تئاتر زنده ميگويند. پيتر بروک ميگويد: نمايشهاي تعزيه در زمان شاه ممنوع شده بود به همين دليل مرا براي ديدن تعزيه به يک ده کوره بردند. در آن جا ميدانگاهي را ديدم که درکوچهاي خاکي و با حضور مردم پر شده بود. آن موقع جدا کردن مردم از بازيگران کار سختي بود. نمايش شروع شد و تماشاگران با احساسات فراوان تعزيه را ميديدند و من که زبان فارسي را متوجه نميشدم از کنار کار را ميديدم. در اين تعزيه هيچ دکور و نورپردازي وجود نداشت، ولي تاثيرات نمايش به گونهاي بود که بغضي گلوي تماشاگران را ميفشرد و اشک از چشمانشان جاري ميشد. پس از بازگشت بروک به تهران قرار شد تعزيه را در جشنوارهاي در اصفهان شرکت دهند. صحنه بسيار زيبايي مهيا شد و بازيگران با لباسهاي فاخر کار را اجرا کردند. در روستا همه چيز ساده ولي زنده بود ولي در اصفهان همه چيز زيبا ولي مرده بود. اين تفاوت نمايش زنده و مرده است و ما به اين شکل از تئاتر زنده سخن ميگوييم.» وي تصريح کرد:«براي به وجود آمدن تعامل و يا حس بين تماشاگر و بازيگر، اصول زيادي بين اين دو وجود دارد که از همه مهمتر باور کردن اتفاقات صحنه بدون شکل دادن به آن است. براي من سه اصل در بازيگري اهميت دارد. اولي خصوصيات ارگانيکي بازيگر است که يا استعداد ذاتي يا سيستم تربيتي است. دوم قابليت بداههپردازي و بنيادگذاري شخصيت بازيگر است که بايد تفکر شخصي خود را داشته باشد. خصوصيت ارگانيک يعني کارکرد حواس پنج گانه بازيگر در صحنه و قابليت دارا بودن نزديکي در صحنه. به قول استانيسلاوسکي بازيگر بايد هر آن چه که ميشنود با باور و ايمان کامل ارائه دهد. شما ميتوانيد نظر مرا نپذيريد و با توجه به فاصله زياد تماشاگران و بازيگران در تئاترهاي بزرگ آن را رد کنيد، اما جادوي تئاتر در اين امر نهفته است و اگر بازيگر انرژي را به درستي مصرف کند، فاصله مطرح نيست و مفهوم به دورترين تماشاگر انتقال پيدا خواهد کرد. به قول سعدي مشک آن است که خود ببويد نه آن که عطار بگويد.» در پايان اين سمينار سينيا کروت از آمريکا نيز در مورد تحقيقات خود پيرامون تئاتر عرب به ايراد سخن پرداخت. دومين روز سمينار تئاتر کشورهاي اسلامي برگزار شدچهارشنبه 9 بهمن 1387 ساعت 1:08:00 PM در پاکستان چهار گروه تئاتري وجود دارد که کارهاي با کيفيت بالا ارائه ميدهند اما در دانشگاههايمان آموزش تئاتر نداريم و کارهايي که انجام ميدهيم بر مبناي تجربيات شخصيمان است. ما با هنديها ارتباط خوبي داريم و به ما آموزش ميدهند، چرا که کار با هنديها بسيار آسان است و ما سنتها و زبان مشترکي داريم. [ ادامه ] | ||||
|
در نخستين روز سمينار تئاتر در کشورهاي اسلامي مطرح شد:
تاجيکستان 7 ميليوني 16 سالن تئاتر دارد سه شنبه 8 بهمن 1387 ساعت 1:52:00 PM تعداد بازدید: 48
| ||||
پيمان شيخي: نخستين روز سمينار تئاتر در کشورهاي اسلامي در سالن کنفرانس مجموعه تئاترشهر برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداي اين سمينار محمدالله طبري از تاجيکستان با ابراز خوشحالي از حضور در اين سمينار گفت:«طي سالهاي زيادي تئاتر در تاجيکستان، به صورت عروسکي و نقالي رايج بود، اما شکل اروپايي تئاتر در تاجيکستان به تشکيل شوروي مربوط ميشود. سال 1924 در هيأت اتحاد شوروي، جمهوري مختار تاجيکستان شکل گرفت که در روند اقتصادي کشور ما بيتاثير نبود. نخستين تئاتر حرفهاي اروپايي سال 1929 در شهر دوشنبه تاسيس شد و هم اکنون اين تئاتر با نام ابوالقاسم لاهوري شاعر پرآوازه ايراني فعاليت ميکند. طي سالهاي 1932 تا 1937 تئاترهاي حرفهاي در شهرهاي مختلف تاجيکستان به وجود آمد و هنرمندان تاجيک آثار نمايشي چون آثار شکسپير، کاوه آهنگر، رستم و سهراب و دوگل را روي صحنه آوردند. با آغاز جنگ جهاني دوم، تاجيکستان به خاطر دولت شوروي درگير جنگ شد و در تئاتر تاجيک آثاري اجرا شد که نيروي شکست ناپذير خلق را انعکاس ميدادند. از بهترين نمايشهايي که اين سالها اجرا شدند ميتوان به نمايشهاي"ستاره جلال اکرامي"، "امتحان"، "حيات و عشق"، "گوهر شب چراغ" و"سرود کوهسار" اشاره کرد. در آغاز دهه 40 دو واقعه مهم در تئاتر تاجيکستان رخ داد. نخست اين که تئاتر روسي تاسيس شد و در تئاتر لاهوتي دو رشته تئاتر موسيقي و تئاتر دراماتيک به وجود آمد که بيشتر روي اپرا و باله کار ميکردند. در برنامه تئاتر روسي هم آثار مولفان روسي جايگاه خاصي داشتند.» وي در ادامه افزود:«اکثر هنرمندان و تهيهکنندگان تاجيک دست پروردگان مکاتب روسي هستند و از اواخر سالهاي 1950 اکثر هنرمندان تاجيک در مکاتب مسکو و سنپترزبورگ تربيت ميشدند. ورود آنها به حيات فرهنگي و هنري کشور ما نوعي انقلاب هنري را به وجود آورد. تماشاگران تاجيک با آثار پوشکين، شکسپير، چخوف، مولير، بالزاک، گروتفسکي آشنا شدند و با تکميل مهارتهاي حرفهاي تئاتر به موضوعات جديد روي آوردند. در اين زمان بهترين آثار اين کشور با رودکي، علامه ادهم، رستم و سهراب، فرياد عشق، راويه بلخي و بيژن و منيژه منعکس شده است.» وي خاطر نشان کرد:«سال 1971 يک گروه بزرگ فارغالتحصيل دانشگاه مسکو به تاجيکستان بازگشتند و تئاتر جوانان را تشکيل دادند که در اين قالب به تحقيق درباره مسائل جوانان پرداختند که تا امروز ادامه دارد. اما نکته قابل توجه اين که با وجود مشکلات و جنگ همچنان در تاجيکستان تئاتر اجرا ميشد و تئاتر"فرخ قاسم" فضاي فرهنگي تازهاي را به جريان انداخت و آثاري چون زرتشت، شاه لير، قصه عشق و... اجرا شدند و هنرمندان بزرگي به وجود آمدند اما طي سالهاي اخير "فرخ قاسم" بيمار شد و اين هنرمندان به تئاترهاي مختلف جذب شدند. همچنين تئاتر"اپراي صدرالدين عيني" به وجود آمد، ولي با مشکلات زيادي مواجه شد؛ چرا که پس از فروپاشي شوروي بسياري از اعضا و هنرمندان آن روس بودند و تاجيکستان را ترک کردند اما اين تئاتر همچنان به کار خود ادامه داد. البته شايد تا حدي از سطح کيفي آثار کاسته شده باشد اما همچنان حرفي براي گفتن دارد. طي سالهاي اخير نيز تئاتر به ادبيات فولکلور رو آورده و تئاتر جوانان در اين زمينه فعاليت دارد. ما در تاجيکستان 16 تئاتر حرفهاي داريم اما با توجه به وضع اقتصادي، قدري بودجه آن کاهش پيدا کرده و باعث شده که در برخي موارد رو به تنزل بگذارد. هنرمندان تاجيک سعي ميکنند هم قدم و هم نفس زمان خود باشند و تحولات روز جامعه خود را منعکس کنند.» فريندخت زاهدي نيز در ادامه سمينار گفت:«نکته جالب اين جاست که کشور تاجيکستان با هفت ميليون جمعيت، داراي 16 سالن تئاتر است که اتفاقاً 10 سالن تئاتر آن در شهر دوشنبه پايتخت اين کشور قرار دارد که کل جمعيت اين شهر نيز حدود يک و نيم ميليون نفر است. از سوي ديگر در تاجيکستان يک نمايش ماهها و حتي يک سال روي صحنه است ولي در کشور ما عمر اجراي يک تئاتر به نهايتاً سه هفته ميرسد.» در ادامه"صابرا شيخ" از کشور مالزي با بيان اين که در مالزي دو نوع تئاتر وجود دارد، تصريح کرد:«تئاتر ما به دو بخش تئاتر مالزي و انگليسي تقسيم ميشود اما در گونه انگليسي آن تمام اقوام کشور مالزي فعاليت دارند. من در مورد تئاتر مالزي صحبت ميکنم که آنچه در آن اتفاق ميافتد در ساير گروههاي تئاتري کشور نيز منعکس ميشود. از سوي ديگر ساحل شرقي مالزي، مادر و منشاء فرهنگ مالزيايي است. "مايونگ" اپرايي است که در اين قسمت کشور وجود دارد و خانمها بيشتر آن را اجرا ميکنند. همچنين تئاتر ديگري با عنوان"بانساوان" که منشاء ايراني دارد نيز وجود دارد. اين نوع تئاترها بيشتر شکل آئيني داشتهاند و براي قبل و بعد از برداشت محصول مورد استفاده قرار ميگرفتهاند. اما از دهه 70 به بعد تئاتر آوانگارد و پوچگرا را در مالزي داريم و در اين مقطع اتفاقي افتاد و آن اين که افرادي که در مالزي بودند از رشد اقتصادي شهروندان چيني تبار ناخرسند بودند. در اين مقطع اين که من اهل کجا هستم براي مردم مسئله مهمي شده بود. در دهه 70 نمايشها بر مسئله قوميتي تمرکز داشت ولي کساني را داشتيم که از اين مرز و اختلافات قومي گذر کردند. در اين مقطع دولت، سياست هنر ملي را اتخاذ کرد و اعلام کرد که فرهنگ مالي فرهنگ مالزي نيز هست و در نهايت در دهه 80 با نوزايي تفکر اسلامي، وزارت فرهنگ و جهانگردي با يکديگر يکي شدند. متاسفانه در اين مقطع دولت اجراي تمام تئاترهاي قديمي و حضور زنان در تئاتر را ممنوع اعلام کرد. به همين دليل تئاتر مايونگ به منظور آموزش و براي توريستها اجرا ميشود و اکنون نيز در دانشگاهها تدريس ميشود. به همين دليل هم اين گونه تئاتر بسيار تغيير پيدا کرده و بخش کمدي آن پررنگتر شده است. اکنون تئاتر انگليسي فعالتر از تئاتر مالزيايي است و اين امر شايد به اين دليل باشد که مجموعهاي از اقوام مختلف در اين گروه گردهم آمدهاند.» | ||||
در نخستين روز سمينار تئاتر در کشورهاي اسلامي مطرح شد:تاجيکستان 7 ميليوني 16 سالن تئاتر دارد
سه شنبه 8 بهمن 1387 ساعت 1:52:00 PM
محمدالله طبري از تاجيکستان: ما در تاجيکستان 16 تئاتر حرفهاي داريم اما با توجه به وضع اقتصادي، قدري بودجه آن کاهش پيدا کرده و باعث شده که در برخي موارد رو به تنزل بگذارد. هنرمندان تاجيک سعي ميکنند هم قدم و هم نفس زمان خود باشند و تحولات روز جامعه خود را منعکس کنند.» [ ادامه ]
|
وقتي حامي مالي وجود نداشته باشد تئاتر تجاري شکل ميگيرد
نشست مديران جشنوارهها و تئاترهاي چهار کشور آلمان، هلند، انگلستان و آمريکا برگزار شد دوشنبه 7 بهمن 1387 ساعت 1:42:00 PM تعداد بازدید: 2
| ||||
پيمان شيخي:
نشست مديران کمپانيها و جشنوارههاي تئاتر آلمان، هلند، انگلستان و آمريکا با حضور فريندخت زاهدي، محمد اطبايي مسئول امور بينالملل مرکز هنرهاي نمايشي و حسين مسافرآستانه دبير بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر در سالن کنفرانس مجموعه تئاترشهر برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در ابتداي اين نشست فريندخت زاهدي دبير برگزاري اين نشست گفت:«امروز از مديران تئاترها و جشنوارههاي کشورهاي مختلف دعوت کردهايم تا بتوانيم با گفتوگو در رابطه با مشکلات و راهکارها براي رسيدن به تئاتر خصوصي صحبت کنيم. لازم است اين نکته را ذکر کنيم که تئاتر ايران دولتي است و تا به حال سوبسيت گرفته و تحت نظر دولت عمل کرده است، اما با برنامهريزي جديد، دولت تصميم گرفته به شکل گيري تئاتر خصوصي کمک کند. در اين نشست ما دو پرسش اساسي را مطرح ميکنيم: نخست اين که تا چه حد کمپانيهايي که آنها مسئول آن هستند به دولت وابستگي دارد و تا چه حد از طريق درآمدهاي گيشه ميتوانند به ادامه کار هنري خود بپردازند. دوم اين که مديران جشنوارهها از تجربيات خود ما را بهرهمند کنند که با چه معيارهايي آثار خود را انتخاب ميکنند و آيا جشنوارههاي آنها تماتيک برگزار ميشود و يا براي آثار اجرا شده طي سال گذشته انتخاب شده است.» در ادامه روبرتو چولي مدير تئاتر روهر آلمان گفت:«من مخالفتي با تئاتر خصوصي ندارم و اگر در کشوري امکانات متعددي براي تئاتر وجود داشته باشد، من آرزو ميکنم که تمام مردم بتوانند تئاتر کار کنند ولي طرز تفکر اين است که در کشور سوبسيت کافي و قوي از سوي دولت وجود داشته باشد. من معتقدم در کشوري مثل ايران بايد دولت حمايت بيشتري از تئاتر بکند تا ساختمان تئاتر از اين که وجود دارد نيز محکمتر شود. نيروهاي هنري که در کشور وجود دارند نياز به پايگاه محکمي دارند که در صورت حمايت دولت، شرايط بهتري به وجود ميآيد.» چولي ادامه داد:«در غرب نيز خواستههاي زيادي وجود دارد که تئاتر را به صورت خصوصي اداره کنند و در کشورهايي مثل آلمان، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا نخستين خواسته از سوي سياستمداران ارائه ميشود که تئاتر از سوي حاميان خصوصي حمايت شده و مالياتها کمتر صرف آن شود. شايد تجارب من فقط منفي بوده چون من حامي مالي نميشناسم که در راه خدا کمک کند، بلکه آنان براي خواستههاي خود اين کار را انجام دهند. وقتي حامي مالي وجود نداشته باشد، کمپانيهاي تئاتر تحت فشار قرار ميگيرند تا به چه نحوي پول را تهيه کنند. نتيجه اين است که افکار تجاري به وجود ميآيد و اين آخر کار تحقيقي و هنري تئاتر خواهد بود.» سپس وايلند از تئاتر فرايبورگ آلمان گفت:«براي من مشکل است که برخلاف چولي در مورد حمايتهاي دولتي اظهار نظر کنم. من معتقدم که تئاتر هنري بومي است و بايد در اين ثروت بومي همه سهم داشته باشند. من معتقدم براي پيشرفت تئاتر به حمايت دولتي نيازمنديم و بايد براي سالهاي زيادي برنامهريزي مالي شود. اين مهم است که يک زيربناي مناسب به وجود بياوريم تا از طريق آن امکانات تئاتري به وجود آيد. در کشور ايران ما يک تئاتر مرکزي داريم که در تهران است و بعد تئاتر شهرستانها قرار دارد. بايد حمايتها به اين صورت باشد که تئاترهاي شهرستاني از طريق افرادي حمايت شوند که به عنوان نماينده مرکز کشور حضور دارند.» در ادامه فريندخت زاهدي با اشاره به اين که مرکز هنرهاي نمايشي متولي تئاتر در ساير استانهاست، تصريح کرد:«مرکز هنرهاي نمايشي به عنوان متولي مرکزي عمل ميکند تا بودجه مورد نظر را از طريق وزارت فرهنگ که از مجلس تعيين ميشود کسب کند و بنا به نوع فعاليتهاي استانها، بودجه استانهاي مختلف تعيين ميشود. مشکل ما اين است که تمام کساني که تئاتر کار ميکنند علاقهمندند در تهران فعاليت کنند. ما به دنبال راهي هستيم که هم در تهران و هم در شهرستانها نوعي گرايش به داشتن تئاتر خصوصي نيز به وجود آيد، چرا که ما کشوري چند مليتي هستيم که در هر منطقه زبانها، موسيقي و آئينهاي مختلف داريم که ميتواند مواد خوبي را براي تئاترمان به وجود آورد.» وي با دعوت از بخش دوم مهمانان اين نشست اين موضوع را مطرح کرد که در آمريکا بيشتر کمپانيهاي تئاتر متکي به درآمد خودشان هستند، پس چطور عمل ميکنند؟ که ليندا هرتزل از ايالت متحده در پاسخ به اين پرسش گفت:«يک سيستم تجاري خارج از نيويورک وجود دارد و طي 50 سال اتفاق مثبتي افتاده که در شهرهاي با جمعيت متوسط يکسري تئاتر راه افتاده است. ما تئاتر خود را داريم و معتقديم که پرداختن به تئاتر به صورت جدي و قدرتمند موجب پيشرفت ميشود. تئاتر ما خيلي بزرگ شده و در واقع ما برنامهريزي براي آن نکردهايم؛ چرا که مردم به سمت آن جذب شدند، البته در شهر من، مردم اين هنر را دنبال ميکنند. 70 درصد بودجه ما از طريق فروش بليت تامين ميشود و 30 درصد مابقي را نيز مردم تامين ميکنند با کمکهاي مالي استان و همچنين بنيانهاي مختلف کمک به تئاتر.» وي اضافه کرد:«ما در آمريکا اجازه نميدهيم که به ما بگويند چگونه عمل کنيم. حاميان ما فقط سه خواسته از ما دارند که ابتدا در اجراي نمايش از آنها نامبرده و تشکر کنيم، دوم بنر تبليغاتي آنها را نصب کنيم و برخي اوقات نيز تقاضاي چند بليت رايگان دارند تا به کارکنانشان ارائه کنند. به نظر من اين خوب است. بگذاريم مردم ياد بگيرند که هنر بخشي از زندگي روزمرهشان است. من به عنوان هنرمند يک وظيفه دارم، ولي بايد به جنبه تجاري تئاتر نيز فکر کنم. من به همکاران کشورهاي ديگرم حسودي ميکنم چرا که ميبينم گاهي تا 90 درصد به تئاتر آنها کمک دولتي ميشود. ما آثار جديد را در کنار شکسپير و تئاتر کلاسيک اجرا ميکنيم و حتي وقتي کارهاي تجاري مردم پسند ارائه ميکنيم از بهترينهاي تئاتر استفاده ميکنيم.» ديويد سار از ايالت فينکس نيز گفت:«کمپانيهاي تئاترهاي مختلف راههاي مختلفي براي حل مشکلات دارند. من در ابتدا قصد راهاندازي يک کمپاني نداشتم و ميخواستم تئاترهايي براي کودکان اجرا کنيم تا آنان راههايي براي تغيير بهتر دنيا بياموزند. ما نيز وابسته به اجتماع محلي هستيم. طي اين سالها فعاليتمان از حالت محلي به حالت ملي تغيير کرده و هر قدر جلوتر رفتهايم بيشتر در اين مسير قرار گرفتهايم. واقعاً هيچ راهي وجود ندارد که من تئاترم را فقط براساس گيشه جلو ببرم بنابراين 50 درصد از گيشه و 50 درصد از سازمانهاي مختلف و حتي از دولت تامين مالي ميشود. ما کارگاههاي آموزشي داريم و اهداف تئاتر را از طريق ارگانهاي مختلف تامين ميکنيم. ما در شهرمان با حمايت دولت دو تئاتر ساختيم، به اين صورت که دولت از مردم اجازه گرفت که براي ساخت تئاتر ماليات را افزايش دهد تا از اين طريق، دو ساختمان تئاتر بسازد.» وي با اشاره به اين که پول گيشه به صورت صرف نميتواند هزينه تئاتر را تامين کند، خاطر نشان کرد:«بنابراين ما تئاتر را به مراکز مختلف ميبريم تا آن جا اجرا شود. در شهرهاي مختلف امريکا شرايط مختلفي وجود دارد ولي ما در اين انديشه هستيم که تئاتر را در اجتماعات خودمان غنيتر کنيم.» اليزابت شک از جشنواره تئاتر وين نيز گفت:«در وين سوبسيت تئاتر را از شهر ميگيريم و از دولت کمکي دريافت نميکنيم. در آن جا ما به دنبال اسپانسر هستيم. البته معمولاً هنرمندان با مشکل مواجه ميشوند تا به زبان مشترکي با اسپانسرها برسند. ما نيز در مدارس حضور پيدا ميکنيم و تئاتر اجرا ميکنيم. از سوي ديگر هنرمندان بينالمللي را در وين جمع ميکنيم و سعي ميکنيم جوانان با آنها در ارتباط قرار گيرند. همچنين کارگاههاي آموزشي براي جوانان برگزار ميکنيم. البته فقط جوانها مسئله ما نيستند بلکه پروژههايي را نيز تعريف ميکنيم که ساير افراد نيز از آن استفاده کنند.» ساندرو لونين مدير هنري جشنواره تئاتر زوريخ نيز گفت:«تئاتر زوريخ هم مثل تئاتر فجر 30 سال است که پايهگذاري شده و ما در مقابل تئاتر دولتي قرار داريم و در تقابل با تئاتر بورژوايي شکل گرفتهايم که يک سري تئاتر کلاسيک اجرا ميکرد و کودکان مجبور به ديدن آن بودند. فستيوال ما طي دو هفته در دو سوي يک درياچه برگزار ميشود و کاملاً شهري است و نيمي از هزينه آن را يک روزنامه تامين ميکند. در اين جشنواره تئاترها در چادرهاي بزرگ اجرا ميشود که ميزبان آثار مختلف از سراسر دنيا هستند.» سارابر مدير صندوق حمايتي از هنرهاي نمايشي هلند نيز گفت:«در هلند 15 درصد بودجه تئاتر را دولت تامين ميکند و بخشي از 85 درصد پولي که بايد فراهم شود توسط دولتهاي محلي و بخشي ديگر توسط بانکها و اسپانسرها تامين ميشود و بخشي نيز متعلق به تئاتر تجاري و عامهپسند است.» در ادامه ساسکيا جانسون از هلند نيز با اشاره به فعاليتش در زمينه تئاتر کودکان توضيح داد:«کمپاني ما با تئاتر کودکان سر و کار دارد و توسط دولت پايهگذاري شده و 85 درصد از بودجه آن توسط دولت تامين ميشود و ما برنامههاي خود را براي چهار سال آتي پي ريزي ميکنيم. ما حدوداً طي سال 150 نمايش اجرا ميکنيم و حتي در ساير کشورها مثل انگليس و امريکا اجرا داريم. اکنون 30 سال است که کار ميکنيم و به ساير فرهنگها علاقهمنديم و سعي ميکنيم با ايران نيز همکاري کنيم و يک مثلث هنري بين هلند، ايران و ايالات متحده امريکا تشکيل دهيم.» ويلمين لامپ از هلند نيز گفت:«ما يک تشکل هنري هستيم که انواع هنر را در برميگيرد و روايتي از تئاتر در هلند است. کار ما فقط تئاتر نيست بلکه نمايشگاه هم برگزار ميکنيم و کتاب چاپ ميکنيم و به طور کلي مجبوريم خيلي سخت کار کنيم تا هزينههايمان را تامين کنيم. بودجه ما را دولت ملي و ايالتها تامين ميکنند و به طور مثال از مراکز مختلف فرهنگي و هنري استفاده ميکنيم. ما برنامه يک ساله تنظيم ميکنيم و تمام هدفمان اين است که آمستردام را به عنوان شهر کتاب معرفي کنيم.» پيتر کايل مدير شکسپير کلوب نيز گفت:«من از دولت هيچ پولي دريافت نميکنم و از اين بابت خوشحالم. من براي مدت زيادي عضو گروهي بودم که تصميم ميگرفت چه نوع هنري بايد از دولت پول دريافت کند و بخش قابل توجهي از عمرم وابسته به دولت بودم تا براي کمپاني باله که مديريت آن را به عهده داشتم پول دريافت کنم. اکنون رئيس دو کمپاني هستم که به طور مستقل عمل ميکنم و به همين دليل خودمان تصميم ميگيريم که همکار ما چه کسي باشد و ميخواهم تا زماني که امکان دارد از نظر مالي مستقل بمانم.» نشست مديران جشنوارهها و تئاترهاي چهار کشور آلمان، هلند، انگلستان و آمريکا برگزار شد ليندا هرتزل از ايالت متحده: بگذاريم مردم ياد بگيرند که هنر بخشي از زندگي روزمرهشان است. من به عنوان هنرمند يک وظيفه دارم، ولي بايد به جنبه تجاري تئاتر نيز فکر کنم. من به همکاران کشورهاي ديگرم حسودي ميکنم چرا که ميبينم گاهي تا 90 درصد به تئاتر آنها کمک دولتي ميشود. | ||||
|
در نشست مطبوعاتي رييس I.T.I جهاني و رييس مرکز هنرهاي نمايشي عنوان شد:
به يک کميته ثابت I.T.I نياز داريم یکشنبه 6 بهمن 1387 ساعت 3:03:00 PM تعداد بازدید: 234
| ||||
پيمان شيخي:
نشست مطبوعاتي I.T.I ايران با حضور رامون دوماجوندار رئيس I.T.I جهاني، حسين پارسايي رئيس مرکز هنرهاي نمايشي، حسين مسافرآستانه دبير بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر و تني چند از اصحاب رسانه در سالن کنفرانس مجموعه تئاترشهر برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، در اين نشست که به همراه کريستينا پاگورلي نايب رئيس I.T.I از کشور يونان، آنالاکوش مدير I.T.I از مجارستان، آنارتا مدير I.T.I فنلاند، فريندخت زاهدي دبير علمي سمينارهاي جشنواره و محمد اطبايي مسئول امور بينالملل مرکز هنرهاي نمايشي برگزار شد، پيرامون I.T.I ايران و جهان بحث به عمل آمد. در ابتداي اين نشست محمد اطبايي درباره اطلاع رساني نشستها گفت:« تقاضا دارم نسبت به اطلاع رساني اين نشستها واکنش داشته باشيد و اين موشکافي صورت گيرد که چرا براي اين نشستها مخاطب وجود ندارد.» در ادامه فريندخت زاهدي با اشاره به صحبتهاي اطبايي گفت:«شايد دليل چنين مشکلي همزماني برگزاري اين نشستها با ايام جشنواره تئاتر فجر باشد که هنرمندان تئاتر هر يک به نحوي درگير برنامههاي اين جشنواره هستند. از سوي ديگر برگزاري اين سمينار، همزمان با تعطيلي دانشگاهاست که دانشجويان شهرستاني نيز به شهرهاي خود بازگشتهاند و نميتوانند در اين جلسات حضور داشته باشند. اما مطمئنم انعکاس مطبوعاتي اين نشست با حضور مديران برجسته I.T.I تاثيرات خود را خواهد داشت.» وي افزود:«ما تا به حال عضو رسمي هيچ يک از گروههاي I.T.I نبودهايم تا چند ماه قبل که در بارسلون به صورت رسمي از خاورميانه عضو شديم.» در ادامه راموندا ماجوندار رئيس I.T.I جهاني ضمن ابراز خوشحالي از حضور در ايران گفت:«اين سومين بار است که به ايران ميآيم. آخرين بار پنج سال قبل بود که به ايران سفر کردم.» وي در ادامه افزود:«سازمان I.T.I سال 1948 به ابتکار سازمان يونسکو پايهگذاري شد و بعد از جنگ جهاني دوم مسئولان اين سازمان را تشکيل دادند تا تفاهم دو طرفه را در تئاتر تجلي ببخشند. در حال حاضر 90 مرکز I.T.I در سراسر دنيا وجود دارد که ايران يکي از آن مراکز است. ما در عين حال که قصد ارتقاي تئاتر بينالمللي را داريم، مايل هستيم تئاتر ملي را نيز ارتقا ببخشيم و اکنون I.T.I بزرگترين سازماني است که فعالان تئاتر در آن متمرکز شدهاند و ما انتظار داريم توليد کنندگان تئاتر به ارزشهاي اجتماعي احترام بگذارند و از سوي ديگر اميدها و سرخوردگيهاي مردم را به نمايش بگذارند و منعکس کنند.» وي با ابراز تاسف از وجود خشونت و تروريسم در جهان تصريح کرد:«ما فکر ميکنيم تئاتر ميتواند در اين رابطه تاثير بگذارد و پروژهاي براي مناطقي که در آن جا جنگ وجود دارد در نظر گرفتهايم. به طور مثال هند و پاکستان در حال جنگ هستند و به همين دليل ما يک تئاتر را با شرکت بازيگران هندي و پاکستاني در يک کشور ثابت اجرا کرديم که نشان دهنده صلح باشد. در واقع اين گونه تئاترها مردم را با تفکر يکديگر آشنا ميکند؛ چرا که در بيشتر جنگها مردم با يکديگر مشکلي ندارند و اين دولتها هستند که با هم مسئله دارند، بنابراين تئاتر ميتواند در اين زمينه کمک کننده باشد.» وي در ادامه گفت:«ما در عين حال که به مرزهاي سياسي احترام ميگذاريم سعي داريم وراي مرزها کار کنيم به طور مثال براي هر يک از تئاترهاي فلسطين و اورشليم يک مرکزيت قائل شدهايم.» رئيس I.T.I جهاني گفت:«وقتي جنگ غزه پيش آمد ما بيتفاوت نمانديم و خواستار توقف منازعه شديم و آن را محکوم کرديم. ما هر گونه بيرحمي که در اين جنگ اتفاق افتاد را محکوم کرديم چرا که معتقديم در يک جنگ هيچ يک از دو طرف پيروز نيستند. ما از سازمان ملل ميخواهيم که نقش قويتري را ايفا کند و در اين جا جمله معروف ماهاتما گاندي را ميگويم که ميگفت:«سياست چشم در برابر چشم، دنيا را کور ميکند، به همين دليل بيانيهاي را صادر کردهايم.» وي اضافه کرد:«با ديدن جشنواره تئاتر فجر تحت تاثير قرار گرفتم و ميخواهيم مرکز I.T.I ايران نقش فعالتري داشته باشد و در بخش ملل جشنوارهها چيزي که طراحي کردهايم همان چيزي است که در راستاي سياست I.T.I است. ما در مرکز اصلي I.T.I مجلات مختلفي منتشر ميکنيم که اصليترين آن تحت عنوان"جهان تئاتر" به چاپ ميرسد. امسال براي نخستين بار اين کتاب به زبانهاي انگليسي، فرانسه و عربي منتشر شده که نسخه انگليسي در بنگلادش، نسخه فرانسه آن در بلژيک و نسخه عربي آن را در عربستان به چاپ رسيده است. در اين کتاب 52 کشور ذکر شده و اتفاقات و رويدادهاي تئاتري آنها ذکر شده است و اگر شما مايل هستيد بدانيد که اتفاقات تئاتري در جهان به چه ترتيب است، به اين کتاب مراجعه کنيد. من خيلي خوشحالم که ايران نيز به طور مرتب به چاپ اين کتاب کمک کرده و من از مسئولان تئاتري کشور متشکرم.» در ادامه فريندخت زاهدي گفت:«اميدوارم هر سال بتوانيم اين کتاب را به فارسي ترجمه کنيم و در اختيار دست اندرکاران تئاتر قرار دهيم.» پس از زاهدي، کريستينا پاگورلي نايب رئيس I.T.I جهاني ضمن ابراز خوشحالي از حضور در ايران گفت:«حضور تماشاگران جشنواره بينالمللي تئاتر فجر يکي از تجارب هيجان انگيز ما بود و وقتي اشتياق جوانها را براي ديدن تئاتر ميبينيم بسيار خرسند هستيم. يکي ديگر از تجارب هيجانانگيز ما تنوع حضور تئاترهاي مختلف بود و تماشاي کار افغانستان يکي ديگر از آن هيجانات بود که فکر ميکنم ديگر در زندگيام تکرار نشود. به اعتقاد من يکي از نکات اصلي براي دستاندرکاران تئاتر، داشتن تماشاگر است و جشنواره فجر اين ويژگي را دارد.» در ادامه نشست پس از اشاره ماجوندار به ميزان اهميت حضور جوانان در جشنواره تئاتر فجر، آناريتا مدير I.T.I فنلاند گفت:«پديده تئاتر ملل چندان جديد نيست ولي در دهههاي گذشته منجمد شده بود و دوباره زنده شده است. من از تجربه يک روزهام در ايران و ديدن جشنواره تئاتر فجر تحت تاثير قرار گرفتهام و فکر ميکنم بسيار مهم است و اين را به عنوان تجربه شخصي خودم به عنوان مدير هنري I.T.I عرض ميکنم. ما چيزهايي را در فنلاند چاپ ميکنيم تا به مردم دنيا بگوييم که چه اتفاقات تئاتري رخ ميدهد.» در ادامه نشست، لاکوش مدير هنري I.T.I کشور مجارستان گفت:«ارتباط بينالمللي در دهههاي 60 ، 70 و 80 براي ما بسيار با اهميت بود و اکنون نيز برايمان مهم است که در مورد تئاتر کشورمان بگوييم به همين دليل يک بولتن به زبان انگليسي منتشر ميکنيم. من خوشحالم و تحت تاثير جشنواره بينالمللي تئاتر فجر قرار گرفتهام و وقتي به کشورم باز گردم حتماً در اين رابطه مينويسم.» فريندخت زاهدي نيز گفت:«ما بايد بولتنهاي فصلي داشته باشيم که به زبان انگليسي و براي اطلاعرساني جامعه بينالملل از فعاليت تئاتري کشورمان به چاپ برسد.» وي افزود:«با توجه به سوءتفاهمات بسياري که از سوي برخي از رسانههاي غربي به وجود آمده و باعث خدشهدار شدن تفکر جهاني نسبت به هويت و فرهنگ ما شده اميدوارم از تئاتر در جهت رفع اين سوءتفاهمات استفاده کنيم.» زاهدي در ادامه خطاب به حسين پارسايي رئيس مرکز هنرهاي نمايشي گفت:«ما به يک کميته ثابت I.T.I نياز داريم تا بتواند در ارتباط مداوم با I.T.I فعاليت کند و حداقل زمان مسئوليتاش چهار ساله باشد. متاسفانه ما تاکنون در زمينه تشکيل کميته I.T.I مشکل مديريتي داشتهايم و اميدوارم در اين جلسه به نتيجه مطلوب برسيم. از سوي ديگر نتوانستهايم نشريه انگليسي زباني داشته باشيم تا اطلاع رساني بهتري صورت گيرد.» در ادامه نشست مدير هنري I.T.I فنلاند گفت:«فکر ميکنم دو راه وجود دارد که دبيرکل I.T.I به تئاتر کمک کند. ما علاقهمنديم به شرايط ويژه هر کشور احترام بگذاريم و به همين دليل است که غير از I.T.I ملي، نام سازمانها و تشکلهاي ديگر را نيز نوشتهايم. البته اگر آنها به مقررات مرکزي احترام بگذارند. يکي از نگرانيهاي ما اين است که نماينده آن کشور مورد تاييد تئاتريهاي آن کشور است يا خير و به طور مثال در رابطه با انگليس چنين مسئلهاي وجود دارد.» در ادامه حسين پارسايي رئيس مرکز هنرهاي نمايشي و رئيس I.T.I ايران از حضور دبيرکل I.T.I و همکاران او قدرداني کرد و گفت:«من چهار سال است که افتخار آشنايي با رامون دوماجوندار را دارم و اولين بار در فيليپين با ايشان آشنا شدم.» وي افزود:«اجلاس پيشين در مادريد بود که هيأت رئيسه، تغييرات زيادي داشت و من مجبورم که در اين ارتباط توضيح دهم. ايران مثل برخي کشورها تجربه تئاتر خصوصي يا اشکال ديگر دولتي را ندارد، بنابراين اين حق را I.T.I براي آن قائل شده که مثل اشکال مختلف به عضويت I.T.I درآيد. بيش از 8 دوره از مديريت I.T.I در ايران ميگذرد و به دليل اين که مجمع عمومي به نتيجه نميرسد به خاطر پرداخت حق عضويت، رئيس مرکز هنرهاي نمايشي عهدهدار مديريت I.T.I در ايران شده است. ما براي يونيما در ايران نيز اين کار را انجام دادهايم و طي روزهاي آتي رئيس يونيما از طريق يک انتخابات واقعي معرفي ميشود. بنابراين هر گاه يک انتخابات واقعي در مورد I.T.I صورت گيرد، مرکز هنرهاي نمايشي حتماً حمايت خواهد کرد. اما تا آن زمان وظيفه مرکز هنرهاي نمايشي است که اين ارتباط را حفظ کند. اگر حمايت دولتي از تئاتر اين کشور حذف شود، شايد I.T.I واقعي نتواند هزينههاي خود را تامين کند. مثلاً براي حضور تعدادي از اساتيد و دانشجويان در بارسلون مرکز هنرهاي نمايشي هزينههاي آنان را پذيرفت و اين شکل متفاوت عضويت در I.T.I است. خيلي از کشورها تجربيات تئاتر کشورهاي بزرگ را ندارند و ايران نيز ساختار تئاترياش دولتي است. فکر ميکنم هنرمنداني که علاقهمند باشند يک انتخاب واقعي صورت گيرد بايد در اين جلسه حضور پيدا ميکردند؛ چرا که مهمانان ما مقامات عالي I.T.I جهاني هستند و اين بهترين فرصت براي صحبت در زمينه I.T.I بود. فکر ميکنم همگي بايد بيشتر به سرنوشت تئاتر حساس باشيم. شايد يکي از دلايل عدم حضور، وابستگي دولتي است. بنابراين مرکز هنرهاي نمايشي در شرايط فعلي به نمايندگي، مسئوليت I.T.I را به عهده دارد و ما کمک ميکنيم که آن انتخاب واقعي شکل گيرد. چند بار نيز انتخابات در ايران شکل گرفت اما به سرانجام نرسيد. اميدوارم که به دليل اين همکاري به خواست قبليمان برسيم. اما همين I.T.I فعلي که مرکز هنرهاي نمايشي پل آن با I.T.I جهاني است، چهار سال است که فعاليت داشته و ارتباطات خوبي داشته است. طي چهار سال گذشته بعد از يک وقفه، I.T.I ما فعال شده و در فيليپين جناب سرسنگي انتخاب شد. اين نقطه آغازي بود که همکاري خوبي داشته باشيم. حمايت بخشي از جشنوارهها طي چند سال اخير نيز به عهده I.T.I ايران بوده که آرم آن نيز درج شده است. من فکر ميکنم براي شروع کارهاي خوبي انجام شده است و ما حتي براي گرفتن کرسي در آسيا اعلام آمادگي کردهايم. با اين حال مطمئن هستيم که هنوز به ايدهآلهاي خود دست پيدا نکردهايم.» در پايان اين مراسم از سوي حسين مسافرآستانه به خاطر برخورد انساني رئيس I.T.I جهاني نسبت به اتفاقات غزه يک هديه سنتي به او و کريستينا پاگورلي نايب رئيس I.T.I اهدا شد. در نشست مطبوعاتي رييس I.T.I جهاني و رييس مرکز هنرهاي نمايشي عنوان شد:به يک کميته ثابت I.T.I نياز داريم راموندا ماجوندار رئيس I.T.I جهاني ضمن ابراز خوشحالي از حضور در ايران گفت:«اين سومين بار است که به ايران ميآيم. آخرين بار پنج سال قبل بود که به ايران سفر کردم.» وي در ادامه افزود:«سازمان I.T.I سال 1948 به ابتکار سازمان يونسکو پايهگذاري شد و بعد از جنگ جهاني دوم مسئولان اين سازمان را تشکيل دادند تا تفاهم دو طرفه را در تئاتر تجلي ببخشند. در حال حاضر 90 مرکز I.T.I در سراسر دنيا وجود دارد که ايران يکي از آن مراکز است. ما در عين حال که قصد ارتقاي تئاتر بينالمللي را داريم، مايل هستيم تئاتر ملي را نيز ارتقا ببخشيم و اکنون I.T.I بزرگترين سازماني است که فعالان تئاتر در آن متمرکز شدهاند و ما انتظار داريم توليد کنندگان تئاتر به ارزشهاي اجتماعي احترام بگذارند و از سوي ديگر اميدها و سرخوردگيهاي مردم را به نمايش بگذارند و منعکس کنند.» [ ادامه ] یکشنبه 6 بهمن 1387 ساعت 3:03:00 PM تعداد بازدید: 234 | ||||
|
ماتئي ويسنييک در نشست مشترک با حرفهايهاي تئاتر ايران:
در آثارم زيادهگويي ندارم چهارشنبه 2 بهمن 1387 ساعت 2:06:00 PM تعداد بازدید: 12
| ||||
پيمان شيخي: ماتئي ويسنييک نمايشنامهنويس رومانيايي الاصل مقيم فرانسه که امروز صبح در نشست نمايشنامهنويسان حرفهاي تئاتر ايران در خانه هنرمندان ايران حضور پيدا کرد، معتقد است زندگي يک نمايشنامه در اجراي نخست آن نيست بلکه در تداوم اجراي اثر است. به گزارش سايت ايران تئاتر، ماتئي ويسنييک در اين نشست که در حاشيه برگزاري نخستين روز جشنواره و با حضور تني چند از نمايشنامهنويسان و اهالي رسانه برگزار شد، گفت:«به اعتقاد من زندگي يک اثر نمايشي در تداوم اجراي آن است و بايد بارها و بارها اجرا شود و من اين ويژگي را در نمايشنامههايم ميبينيم که بارها اجرا شوند. من ميبينم آثاري که مثلاً 30 سال قبل نوشتهام نيز توسط گروههاي نمايشي جوان اجرا ميشود چرا که خود را در آن اثر ميبينند. به طور مثال نمايشنامه"کار براي دلقکهاي پير" استعارهاي است که کسي به سه دلقک پير کار نميدهد و حالا کاري پيدا شده که فقط يک تن از آنها را نياز دارد و آن سه تن با يکديگر رقابت ميکنند، بنابراين جوانهاي امروز نيز خود را در اين اثر ميبينند و تمايل به اجراي آن دارند.» وي در ادامه افزود:«تئاتر چيزي است که جوامع متفاوت به آن رجوع ميکنند و يک نويسنده بايد بپذيرد که استعارههايش در مناطق مختلف درک شود. من فکر ميکنم نويسندههايي که از تاريخ باستان تاکنون روي آثارشان کار ميشود کسانياند که توانستهاند از زمانهاي متفاوت بگذرند و در کشورهاي مختلف فهميده شوند. بنابراين نويسندهاي ماندگار است که در طول تاريخ، فرهنگهاي متفاوت از وي بهرهبرداري کنند.» ويسنييک گفت:«من هيچ گاه کارگردان يا بازيگر تئاتر نبودهام ولي رابطهاي که با مخاطب دارم با کارگردانهاي آثار نمايشي خودم نيز دارم و به هيچ عنوان در اجراي آن دخالت نميکنم چرا که يک کارگردان بايد همچون مخاطب، خود به دنبال پيام و مفهوم اثر نمايشي برود. البته اين احتمال وجود دارد که معني که از پيام اثر نمايشي درک ميشود منظور نظر من نباشد ولي اين بسيار مهم است که ببينيم کارگرداناني که اثر نمايشي مرا کار ميکنند به چه نتيجهاي ميرسند. بايد اين نکته را يادآور شوم که همواره سعي کردهام که به شخصيتهاي نمايشيام اسم ندهم و مثلاً در بسياري از آثار نمايشيام اسم شخصيتها اسامي چون مردي با کلاه، مردي با عصا، زني با روسري و... بوده و مشخص نکردهام که داستان در کدام کشور رخ ميدهد. بنابراين ميتواند در هر جاي دنياي رخ داده باشد و اتفاقاً اين شيوه من در روماني يک مشکل بود و خيلي از کارگردانان قبول نميکردند که نمايش مرا کار کنند چرا که معتقد بودند من نويسندهاي هستم که در مورد خود روماني نمينويسم.» وي اضافه کرد:«من در آن زمان نميتوانستم به مسئولان فرهنگي بگويم که به دنبال جهاني بودن هستم ولي وقتي به فرانسه آمدم ديدم که نمايشنامهنويساني هم جود دارند که جهاني محسوب ميشوند و در همه نقاط دنيا اجرا ميشوند. براي من پيش آمده که نمايشنامهاي فرانسوي را مطالعه کردهام اما از آن چيزي نفهميدم ولي مطمئن هستم که اگر اثري ايراني را مطالعه کنم از مشکلات خود من صحبت ميکند.» ويسنييک در ادامه گفت:«چنان چه نويسندهاي عميقاً به درون خود مراجعه کند ميتواند چيزهايي استخراج کند که به تمام دنيا و جهان ربط دارد به همين دليل است که ادبيات به سرعت از مرزها عبور ميکند. لازم است به اين نکته اشاره کنم که من در نوع اجراي نمايشنامههايم هيچ دخالتي نميکنم و تنها مشکل من اين است که بايد اثر نمايشي خوبي بنويسم و براي اين کار نيز يک قطب نماي دروني دارم که به من ميگويد موفق شدهام و يا بالعکس نمايش بدي نوشتهام.» وي گفت:«گاهي پيش ميآيد که نوشتن يک اثر نمايشي هفت سال به طول ميانجامد و وقتي قطبنماي درونم به من ميگويد که اثر نمايشي خوبي نوشته شده آن را به ناشر تحويل ميدهم و ديگر کاري ندارم؛ بنابراين به سراغ نوشتن اثر نمايش ديگري ميروم. من فکر ميکنم تئاتر همچون يک زنجير است به اين شکل که نمايشنامهنويس اثر را مينويسد، بعد يک کارگردان آن را براي کارگرداني انتخاب ميکند و سپس ميبايست چند بازيگر خوب حضور داشته باشند و بعد تماشاگران خوب به تماشاي اثر بنشينند. براي من نوشتن يک نمايشنامه چيز اسرارآميزي است و پيش آمده که سه هفته نشستهام و يک اثر را نوشتهام و قطب نماي درونيام به من گفته که اثري خوب نوشتهام. برخي اوقات نيز يک اثر نمايشي را بارها مينويسم و کنار ميگذارم و مثلاً نگارش آن سه، چهار يا هفت سال به طول ميانجامد. حتي اگر يک نمايشنامهنويس حرفهاي باشد باز هم ميبينيم که کسري سوژه وجود دارد. به طور مثال من نمايشنامهاي را در کشوي ميز کارم دارم که 20 سال روي آن کار کردهام ولي هنوز فکر ميکنم که اثر خوبي نشده است.» در ادامه نشست، ماتئي ويسنييک خطاب به تينوش نظمجو که به عنوان مجري و مترجم جلسه حضور داشت سوالي پرسيد که به عنوان يک کارگردان تئاتر آثار نمايشياش را چگونه انتخاب ميکند، بدين معني که آثارش را به کدام شيوه از شيوههاي احساسي، سياسي، اجتماعي و... انتخاب ميکند؟ تينوش نظمجو که از مترجمان و کارگردانان جوان و با سابقه تئاتر است در پاسخ به اين پرسش گفت:«نخستين چيزي که براي من مهم است اين است که حتماً نبايد نمايش يک پيغام مشخص داشته باشد. براي من چنين است که ما در دنيايي زندگي ميکنيم که تفکر يک آدم در کار هنري چندان مهم نيست و چنان چه قرار است تماشاگر از چنين تفکري با اطلاع شود بهتر است که يک بيانيه را مطالعه کند. به نظر من تئاتر فضايي است که بايد اجازه دهد اين تفکر را منتقل شود که در هر چيزي بينهايت معني وجود دارد و ما با تفکر يگانهاي که اصولاً تفکر سياسي است کاري نداريم. من اولين باري که در ايران اجرا داشتم، نمايش"داستان خرسهاي پاندا" را در نظر گرفتم و تمام سخن من اين بود که تمام برداشتي که از مطالعه اين اثر نمايشي داشتهام را کنار بگذارم. هدف من اين بود که رابطهاي آزاد با تماشاگران به وجود آورم تا تماشاگران هر برداشتي که علاقهمندند را داشته باشند. شايد تئاتر يکي از مکانهايي است که به ما اجازه ميدهد نه اين که يک تفکر يا فرضيه را به تماشاگر انتقال بدهيم بلکه حسهايي را انتقال دهيم. براي مثال حسهايي چون آزادي که از مطالعه"خرسهاي پاندا" به من انتقال داده شده برايم مهم بود که به تماشاگر انتقال دهم.» در ادامه فريندخت زاهدي گفت:«وقتي يک کارگردان نمايشنامهاي را مطالعه ميکند يک دريافت خواهد داشت و حالا آن را روي صحنه ميبرد و با امضاي اوست که مخاطبان آن را ميبينند و با برداشتهاي متفاوت از آن استفاده ميکنند و کارگردان نقش ميانجي بين متن و تماشاگر را ايفا ميکند چون دريافت خود را انتقال ميدهد. هر چيزي که شما به عنوان کارگردان ارائه ميدهيد دريافت شماست و قالبي دارد که تماشاگر ميتواند برداشت کند.» نظمجو نيز در پاسخ به زاهدي گفت:«من چنين چيزي نگفتم که ما آدمهاي بي احساس و بي تفکري هستيم بلکه تئاتر به عنوان يک مکان براي من جايي نيست که در آن سخنراني کنم تا تفکر يگانهاي به وجود آيد. ما نويسندگاني داريم که يک تفکر دارند و آن را در اثر خود مينويسند و به کارگردانهايي نياز دارند که با تفکر آنها همخواني داشته باشد تا اثر خود را ارائه دهند. من به عنوان کارگردان به سراغ اثري نميروم که فقط يک برداشت بتوان از آن کرد.» ماتئي ويسنييک نيز در پاسخ به پرسش فريندخت زاهدي مبني بر اين که هنگام نوشتن يک نمايشنامه تا چه اندازه به تماشاگر و مخاطب ميانديشد، گفت:«من هميشه اعتماد کامل به نيروي ادبيات داشتهام. در روماني همه چيز تحت تعقيب و کنترل بود به جز ادبيات. بدين معني که در ادبيات فضاهاي باز و آزادي وجود داشت و تفکر مردم نيز تحت کنترل بود و همه مجبور بودند تحت تفکر مارکسيست و کمونيست فکر کنند. عدهاي تفکر را در حيطه خودشان نگه داشته بودند و آدمهاي متفکر نميتوانستند کار زيادي انجام دهند. بنابراين ادبيات به تنهايي نقش جامعهشناسي، فلسفه و ساير چيزها را ايفا ميکرد و تفکر واقعي در رمانها، داستانها، اشعار و تئاتر بود. ما نميتوانستيم مستقيماً صحبت کنيم ولي در رمانها و داستانها به نوعي ديگر در مورد آن صحبت ميکرديم به همين دليل تمام هم نسلان من عهد بستيم که آگاه باشيم تا بتوانيم در مورد همه چيز صحبت کنيم و آن تفکر را به وجود بياوريم. براي ما مقاومت به اين معني بود که به سفارشهاي قدرت و حکومت پاسخ ندهيم و آن طور که آنها علاقهمندند ننويسيم. من قبل از مهاجرت به فرانسه در تمام سبکهاي تئاتر مينوشتم اما در زمينه سبک رئاليست که نوع تفکر هنري حکومت بود، کاري نکردم و سالها طول کشيد تا به فرانسه بيايم و حس آزادي کنم تا اين که در سبک رئاليست هم خودم را امتحان کنم و بنويسم ولي طي اين سالها متوجه شدم که مخالفت کافي نيست و ميبايست خوب نوشت و ادبياتي نوشت که مفهوم واقعي ادبيات را داشته باشد.» وي در ادامه افزود:«وقتي به فرانسه آمدم چيز ديگري نيز کشف کردم. آن زمان زبان فرانسه را به خوبي نميدانستم و به سختي مينوشتم و متوجه شدم که با کلمات کمي حرفهاي زيادي را ميتوان گفت و اين گونه بود که توانستم با واژههاي کم و ساده موقعيتي دراماتيک به وجود آورم که خيلي وسيع باشد. وقتي دو موقعيت زندگي را با يکديگر مقايسه کردم متوجه شدم که وقتي در روماني بودم انگار زبان رومانيايي بود که براي من مينوشت و زبان جلوي من بود و من در پشت سر آن راه ميرفتم ولي در فرانسه برعکس است و زبان پشت من است و من مجبورم آن را پشت سر خود بکشم. به اين دليل است که در آثارم زيادهگويي ندارم. بنابران متوجه شدم نوشتن نمايشنامه در کلمات زياد نيست بلکه در موقعيتهايي است که به وجود ميآوريم و فکر ميکنم شايد به اين دليل است که آثار من خيلي به زبانهاي مختلف ترجمه ميشود.» وي در پايان گفت:«وقتي 18 سالم بود پر از قطعيت بودم و براي هر سوالي جواب داشتم و حالا هر چه بيشتر مينويسم و پيرتر ميشوم، کمتر قطعيت دارم و شايد وقتي بميرم هيچ قطعيتي نداشته باشم.» ماتئي ويسنييک در نشست مشترک با حرفهايهاي تئاتر ايران:در آثارم زيادهگويي ندارم ماتئي ويسنييک نمايشنامهنويس رومانيايي الاصل مقيم فرانسه که امروز صبح در نشست نمايشنامهنويسان حرفهاي تئاتر ايران در خانه هنرمندان ايران حضور پيدا کرد، معتقد است زندگي يک نمايشنامه در اجراي نخست آن نيست بلکه در تداوم اجراي اثر است. [ ادامه ] چهارشنبه 2 بهمن 1387 ساعت 2:06:00 PM تعداد بازدید: 11 | ||||
نسخه منتشر شداين کتاب که در 101 صفحه به چاپ رسيده حاوي پيامهاي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس مرکز هنرهاي نمايشي و دبير همايش و مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان ميشود. [ ادامه ]
پايان ساخت ستونهاي طبقه زيرين ساختمان جديد خانه تئاترطبق قراردادي که با پيمانکار داريم و با در اختيار داشتن بودجهاي که به طرق مختلف به دست آمده، اميدوارم تا اواخر ارديبهشت يا اواخر خرداد ماه کار اسکلت ساختمان جديد خانه تئاتر را به پايان برسانيم [ ادامه ]
جليل فرجاد و دلايلش براي کم کاري در تئاتراکنون يک سال از ايفاي نقش در نمايش"سمفوني بيداري" ميگذرد که علاوه بر اجراي عمومي در جشنواره تئاتر فجر سال گذشته نيز اجرا داشتيم، اما هنوز دستمزدهاي ما تسويه نشده است، بنابراين با چنين اوضاعي نميتوان روي درآمد تئاتر حساب کرده و به وسيله آن امرار معاش کرد [ ادامه ]
"روياي خليج فارس" در سواحل خليج فارساين نمايش نوشته سيروس کهورينژاد است که او نيز در اين نمايش ايفاي نقش دارد. نمايش"روياهاي خليج فارس" به داستان شاهزادهاي هلندي ميپردازد که به دختري از خطه بندرنشين دل بسته و اين در حالي است که مردي جنوبي نيز به آن دختر دل بسته است. حالا دختر که از اميال شاهزاده هلندي در مورد خطه بندرنشين با اطلاع است براي آنها شرطي تايين ميکند و... [ ادامه ]
"ابريشم بانو" در بخش چشمانداز جشنواره تئاتر فجرنمايش"ابريشم بانو" در سال 1384 به عنوان نمايشي برگزيده نخستين جشن ادبيات نمايش ايران انتخاب و معرفي شد و امسال در بخش چشمانداز جشنواره تئاتر فجر اجرا ميشود [ ادامه ]
فرهاد اصلاني در"آشپزباشي" اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون به سايت ايران تئاتر گفت:«پس از ايفاي نقش در اجراي عمومي نمايش"سمفوني درد" در نمايش ديگري بازي نکردم و فقط براي اجراي اين نمايش در جشنواره تئاتر روهر، به آلمان سفر کردم.» [ ادامه ]
"مچ گيري" رحمت اميني در تالار مولوياين نويسنده و کارگردان، به سايت ايران تئاتر گفت:«نمايشنامه"مچ گيري" يک ورژن از نمايشنامههايي است که قبلاً در شکل کارگاهي به اجرا درآمده است. اين نمايشنامه که به جامعه معاصر ميپردازد اخيراً در جديدترين شماره مجله نمايش نيز منتشر شده که البته براي اجرا تغييراتي نيز در آن صورت خواهد گرفت.» [ ادامه ]
داود رشيدي خبر داد: پايان ترجمه نمايشنامه"منهاي دو"اين بازيگر و کارگردان پيشکسوت تئاتر و سينما به سايت ايران تئاتر گفت:«پيش از اين قرار بود که نمايشنامه را خودم به فارسي ترجمه کنم اما به دليل مشغلههاي کاريام ترجيح دادم اين کار را شهلا حائري که يکي از مترجمان خوب کشورمان است، انجام دهد.» [ ادامه ]
آشا محرابي که آخرين بار دو سال قبل با نمايش"عشقه" روي صحنه تئاتر حضور پيدا کرد، از ايفاي نقش در نمايش"شهر شطرنجي" در بخش چشمانداز بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر خبر داد. [ ادامه ]
دوشنبه 16 دی 1387 ساعت 10:48:00 AM
اين مراسم شنبه 21 دي ماه توسط انجمن نمايشگران عروسکي خانه تئاتر در دانشکده سينما ـ تئاتر برگزار ميشود و علاقهمندان ميتوانند در اين روز از ساعت 17 تا 19 به دانشکده سينما ـ تئاتر مراجعه کنند. در اين مراسم هما جديکار، عادل بزدوده و شاگردان هنرمند فقيد کامبيز صميميمفخم حضور خواهند يافت [ ادامه ]
|
دکتر محمدحسين ايماني در همايش بسيج هنرمندان در محکوميت جنايات رژيم صهيونيستي:
طي هفتههاي آينده کاملترين شکل حضور هنرمندان را خواهيد ديد دوشنبه 16 دی 1387 ساعت 10:25:00 AM تعداد بازدید: 26
| ||||
پيمان شيخي:
همايش سازمان بسيج هنرمندان در محکوميت جنايات رژيم صهيونيستي در تالار وحدت برگزار شد. به گزارش سايت ايران تئاتر، غروب روز گذشته همايش سازمان بسيج هنرمندان در محکوميت جنايات رژيم صهيونيستي با حضور جمعي از هنرمندان بسيجي در تالار وحدت برگزار شد. در ابتداي اين همايش پس از قرائت آياتي چند از کلامالله مجيد و پخش سرود ملي، نماهنگ ترانه "يه مسجد" با صداي امير تاجيک خواننده پاپ که در خصوص فلسطين اشغالي است با بازي اشکان خطيبي پخش شد. در ادامه اين همايش عباسعلي براتيپور شاعر معاصر، ابياتي چند از اشعار خود را در مدح قدس قرائت کرد و سپس اسحاقي بيانيه سازمان بسيج هنرمندان و مهندس سجادپور به عنوان نماينده هيأت اسلامي هنرمندان بيانيه اين هيأت را قرائت کرد. پس از قرائت اين بيانيهها دکتر مجيد سرسنگي قائم مقام سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري تهران روي صحنه حاضر شد و ضمن تسليت ايام محرم حسيني گفت:«اميدوارم هر چه زودتر اين نسل کشي وحشيانه رژيم اشغالگر قدس به پايان برسد. حدود 60 سال از اشغال فلسطين و از مقاومت مردم مظلوم فلسطين ميگذرد ولي قصه پر غصه فلسطين تا حدي دردناک است که شايد بتوان گفت که بيش از اين سالها قدمت داشته است.» وي در ادامه افزود:«آن چه که اتفاق افتاده نبرد کلام حق است. شايد تقارن حمله رژيم اشغالگر قدس به غزه با ايام عاشوراي حسيني، يادآور همان شعار معروف کل يوم عاشورا، کل عرض کربلاست. بيشک مقاومت مردم آزاده فلسطين و فرياد دشمن ستيزي همه مسلمانان و کساني که جانهايشان از اين واقعه به درد آمده، ادامه دهنده پيامي است که حضرت اباعبدالله براي ما به يادگار سپردهاند. به اعتقاد من تمام اين ظلمها محکوم به فنا هستند و روزي فرا ميرسد که سرور ما و امام موعود ما پا به عرصه بگذارد و تمام اين رنجها جاي خود را به زيبايي بدهد.» سرسنگي خاطر نشان کرد:«به طور قطع زبان هنر و عرصه فرهنگ بهترين عرصه براي مقابله با آن چيزي است که در غزه ميگذرد. من از برگزار کنندگان اين همايش تشکر و قدرداني ميکنم که با درايت و هوشمندي تمام محملي را براي ابراز انزجار از رژيم اشغالگر صهيونيستي فراهم آوردهاند.» سپس رضا فياضي بيانيه خانه تئاتر را قرائت کرد و حسين مسافرآستانه با صرف نظر از قرائت بيانيه مرکز هنرهاي نمايشي و فرهنگسراي پايداري از دکتر محمدحسين ايماني معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دعوت به عمل آورد. دکتر ايماني پس از قرار گرفتن پشت تريبون گفت:«اين شروع يکسري حرکتهاي مداوم هنري است که طي هفتههاي آينده کاملترين شکل حضور هنرمندان را خواهيد ديد و هنرمندان در شکل بينالمللي آثار خود را ارائه خواهند کرد.» اين مراسم با اجراي نمايش"در قاب ماه" به کارگرداني حسين مسافرآستانه پايان يافت.
| ||||
یکشنبه 15 دی 1387 ساعت 3:35:00 PM
به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر از روابط عمومي نمايش"روياهاي خليج فارس"، اين نمايش نوشته سيروس کهورينژاد است که امير دژاکام براي شرکت در بخش مسابقه بيستوهفتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر کارگرداني آن را به عهده گرفته است. [ ادامه ]
یکشنبه 15 دی 1387 ساعت 2:18:00 PM
نمايش"خورشيد کاروان" نوشته مهدي متوسلي است که با حضور تعدادي از مددجويان کانون اصلاح و تربيت در تماشاخانه باران کانون اصلاح و تربيت شهر زيبا اجرا ميشود. [ ادامه ]
دومین مجموعه اجراهای رادیو تئاتر با حضور هنرمندان رادیو به روی صحنه می رود
یکشنبه 15 دی 1387 ساعت 12:59:00 PM
به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر، شهرام گیل آبادی مدیر کل نمایش رادیو با اعلام این خبر گفت: ویژگی مهم دومین مجموعه اجراهای رادیو تئاتر انتخاب نمایشنامه های ماندگاری از نویسندگان بعد از انقلاب است که اغلب وقایع و رویداد های زمان انقلاب و جنگ را دستمایه کار خود قرار داده اند [ ادامه ]
اهداي مدال خانه تئاتر به دبير کميته نشر يونيماي جهانيیکشنبه 15 دی 1387 ساعت 12:08:00 PM
آلن لوکوک دبير کميته نشر يونيماي بينالملل در دوازدهمين شماره مجله شفاهي صفير شرکت کرد.
همايون فربود عضو هيئت مديره و مسئول روابط عمومي انجمن نمايشگران عروسکي خانه تئاتر ايران با اعلام اين خبر به سايت ايران تئاتر گفت:«دوازدهمين شماره از مجله شفاهي صفير با حضور آلن لوکوک دبير کميته نشر يونيماي بينالملل و ايرج راد مديرعامل خانه تئاتر برگزار شد و طي برگزاري اين شماره مداليوم مخصوص خانه تئاتر توسط ايرج راد به آلن لوکوک تقديم شد.» [ ادامه ]
درود خداوند بر شما پاک نهاد
به انگيزه فرا رسيدن ايام نوروز
طي مراسمي با حضور رييسجمهور
نشست خبري نخستين جشنواره عدالت و اميد:
نشست مطبوعاتي نمايش"شکار روباه"
پنجمين نشست انجمن کارگردانان خانه تئاتر
گفت و گو با محمدحسين ناصربخت
گفتوگو با ساشا دونجروويچ کارگردان نمايش"باغ آلبالو"
مراسم معرفي بهترينهاي تئاتر ايران برگزار
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/10/01 - 85/10/30





.jpg)





.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)


.jpg)




.jpg)
.jpg)